گزارش های تصویری: گزارش سفر به ایتالیا از آرش نور آقایی

گزارش سفر به ایتالیا از آرش نور آقایی

منبع: http://nooraghayee.com/?p=10678

فردا (۱۳ فروردین) ساعت ۲۰:۵۵ به وقت ایتالیا به سمت تهران پرواز خواهیم کرد و امشب آخرین شبی است که در این کشور می خوابیم. حالا که می نویسم رُم را گشته ایم و یک سفر یک روزه هم به شهرهای پُمپی و ناپل داشته ایم. متاسفانه تمام عکس هایی که از شهر ناپل گرفته بودم و همچنین برخی از عکس های پمپی، رم و واتیکان به خاطر اشتباهی که در کپی کردن عکس ها انجام دادم، پاک شد و از بین رفت. با این حال اگر از شهر ناپل صرف نظر کنیم و به باقی عکس ها رضایت دهیم، گزارش تصویری زیر شرح مختصری از چند روز آخر سفرمان خواهد بود:



 وقتی فلورانس را به سمت رم ترک کردیم، سر راه از شهر پیزا بازدید کردیم. پیزا در حدود ۹۰ هزار نفر جمعیت دارد، در مرکز ایتالیا و در استان توسکانی واقع شده و از مراکز صنعتی، توریستی و فرهنگی ایتالیا به شمار می رود.



جاذبه های گردشگری پیزا شامل کلیسای جامع “دل دومو”  Del duomo، محل تعمید و برج ناقوس (یا همان برج کج معروف پیزا) است. کلیسای جامع و برج کج پیزا در تصویر دیده می شوند و محل تعمید را در عکس بالایی دیدید.


کلیسای جامع در سال ۱۰۶۳ میلادی به سبک رومی ساخته شده .


برج کج پیزا Leaning tower را در تصویر مشاهده می کنید. این برج نمونه ای از معماری رومی است و ساخت آن در سال ۱۱۷۳ شروع شد. ساخت این برج مدت ۲۰۰ سال طول کشید و به عنوان برج ناقوس کلیسا استفاده می شد. ۵۵ متر ارتفاع و ۱۶ متر قطر دارد و در ۸ طبقه ساخته شده. داخل برج راه پله مارپیچی با ۲۹۴ پله وجود دارد. می گویند وقتی که ۳ طبقه از برج ساخته شده بود، قسمتی از آن شروع به فرو رفتن در خاک کرد و همین مساله باعث شد که ساخت این برج حدود یک قرن به تاخیر بیفتد. بعدتر در سال ۱۳۰۱ ساخت برج دوباره شروع شد و در سال ۱۳۵۰ به پایان رسید. آن چه که باعث شهرت این برج شده همین کج بودن آن است. در حال حاضر این برج حدود ۵ متر از محور عمودی منحرف شده و این را گردشگری که از پله های برج بالا می رود خیلی خوب درک می کند و البته تجربه هیجان انگیزی است. برج پیزا در هر سال حدود ۱ میلی تر منحرف تر می شود. مطمئنم که می دانید این همان برجی است که گالیله آزمایش معروف خود (شتاب یکسان برای اجرام متفاوت) را در آن اجر کرد.


دیگر همه ی دنیا “سکینه آشتیانی” را می شناسند.


اولین مکانی که ما در شهر رم به همراه راهنمای محلی بازدید کردیم، میدان ونیز piazza Venezia بود. قدم زنان خودمان را به “فروم” و ”کلوسئوم” رساندیم و برای ناهار به میدان “اسپانیا” Spagna رفتیم. در انتهای روز از میدان و باسیلیکای معروف واتیکان با عنوان “سن پیتر” بازدید کردیم. در تصویر بخشی از “فروم” رمی و معبدی که توسط “ژولیوس سزار” بنا شده بود را می بینید.


بدون شرح


 بدون شرح


 این گلادیاتورها در نزدیکی کلوسئوم با گردشگران عکس می گیرند و پول طلب می کنند.


 کلوسئوم بزرگترین آمفی تئاتر رم باستان قلمداد می شود. فرق سالن تئاتر یونانی و آمفی تئاتر رومی در این است که در سالن های تئاتر یونانی فقط اجرای نمایش های کمدی و تراژیک اجرا می شد، اما در آمفی تئاترهای رومی، مسابقات ورزشی، مبارزه گلادیاتورها با هم و با حیوانات وحشی و از این قبیل نیز برگزار می شده است.


دستور ساخت کلوسئوم Colosseum توسط امپراطور ”وسپاسیان” Vespasian در سال ۷۰ میلادی صادر شد. ابعاد این آمفی تئاتر بیضی شکل، ۱۸۹ در ۱۵۶ متر  است و ظرفیت ۵۰۰۰۰ نفر را دارد. کف چوبی کلوسئوم با ماسه پوشیده شده بود تا خون گلادیاتورهایی را که در آن مبارزه می کردند و در این حین، زخمی و کشته می شدند را به خود جذب کند. جالب این که گاهی میدان آمفی تئاتر را پر از آب می کردند و جنگ ها و مبارزات دریایی را در آن به نمایش می گذاشتند. آخرین مبارزه گلادیاتورها در این آمفی تئاتر به ۵۲۳ بعد از میلاد مسیح برمی گردد.


یکی از بناهای “فروم” در تصویر مشخص است.


 در تمام مدتی که در پمپی قدم می زدیم، پر از انرژی و شعف بودم. تجربه ی نابی از حس تونل زمان بود. راهنمای محلی امان می گفت هر چه در رابطه با سبک زندگی مردم روم باستان می دانیم، به خاطر وجود پمپی است.  پُمپی یکی از شهرهای باستانی ایتالیای کنونی است که در ناحیه ی “کامپانیا”، در نزدیکی شهر ناپل، در دهانه رود “سارنو” Sarno و در دامنه کوه آتشفشانی کوه “وزوویوس” Vesuvius واقع شده است. این شهر در سال ۶۰۰ قبل از میلاد ساخته شد و هنگامی که در ۸۰ قبل از میلاد تحت سیطره ی امپراطور رم درآمد، به اقامتگاه ثروتمندان رومی تبدیل شد. در زمان میلاد مسیح این شهر ۲۰۰۰۰ سکنه داشت و بندر تجاری مهمی قلمداد می شد. پمپی در ۱۹ اوت سال ۷۹ میلادی با فوران آتشفشان کوه Vesuvius ( که ظاهرا ۲۸ ساعت ادامه داشته) ویران شد و تا سال ۱۷۴۸ میلادی زیر گدازه ها مدفون باقی ماند. در این سال باستان شناسان بخشی از این شهر را زیر گدازه ها بیرون آوردند و درکاوش های سال ۱۹۱۲ میلادی، آمفی تئاتر این شهر و چندین خانه کشف شد. پمپی در جریان حملات جنگ جهانی دوم باز هم خسارت دید. بد نیست بدانید در سال ۱۹۴۴ یعنی در جریان جنگ جهانی دوم، کوه “وزوویوس” باز هم آتشفشان کرد. پمپی در میان شهرهای ناپل، سورنتو، سالرنو و پوگیومارینو قرار گرفته. در تصویر یک آمفی تئاتر شهر پمپی را می بینید.


 این جا محل نگهداری گلادیاتورها در همان ساختمان آمفی تئاتر است. گلادیاتورها تا گلادیاتور شوند، برای صاحبانشان خرج زیادی برمی داشتند، بنابراین باید در چنین مکان هایی نگهداری و به عبارتی زندانی می شدند.


پمپی یک شهر است با وجود معابد و خانه ها و بازار و فروم و خیابان ها و چهار راه ها. خیابان های این شهر، شرقی - غربی و شمالی - جنوبی ساخته شده بودند. در تصویر، سنگ فرش های یک خیابان که در کنار آن مغازه ها و فروشگاه ها قرار داشته اند مشخص است.


جای چرخ ارابه ها بر روی سنگفرش ها مشخص است.


 نمایی از یک خیابان دیگر.


 در دو طرف این خیابان خانه ها دیده می شوند.


نمایی دیگر .


 Domvs به زبان لاتینی یعنی “خانه” و این یکی، خانه ی خانواده ی Cornelia بوده. راست و دروغش با راوی.


 هر چند در تصویر مشخص نیست، اما بنا بر گفته ی راهنمای محلی، این چیزی که در این جا می بینید و بر رویش نوشته هایی وجود دارد (نوشته ها در اثر انعکاس نور خورشید مشخص نیست) یک جور بیلبورد تبلیغاتی برای شرکت در رای گیری (در همان زمان) بوده است. این بیلبورد را بر روی دیوارهای خیابان های اصلی نصب کرده بودند.


همین امروز هم، گاهی این کوچه های تنگ و تاریک شهرها ما را به سمت محله های خلاف هدایت می کنند. در این کوچه یک روسپی خانه وجود داشته است.


 شرح خدمات: نقاشی های دیواری (فرسکو) بر در و دیوار روسپی خانه.


 راهنمای محلی امان می گفت، برای هر دو جنس زن و مرد روسپی خانه وجود داشته. به عبارت دیگر، نه تنها برای زن ها مشتری مرد می آمده، بلکه برای مردها هم مشتری زن وجود داشته.


تخت های روسپی خانه: در این روسپی خانه چندین اتاق در ۲ طبقه موجود بود.


 غالب خانه های شهر پمپی به این صورت بوده که: از در وارد می شویم، بعد از عبور از یک راهروی کوتاه به حیاط مرکزی می رسیم که دارای یک حوض آب است. در اطراف حیاط اتاق هایی وجود داشته که ارباب و برده ها در آن ها زندگی می کردند. درواقع شبیه معماری خانه ها در شهرهای کویری ایران است.


 راهنمای محلی می گفت که این لوله ها برای انتقال آب از منبع اصلی به حوض های سر چهار راه ها بوده که عموم مردم از آب درون آن ها بهره برداری می کردند. این لوله را با روکش محافظت کرده اند.


 در تصویر، محل قرار گرفتن در مغازه ها مشخص است. ظاهرا به صورت کشویی باز و بسته می شده اند.


همان توضیح قبلی.


آب و شراب و نوشیدنی های دیگر را نگهداری می کرده اند (می فروخته اند). به زبان امروزی “بار” Bar بوده.


این جا نانوایی بوده که در آن هم نان می پخته اند و هم کیک. آن ساختمان آجری، نانوایی بوده که از داخلش یک نان پیدا کرده اند و این سازه هایی که در سمت راست می بینید، آسدس (آسیاب دستی) برای درست کردن آرد هستند.


 نمایی دیگر از پمپی.


نقاشی های دیواری یکی از خانه های معروف در پمپی .


همان توضیح قبلی .


نمایی از داخل یکی از خانه های اعیانی .


پمپی توسط آن کوهی که در انتهای تصویر می بینید (Vesuvius) ویران شد. البته قبل از آتشفشان ارتفاعش بیشتر از این بوده.


 برای این که آب و غذا را خنک نگه دارند آن ها را در این سفال ها نگهداری می کرده اند.


 نمایی دیگر از پمپی.


 در سال ۷۹ میلادی با شروع فوران آتشفشان، گازهای سمی در هوا پراکنده شدند و با مخلوطی از خاکستر گدازه ها به روی مردم شهر باریدن گرفت. نهایتا گورستانی پدید آمد که به خاطر عدم تماس اجساد با اکسیژن، از پوسیدن حفظ شدند. باستان شناسان با استفاده از بقایای این اجساد، اطلاعات زیادی را در رابطه با سبک زندگی مردم پمپی به دست آورده اند.


بازار


 یکی از معابد در شهر پمپی.


“فُروم”: به عبارتی همان میدان اصلی شهر که در اطرافش معبد و ساختمان های اداری و سیاسی و … وجود داشته.


سایت موزه ی پمپی: این موزه پر از سفال و سکه و چند جسد است. در تصویر جسد یک سگ دیده می شود.


جسد چمباتمه زده .



در تصویر جسد یک زن دیده می شود که حامله بوده و در این حالتی که قرار گفته بچه ی دیگرش را از گدازه های آتشفشان محافظت کرده. بچه اش در تصویر دیده نمی شود، راهنمایمان گفت که بچه اش را برای نمایش در یک نمایشگاه برده اند.

پی نوشت:

۱- ما بعد از دیدار از پمپی، به ناپل Napoli یا Neapolis (در زبان یونانی به معنی شهر نو و جدید) رفتیم که در نوع خودش تجربه ی جالبی بود. ناپل پس از رم و میلان سومین شهر بزرگ ایتالیاست و از لحاظ پاکیزگی و مبادی آداب بودن، شبیه دیگر شهرهای اروپایی نیست. در یک کلام عین خودمانند. نایل بین دو کوه آتشفشانی (فعال) قرار گرفته.

۲- یک روز قبل از روز پروازمان به سمت تهران، با تعدادی از مسافرانم در شهر رم قدم زدیم. ما با هم از هتل حرکت کردیم، از پل Margherita (”مارگریتا” اسم یک پیتزای معروف هم هست) عبور کردیم، به میدان مردم (ملت) Piazza Popolo رفتیم، بعد راهمان را از داخل خیابان via del Corso که یکی از خیابان های معروف شهر رم است، ادامه دادیم. این خیابان، میدان “پوپولو” را به میدان “ونیز” وصل می کند. در مسیر از Fontana di Trevi (معروف به چشمه عشاق: این مکان فواره ای دارد که توسط “نیکلا سالوی” به سبک باروک طراحی شده و در قرن ۱۸ تکمیل شده است. گردشگران به سمت این چشمه می روند و از پشت سکه ای در حوض آن میاندازند، به امید این که دوباره به رم بازگردند)، Pantheon (معبد خدایان: یکی از مهمترین ساختمان های رم باستان است که به شکل استوانه ساخته شده و قطر گنبدش ۴۳ متر است. این معبد بین سال های ۱۱۸ تا ۱۲۰ میلادی توسط امپراطور آدریانوس بنا شده و خیلی خوب تا به امروز حفظ شده است. گنبد بزرگ این معبد بر روی یک ساختمان ۸ ضلعی ساخته شده) و میدان Navona (یکی از پاتوق های گردشگران و مردم شهر رم) بازدید کردیم. در این میدان ناهار خوردیم. همچنین از موزه “لئوناردو واوینچی” در نزدیکی Campo de Fiori بازدید کردیم. در انتها همگی به موزه واتیکان رفتیم. در این پیاده روی، چهار بچه زیر هشت سال (دو بچه یک ساله و دو ساله) همراهمان بود.

پایان سفرنامه یونان و ایتالیا
این گزارش تصویری در سال ۱۳۹۱ ثبت شده است.

0 نظرات:

ارسال یک نظر