گزارش های تصویری: جنازه ای که با گذشت یک قرن هنوز مثل روز اول سالم است

جنازه ای که با گذشت یک قرن هنوز مثل روز اول سالم است

برنادت سوبیرو (به فرانسوی: Marie-Bernarde Soubirous) در ژانویه ۱۸۴۴ - ۱۲۲۳ ه.ش - در روستای لورد در جنوب فرانسه به دنیا آمد.
11 فوریه سال 1858 ( حدودا 149 سال پیش ) در شهر Lourdes فرانسه دختری 14 ساله به نام برنادت سوبیرو در زباله دانی ماساویه ، بانوی مقدسی را بر دهانه غار ماساویه مشاهده کرد. بانویی سرتاپا سپید پوش و زیبا ، با شالی آبی رنگ که به کمر خود بسته بود و بر روی پاهایش پوشیده شده از گلهای طلایی بود. در دست بانو تسبیحی از مروارید و یک صلیب طلایی بود. بانو به برنادت لبخندی زد و با او صحبت کرد. ( حضرت مریم )
خبر دیدن مریم مقدس به زودی در کل شهر لرد پیچید و هنگام رفتن برنادت به ماساویه خانواده او و همچنین عده ای از مردم شهر همراه او شدند تا مریم مقدس را مشاهده کنند ، در حالی که تنها برنادت قادر به دیدن بانوی مقدس بود و این امر باور کردن سخنان او را سخت می نمود و همچنین ظاهر شدن حضرت مریم در این مکان کثیف ، غیر عادی و دور از عقل به نظر می رسید، اما پدید آمدن چشمه ای در آنجا و شفا گرفتن مردم از آب آن چشمه تصدیقی بر گفته های برنادت بود.Massabielle به یکی از عبادتگاه های مهم مسیحیان تبدیل شده و مردم برای عبادت و گرفتن شفا از هر سوی دنیا به این مکان مقدس می شتابند.اما جایی که ما رفته بودیم ماساویه نبود و صومعه ای بود در شهر نورس. برنادت وقتی 22 ساله بود یعنی در سال 1866 ، به این صومعه آمد تا بتواند به آرزوی خود که راهبه شدن بود جامه عمل بپوشاند. او همیشه در مقابل صلیب داخل صومعه و تندیس مریم مقدس به عبادت می پرداخت و روز به روز عشق به پروردگار و حضرت مسیح را بیشتر در وجود خود حس می کرد. تا اینکه بیماری سختی برنادت را به لحظه مرگ نزدیک و نزدیک تر کرد. او حتی توان راه رفتن هم نداشت و سرانجام فرشته مرگ بر بالین او حضور یافت و او در سال 1879 و در سن 35 سالگی به علت سرطان استخوان در گذشت. توموری بزرگ روی زانوی او قرار داشت و مدتها به سرطان استخوان مبتلا بود. درد و رنج این بیماری به قدری است که مردان تنومند را به گریه می اندازد ولی او از بیماریش با کسی نه سخن گفته بود و نه شکوه ای کرده بود.مریم مقدس به او گفته بوددر این دنیا نمی توانم به تو قول خوشبختی بدهم اما دنیای دیگرآری جسد برنادت را در این صومعه کوچک دفن کردند. سالها گذشت و ماجرای او همچنان بر سر زبانها بود. عدّّّّّّّّّّّّه ای هم هنوز به حرفهای این دختر پاک ایمان نداشتند و به دنبال دلیل محکمتری بودند. سر انجام تصمیم گرفتند تا جسد برنادت را از خاک بیرون بیاورند. آیا بعد بیرون آوردن چند تکه استخوان پوسیده از خاک کار درستی بود؟ آرامش برنادت را برهم زدند و در حضور مقامات رسمی و پزشکان جسد را بیرون آوردند.همه لال شده بودند . برنادت مثل روز اول سالم ، پاکیزه ، خوشبو و آرام خوابیده بود. جنازه را در محفظه شیشه ای قرار دادند و آزمایشهای علمی لازم را روی او انجام می دادند تا ببینند جسد رو به متلاشی شدن هست یا نه. همه آزمایشها منفی بود. نباید بیشتر از این آرامش این دختر معصوم را بر هم می زدند. برنادت برای همیشه در آن محفظه شیشه ای آرام گرفت. 128 سال از مرگ او می گذرد و او همچنان آرام ، خوشبو و سالم به خواب فرو رفته گویی که او هنوز زنده است. برای حفاظت از دستها و صورت او ماسکی تهیه شده و روی پوست برنادت قرار داده اند. باور نکردنی بود.
تصویر جنازه او در داخل محفظه شیشه ای مربوط به سال ٢٠١١ میلادی می باشد.










0 نظرات:

ارسال یک نظر