گزارش های تصویری: زنان در کنار مردان در کار (مزارع نیشکر)

زنان در کنار مردان در کار (مزارع نیشکر)

زنِ کارگرِ نی بر، شاغل در مزرعه نیشکر / این عکسها که از کار در مزارع نیشکر در لنگرود برداشته شده، بهانه ای شد تا نیم نگاهی  داشته باشیم به کار سخت و طاقت فرسای نی بری در مزارع نیشکر و برخورد امنیتی و ضد کارگری رژیم اسلامی با سندیکای کارگران نیشکر در هفت تپه.



کارگران نی‌بُر کارگران فصلی‌‌ای هستند که از اواسط بهمن‌ماه به مدت شش ماه در مزارع نیشکر کار ‌می‌کنند. این زمان گرم‌ترین زمان در خوزستان است و به همین دلیل شرایط کاری این کارگران بسیار دشوار است.



کارگران نی بر سمومی که توی نی‌ها استفاده شده را استنشاق می‌کنند، دوده استنشاق می‌کنند.


خیلی وقتها دست و پای خودشان را می‌برند، برای این‌که با قمه کار می‌کنند و قمه ابزار درستی برای کار آنها نیست.


کمر خیلی از این‌ها از کار می‌افتد. مشکلات بدنی و پزشکی فوق‌العاده زیادی خواهند داشت و خیلی از این‌ها تا ۲۰ سال هم به سختی می‌توانند کار کنند.


کارگر نی‌بری که ۲۰ سال کار بکند، دیگر ابدا کارهای عادی زندگی خودش را هم نمی‌تواند انجام بدهد. یعنی از لحاظ بدنی دیگر هیچ کاری از او ساخته نیست.


در سال ۱۳۸۶ کارخانه نیشکر هفت‌تپه که بالغ بر ۳۷۰۰ کارگر دارد، مشمول قانون اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی مبنی بر خصوصی‌سازی شد. از آن زمان مدیریت این کارخانه به این بهانه که کارخانه در آستانه واگذاری به بخش خصوصی است، از دادن حقوق کارگران خودداری کرد.


مافیای شکر در جمهوری اسلامی، به راحتی می‌تواند شکر را با قیمت خیلی پایین‌تر وارد بکنند. یکی از دلایل بیکارسازیها در صنعت نیشکر واردات بیرویه شکر توسط مافیای شکر، که جای پائی در میان دولتمردان دارند، می باشد.


هیچ کارگر نی‌بُری در هفت تپه با ابزار کار نامناسب و شرایط بسیار سختی که دارد نمی‌تواند ۵۰ سال کار بکند. ۲۶ـ ۲۵ سال که کار بکند، کاملا از لحاظ بدنی داغان خواهد شد یا خواهد مرد.


نبودن شرایط بهداشتی، عدم هرگونه بازرسی و نیز عدم اجرای قانون طبقه‌بندی مشاغل، از جمله دیگر مشکلات کارخانه هفت‌تپه است.


در آبان ماه سال ۸۶ بیش از دوهزار و پانصد کارگر این کارخانه در نامه‌ای به مدیر کل کار استان خوزستان، خواستار بازگشایی سندیکائی که در سال ۱۳۵۳ تشکیل شده‌بود، شدند. چند روز پس از ارسال این نامه، افرادی که نامشان به عنوان اعضای هیات بازگشایی ذکر شده بود بازداشت شدند.


کارگران شرکت هفت تپه در چند دهه‌ی اخیر که چیزی به اسم ’’شورای اسلامی کار‘‘ تشکیل شد و ادعای نمایندگی‌شان را می‌کرد، فهمیدند که این شورا نمی‌تواند در قالب نماینده‌ی کارگران، حق و حقوق و مطالبات‌شان را پیش ببرد. بنابراین یک قدم به پیش برداشتند و تشکلی مستقل و خودساخته توسط خودشان ایجاد کردند.


تشکیل سندیکا یا یک تشکل صنفی حتی طبق قوانین جمهوری اسلامی حق کارگران است اما رژیم ضدکارگر اسلامی با این حق نیز برخورد امنیتی می کند.


وحشت رژیم از اتحاد کارگران است. وقتی کارگران دست به ایجاد تشکل مستقل و خودساخته‌ی خودشان می‌زنند، مقامات دست به سرکوب کارگران می‌زنند.


وکیل اعضای سندیکای کارگران هفت تپه پس از بازداشت این کارگران: گمانه‌زنی‌ای که من می‌توانم بکنم این است که فشار نیروهای امنیتی و اطلاعاتی برای این است که به وسیله‌ بازداشت موکلین من و خصوصا بازداشت بلند مدت آقای علی نجاتی و با توجه به اعمال فشار، تهدیدها و ارعاب‌هایی که انجام می‌شود، این سندیکای کارگران هفت تپه را که در سال ۱۳۵۳ تشکیل شده بوده و در سال ۸۶ توسط موکلین احیاء شده، منحل بکنند. صرفا من این گونه بازداشت‌ها را فشار برای انحلال سندیکای شرکت هفت تپه می‌دانم.


رژیم اسلامی اعضای هئیت مدیره سندیکای کارگران هفت‌تپه را، به مدت سه سال از حضور در تمامی فعاليت‌ها وانتخابات صنفی کارگران محروم کرد.


موج پرونده سازی برای کارگران عضو سندیکا و بازداشت آنان که از سال 87 شروع شد، کماکان ادامه دارد. رژیم اسلامی اینک برای تحت فشار دادن کارگران و اعضای سندیکا، همسران آنان را از هرگونه خبر رسانی منع کرده و انان را هم به دادگاه می کشاند.


عکاس / ابوذر بذری
گزارش بالا مربوط به سال ۱۳۹۱ می باشد.

0 نظرات:

ارسال یک نظر