آیه جدید 2011:
ليس المؤمن الذى يجعل الپَسورد علي مودمه وايرلس و جاره في كف الاينترنت الى جنبه."
"مسلمان نيست كسي كه روي مودم وايرلسش پسورد ميگذارد در حالي كه همسايهاش شب بدون اينترنت ميخوابد.
--------------------------------------------------------------
پیامبر به بالای منبر رفت و با صدای بلند گفت: چه کسی بعد من خلیفه میشود؟ علی وجنتی دستهایشان را بالا بردند!! پیامبر رو به جنتی کرد و گفت: احمد جون موقت می خوام، نه دائم
--------------------------------------------------------------
بسیجیه نماز می خوند یک نفر رد شد گفت عجب آدمه با خداییه...بسیجیه نماز و ول کرد گفت: روزه هم میگیرم!!!
--------------------------------------------------------------
دوتا آخوند سواریک اتوبوس شدند به راننده گفتند شما که مدام در سفر هستید از کجا میدانید بچه ای که همسرت بدنیا میاره مال خودتونه ؟ راننده میگوید: ما راننده ها یه عادتی داریم و خیلی راحت این را می فهمیم. بچه که دو ساله شد او را پشت فرمان توبوس می نشانیم. اگر دو دستی فرمان را گرفت ، می فهمیم که این بچه حلال زاده خودمان است. اخونده با تعجب می پرسد، خوب اگر دو دستی نگرفت چی/ راننده پاسخ می دهد، در آن صورت میدانیم که حرامزاده است و میبریم بچه واگذار می کنیم حوزه علمیه قم که بهش برسند تا حسابی روش باز بشه و قرآن خواندن یاد بگیره تا اخوند بشه!
--------------------------------------------------------------
یه آخوندی میره پیش یک کشیش و ازش میخواد بش یاد بده چطوری اونا گناهای مردمو میبخشین.
کشیشه میگه کاری نداره. با من بیا تو اتاق اقرار تا بت نشون بدم.
دو تائی میرن تو اتاق اقرار و بعد از چند دقیقه یک خانومه میاد و میگه:
پدر روحانی منو ببخش.
دخترم اقرار کن به گناهی که مرتکب شدی.
پدر من یک بار به پسر همسایه دادم.
برو 10 دلار بنداز تو صندوق کلیسا. خدا گناه تو را خواهد بخشید.
زن بعدی وارد میشه:
پدر روحانی منو ببخش.
دخترم اقرار کن به گناهی که مرتکب شدی.
پدر من دو بار به برادر شوهرم دادم.
برو 20 دلار بنداز تو صندوق کلیسا. خدا گناه تو را خواهد بخشید.
دختر سوم وارد میشه:
پدر روحانی منو ببخش.
دخترم اقرار کن به گناهی که مرتکب شدی.
پدر من سه بار به سه تا پسر دادم.
برو30 دلار بنداز تو صندوق کلیسا. خدا گناه تو را خواهد بخشید
کشیشه از آخونده میپرسه یاد گرفتی؟
آخونده میگه آره. این کاری نداره.
کشیشه میگه خوب تا من میرم یک قهوه بخورم تو به بعدی برس.
کشیشه چند دقیقه بعد بر میگرده می بینه آخونده یه دختره رو گذاشته بیخ دیوار و سخت مشغول ........
میگه فلان فلان شده من نگفتم دختره را بکنی. گفتم گناهاشو ببخشی.
آخونده میگه: والله آمد گفت چهار بار داده. گفتم برو 40 دلار بریز تو صندوق. گفت فقط پنجاهی دارم. خواستم حسابش سر راست شه
--------------------------------------------------------------
یه مگس بسیجی به نامزدش میگه ایشالا قسمت بشه ماه عسل میبرمت دستشوی حرم امام
--------------------------------------------------------------
به یه نفر میگن یه جمله بگو که 3 تا دروغ توش باشه میگه : دانشگاه آزاد اسلامی
--------------------------------------------------------------
به پیرزنه میگن : ننه ؛ شوهرت بدیم یا بفرستیمت مکه؟؟میگه: ننه ؛ مکه که فرار نمیکنه
--------------------------------------------------------------
و خداوند زنها را افريد تا هيچ مردي به مرگ طبيعي نميرد.
سوره سكته/ ايه دق
--------------------------------------------------------------
غضنفر مسجد میسازه، كسی مسجدش نمیره.
برای جلب توجه مردم سر در مسجدش میزنه نماز صبح یك ركعت بدون وضو
--------------------------------------------------------------
به یارو میگن میدونی چرا اسم این خیابون ولیعصره ؟
میگه اخه صبح و شب هیچ خبری نیست ولی عصر بیا ببین چه خبره
--------------------------------------------------------------
از آخونده ميپرسن: صيغه يعني چي؟
ميگه: اولئك الذين دمرو و چسبانك الكمرو ولنگالنگ في السماء و يدانك في الارض و لبانك في لبي و انا تف تف و انت اخ اخ و انا سعي الفشار و انت سعي الفرار وانا اضحك و انت ابكي وفي الاخر راهي الحمام!
--------------------------------------------------------------
یه آقاهه ميره حرم داد می زنه : آقايون شلوغ نكنيد!
حاجت ها قاطی میشه!
من پارسال اومدم
حامله شدم
--------------------------------------------------------------
بسیجبه می ره حرم امام رضا کارت عابر بانکشو میندازه تو ضریح می گه : حاجتمو بده تا رمزشو بگم!
--------------------------------------------------------------
المپیک آخوندها:
شنا در بیت المال
سوارکاری بر ملت
... ...
پرش از مالیات
صیغه نوردی
پرتاب فتوا
فیگور روی منبر
--------------------------------------------------------------
نماز خوندن معتاد ها :
بشم الله لحمان لحیم قفلو داد به احد احد داد به سمد سمد لم داد اینور لم داد اونور ولم کن بابا کفرش اومد احد!...
--------------------------------------------------------------
بابا این آقاهه اصلا کار نمیکنه ها _ ولش کن پسرم ، یه نگاهی به سن و سالش بنداز ، نمیتونه ( اعتراض اسماعیل نسبت به کمک نکردن جنتی در ساخت کعبه )
--------------------------------------------------------------
جنتی ضمن تکذیب شدید عبارت "یکی بود یکی نبود، غیر از خدا هیچکی نبود"، بر حضور فعال خود در آن مقطع حساس تاریخ تأکید کرد
--------------------------------------------------------------
یه چند هفته ست که خیلی احساس تنبلی می کنم و این هفته آخر هم دیگه دارم از پا در میام.چرا؟
همیشه فکر میکردم کمی تنبلم،اما حالا دقیقا حساب کردم و متوجه شدم که خیلی کار میکنم.
ببین ما تو ایران 72میلیون جمعیت داریم که 13میلیون اینها بازنشسته هستند.پس میمونه 59میلیون نفر.
از این تعداد،24میلیون دانش آموز و دانشجو هستند.یعنی برای انجام کارا فقط35میلیون نفر میمونن.
تعداد 10میلیون نفر هم توی ادارات دولتی شاغلن که خب عملا کاری انجام نمیدن.
پس برا پیش بردن کارا فقط 25میلیون نفر باقی می مونن.
ازاین 25میلیون نفر هم 4میلیون نفر آخوند و ملا و سانسورچی اینترنت و نماینده مجلس هستند..
پس فقط 21میلیون باقی می مونه و اگه بدونیم که 17میلیون آدم جویای کار داریم،معنیش این خواهد بود که کل کارهای مملکت رو 4میلیون نفر دارن انجام میدن.
اما حدود 2میلیون نفر هم نیروهای مسلح داریم و این یعنی 2میلیون نفر نیروی کار باقی می مونن.
از بین این 2میلیون، 900,646 نفر عضوپلیس و وزارت اطلاعات هستن.
پس کلا می مونیم 1,003,531 نفر.
حالا این وسط 876,649 نفر بیمار داریم که قدرت کار ندارن و بار کارای کشور افتاده رو دوش 200,806 نفر ...
فراموش کردم که بگم ما 186,806 نفر هم ممنوع القلم،ممنوع التصویر،ممنوع الصدا و دیگر انواع زندانی داریم .
پس کل کارای کشور افتاده رو دوش 14 نفر
از این 14تا ،12تاشون عضو شورای نگهبان هستن.
پس نتیجه میگیریم که کل کارای کشور رو من و تو باید انجام بدیم.
تو هم که نشستی داری ایمیل می خونی !!!!!!!
--------------------------------------------------------------
قبل انقلاب تلويزيون عرق خوري و لهو لعب نشون ميداد، ملت ميرفتن مسجد. الان مسجد ونماز جمعه نشون ميده ملت ميرن عرق خوري و لهولعب!!!
--------------------------------------------------------------
دختره از جنتی میپرسه حاج آقا شما چند سالتونه؟
جنتی بغض میکنه و میگه:خدا رحمت کنه حوا رو؛اونم مثل تو کنجکاو بود..
--------------------------------------------------------------
واعظی پرسید از فرزند خویش
هیج دانی مسلمانی به چیست؟
صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت، هم کلید زندگیست
گفت زین معیار اندر شهرما
یک مسلمان هست آن هم ارمنیست
--------------------------------------------------------------
دیشب خواب دیدم شب اول قبرم بود
نشسته بودم بالای سر جنازم دیدم ۲ نفر یهو اومدن تو قبر..
با ترس گفتم شما نکیر و منکرین ؟
گفتن : پـَـَـ نــه پـَـَـــ
... ما کامران وهومنیم..!
اومدیم بگیم تو خودت نمره ی بیستی
--------------------------------------------------------------
وقتي با اين همه گناه رسيدم اون دنيا ,
خودم شروع کردم به رفتن سمتِ جهنم که يه فرشته بهم گفت کجا؟!
گفتم: هان؟!
گفت: ايراني هستي ديگه؟!
گفتم : آره.......
گفت: بيا برو تو بهشت!
... گفتم: من ميدونم گناه کارمُ اول بايد برم جهنم...
گفت: پس فکر کردي تو اين مدت کجا بودي؟!
--------------------------------------------------------------
و به اذن خداوند در سالهای دور موریانه ای به کره خاکی فرستاده شد تا عهدنامه صلح بین عزرائیل و جنتی را بخورد...اما جنتی موریانه را خورد!
(کتاب مقدس،سوره الجنتیُ منَ الحیات،آیات خسته انتهایی)
--------------------------------------------------------------
دهه 60 :
نسلي از نسلهاي اين مملكت هستند كه از اسمشان پيداست روزگار كدامين انگشتش را به انها نشان داده است
--------------------------------------------------------------
رفتیم واسه عروسی باغ اجاره کنیم ... یارو میگه جای امن میخای ؟پَـــ نَـ پَـــ یه باغ بده تجاوز خورش خوب باشه مهمونا روش حساب کردن !
--------------------------------------------------------------
رفتم خون بدم دكتر ميگه يه واحد ديگه؟!!!
ميگم پ نه پ!!!! ميخواي لوله كشي كن ملت حالشو ببرن
--------------------------------------------------------------
ای کسانیکه ایمان آورده اید ،اگر به جای ایمان ،"سیمان " آورده بودید این مملکت تا حالا آباد شده بود. سوره صادرات آیه 3000000000000
--------------------------------------------------------------
به سلامتی پسرخاله که می دونست نون و نفت گرون میشه
هی می گفت نون بگیرم ؟
نفت بگیرم ؟
هیشکی هم تحویلش نمی گرفت!
--------------------------------------------------------------
مردم دارن از گرسنگی میمیرن نصف برنامه های تلوزیون شده اشپزی!!!
خـب دوتا برنامه اختلاس بذارین ملت فنون اختلاسو یاد بگیرن شکمو هفت جد وابادشونو سیر کنن
--------------------------------------------------------------
قدیما برق ها رو روشن میذاشتیم میرفتیم مسافرت،
دزده فک کنه یکی خونه هست، الان هرجوری حساب میکنیم
برق ها رو خاموش کنیم و دزد بزنه به صرفه تره !!!
--------------------------------------------------------------
احمدی نژاد بعد از سخنرانیش چراغ ها رو خاموش کرد ، شیر گاز را بست ، سماور را از برق کشید ، در ها رو قفل کرد و خارج شد.
چون قبل از سخنرانیش همه رفته بودند. پارسال اینها رو بان کی مون به او گفته بود که امسال او تمام این کارها را خود از بر انجام داد.
--------------------------------------------------------------
یه راننده کامیون به اداره پلیس تلفن می زنه و میگه: من یک مارمولک را له کردم... پلیسه میگه: خب جسدش را از وسط جاده بردار بیانداز کنار جاده... راننده کامیون می پرسه: عبا و عمامه اش را چکار کنم!؟
--------------------------------------------------------------
یه شونه تخم مرغ خریدم 8000 تومن یه کتاب از میشل فوکو 4000 تومن، یعنی اگر به جای فیلسوف مرغ باشی ارزش چیزی که بیرون میدی دو برابر میشه
--------------------------------------------------------------
هواپيمايي درحال سقوط بود و يک چتر نجات کم بود!
بنابر اين يک نفر بايد فداکاري مي کرد.
زين الدين زيدان يک چتر بر داشت و گفت : من بهترين فوتباليست جهان هستم و بايد نجات پيدا کنم اين را گفت و پريد !
...
برد پيت هم يک چتر ديگر بر داشت و گفت: من محبوب ترين هنرپيشه جهان هستم و بايد نجات پيدا کنم. اين را گفت و پريد!
...
احمدی نژاد هم يک چتر بر داشت و گفت: من باهوش ترين رئيس جمهور دنيا هستم و بايد نجات پيدا کنم. اين را گفت و پريد !
فقط دو نفر در هواپيما مانده بودند. يک پسر بچه نه ساله و یک پیرمرد...
پیرمرد گفت: فرزندم ! من عمر خودم را کرده ام و آينده پيش روي تو است. بيا اين چتر را بردار و خودت را نجات بده!
پسر بچه گفت: احتياجي نيست. اون آقاهه که مي گفت باهوش ترين رئيس جمهور دنياست، با کوله پشتي مدرسه من پريد بيرون ...!
--------------------------------------------------------------
دولت مردان کل جهان مخالفانشان را از کشور تبعید می کنند تاعذاب بکشند
اما
دولت جمهوری اسلامی مخالفانشان را از کشور تبعید نمی کنند بلکه ممنوع الخروج میکنند
چون هیچ تبعیدگاهی بدتر و عذاب آورتر از ایران وجود ندارد.
--------------------------------------------------------------
پروردگارا هر بلایی را از کشور های مسلمان دنیا دور کن چون هر اتفاقی بیفته ما باید پولشو بدیم ...
--------------------------------------------------------------
اي كساني كه ايمان آورده ايد! سر جدتون ، جان مادرتون كاري به كار كساني كه ايمان نياورده اند نداشته باشيد.
ای کسانی که ایمان آوردهاید، از هر کجا آوردهاید برید بذارید سر جاش. ای کسانی که...
--------------------------------------------------------------
زندگی بعد از یارانه ها:آب:اشک
غذا:کشک
یخچال:مشک
حمام:تشت...
توالت:دشت
سفر خارجی:رشت
آسایش:پشم
--------------------------------------------------------------
گشت ارشاد به دختر:
دختره كجا ميری؟.. ميرم به آرايشگاه، مو رنگ كنم، فرنچ كنم، برنز كنم، خوشگل بشم بعد ميام تو منو بگیر …
--------------------------------------------------------------
مرده ب زنش میگه 4تا حیوون نام ببر ک با خ شروع شه......
میگه خودت خواهرت خدا بیامرز بدرت خیر نبینه مادرت
--------------------------------------------------------------
عروس وارده مجلس عروسی شد مادر شوهر گفت صلی علی محمد دشمن جونم هومد
عروس میگه عقرب زیر قالی خاستی بسر نیاری
--------------------------------------------------------------
دعای خانمها:
خدایا به من عشق بده تا شوهرم را درک کنم.
صبر بده تا او را بپذیرم.
ولی قدرت نده که می زنم لهش می کنم.
--------------------------------------------------------------
روزی یک زوج، بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند. آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول 25 سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند. تو این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشون (راز خوشبختیشونو) بفهمن.
سردبیر میگه: آقا واقعا باور کردنی نیست؟ یه همچین چیزی چطور ممکنه؟
مرد روزای ماه عسل رو بیاد میاره و میگه: بعد از ازدواج برای ماه عسل به شمیلا رفتیم. اونجا برای اسب سواری، دو تا اسب مختلف انتخاب کردیم. اسبی که من انتخاب کرده بودم خوب بود. ولی اسب همسرم به نظر یه کم سرکش بود.
سر راهمون اسب ناگهان پرید و همسرم رو از زین انداخت. همسرم خودشو جمع و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت :"این بار اولته" بعد از چند دقیقه دوباره همون اتفاق افتاد. این بار همسرم نگاهی با آرامش به اسب کرد و گفت : " این بار دومته "و بعد سوار اسب شد و راه افتادیم.
وقتی که اسب برای سومین بار همسرم رو انداخت؛ همسرم خیلی با آرامش تفنگشو از کیف در آورد و با آرامش شلیک کرد و اون اسب رو کشت. سر همسرم داد کشیدم و گفتم : " چیکار کردی روانی؟دیوونه شدی؟ حیوون بیچاره رو چرا کشتی؟"
همسرم یه نگاهی به من کرد و گفت: " این بار اولته"!
--------------------------------------------------------------
تعدادى پيرزن با اتوبوس عازم تورى تفريحى بودند. پس از مدتى يکى از پيرزنان به پشت راننده زد و يک مشت بادام به او تعارف کرد.
راننده تشکر کرد و بادامها را گرفت و خورد. در حدود ٤٥ دقيقه بعد دوباره پيرزن با يک مشت بادام نزد راننده آمد و بادامها را به او تعارف کرد. راننده باز هم تشکر کرد و بادامها را گرفت و خورد.اين کار دوبار ديگر هم تکرار شد تا آن که بار پنجم که پيرزن باز با يک مشت بادام سراغ راننده آمد، راننده از او پرسيد چرا خودتان بادامها را نمىخوريد؟ پيرزن گفت چون ما دندان نداريم. راننده که خيلى کنجکاو شده بود پرسيد پس چرا آنها را خريدهايد؟ پيرزن گفت ما شکلات روى بادامها را خيلى دوست داريم!
--------------------------------------------------------------
دوتا سگ می خواستن با هم ازدواج کنن عروس موقع بله گفتن ميگه : اجازه پدر سگم , مادرسگم , برادرهای توله سگم و خود تخم سگم واق واق
--------------------------------------------------------------
کره خره از مامانش پرسید:من چطور به دنیا اومدم؟مامانش گفت:بابای خرت خر شد, عاشقه منه ماده خر شد, منه خرهم خر شدم, عاشقه اون نره خر شدم, این طوری شد که خر تو خر شدو, کره خری به در شد
--------------------------------------------------------------
بچه مثبته از یکی میپرسه : آقا ببخشید... خیلی خیلی عذر
میخوام..شرمنده.. روم به دیوار.. اسمتون چیه؟
یارو شاکی میشه، میگه: ایجو که تو پرسیدی، اسمم انه
--------------------------------------------------------------
زن به دامپزشكي مراجعه كرد و گفت: من اصلاً حالم خوب نيست.
دامپزشك گفت: شما اشتباهي اومدين اينجا، اينجا دامپزشكيه!
زن گفت: نه دكتر، درست اومدم، آخه من صبحها كه بلند ميشم اخلاقم مثل سگه،
ازصبح تا ظهر مثل خر كار ميكنم،
ظهرها هم مثل گاو غذا ميخورم، بعد از ظهر مثل خرس ميخوابم،
تازه شب كه شوهرم ميآد بهم ميگه سلام سوسك سياه..
--------------------------------------------------------------
يه بابايي يه پنگوئن رو تو خيابون پيدا ميکنه مي بردش به پاسگاه کلانتري
به افسره ميگه : اينو چيکارش کنم ؟ افسره ميگه بايد ببريش باغ وحش...
چند ساعت بعد افسره تو خيابون مي بينه همون يارو با پنگوئنه دست تو دست
هم دارن راه ميرن ، ميگه : اه ! نبرديش باغ وحش ؟
طرف ميگه : چرا ، الان دارم ميبرمش سينما
--------------------------------------------------------------
به یکی میگن بنی آدم اعضای یکدیگرند یعنی چی؟میگه یعنی خواهرت جیگر منه
--------------------------------------------------------------
میدونی آمار ازدواج در چه حیوانی بیشتر است؟در حلزون... چون هم خونه داره هم ماشین
--------------------------------------------------------------
فردی بنام یدالله در جمعی نشسته بود ، ناگهان بادی صدا دار از او خارج شد و جماعت به او خندیدن ، یدالله بسیار خجالت کشید و از خدا خواست که او را همچون اصحاب کهف به خوابی هزار ساله ببرد و دعایش مستجاب شد پس از هزار سال از خواب بیدار شد و چون احساس گرسنگی می کرد به نانوائی رفت و سکه ای برای خرید نان به نانوا داد نانوا نگاهی به سکه انداخت و گفت سکه گران بهائیست
باید مال دوران یدالله گوزو باشد !
--------------------------------------------------------------
از غضنفر میپرسن: پارسال روز زن چه کادویی به زنت دادی؟میگه: بردمش کیش. میگن: ای ول بابا، دمت گرم، خوب حالا امسال چیکار
میکنی؟ میگه: میرم میارمش
--------------------------------------------------------------
خانوم در حالی که جدول حل میکرد از شوهرش پرسید : یک اختراع نام ببر برای جبران اشتباهات بشر !
شوهر گفت : محضر طلاق
--------------------------------------------------------------
استاد: اون کدوم عضو بدنه که میتونه تا 8 بار بزرگتر بشه ؟
دانشجویه دختر : میدونم ولی روم نمیشه بگم
استاد : به 3 دلیل برات متاسفم:
1-. جواب مردمک چشم بود
2- فکر ت منحرفه
3- توقعت خیلی زیاد
--------------------------------------------------------------
دانشجوها برای شیطنت، روی تخته ی کلاس نوشتند: شورت استاد، قرمز گل گلیه!استاد اومد تو کلاس، یه نگاه به تخته کرد و با خونسردی خاصی گفت: هر کی اینو نوشته مامانش خیلی دهن لقه
--------------------------------------------------------------
به یک جوانی ميگن: خود ارضائي يعني چي؟
ميگه: تركيبي است از صنايع دستي و هنرهاي تجسمي!
--------------------------------------------------------------
از یک جوانی میپرسن: عاشورا چه روزیه؟
میگه: روزه جهانی قیمه!
--------------------------------------------------------------
از يكي ميپرسن گشنگي سخت تره يا عاشقي ؟ ميگه از قديم گفتن گشنگي نكشيدي كه عاشقي يادت بره ولي شما تا حالا تو خيابون دستشوئيت نگرفته كه جفتش يادت بره؟؟
--------------------------------------------------------------
ميگن : واجبي چيست ؟ ميگه :پودريست باستاني كه در حداكثر ۵دقيقه ميرزاكوچك خان جنگلي را به دكتر الهي قمشه اي تبديل مي كند
--------------------------------------------------------------
مي دانيد چرا بعد از عقد در دهان عروس و داماد عسل مي گذارند؟
براي اينكه مزه گهي كه خوردند عوض شود
--------------------------------------------------------------
سر در مطب جراح پلاستیک نوشته شده
لولو تحویل میگیریم هلو تحویل میدیم
--------------------------------------------------------------
از آخونده میپرسن معیارهای شما برای انتخاب همسر چیه؟ میگه: صداقت خدیجه، عفاف زهرا، صبر زینب، فداکاری سمیه، اندام جنیفر لوپز
--------------------------------------------------------------
به یک نفر میگن ننه بابات باهم چطورن؟ میگه: روز مثل سگ و گربه ، شب مثل پیچ و مهره
--------------------------------------------------------------
خلقت انسان تقريبا به پايان رسيده بود كه خداوند متوجه شد آدم و حوا وجه تمايز چنداني با هم ندارند.از اندامهايي كه خداوند براي انسان در نظر
گرفته بود چيز چنداني به جاي نمانده بود و او نمي توانست تصميم بگيرد كه براي تفكيك آن دو كدام عضو را به كدام يكشان بدهد.پس آنها را فرا خواند وگفت:
اشرف مخلوقات من! براي تفكيك شما دو تا از هم و تعيين جنسيتتون
دو عضو باقي مونده اوليش عضويه كه مي توني به وسيله اون ايستاده ادرار كني و...
آدم اجازه نداد حرف خدا تمام شود وجست و خيز كنان با اشتياق گفت :
اونو بده من ..اون دقيقا چيزيه كه نشون مي ده من بعنوان مرد جنس برتر
هستم ..اونو بده من
حوا تنها لبخند زد و با آرامش گفت:
اگه آدم اينقدر به اون احتياج داره من حرفي ندارم...نوش جونش
آدم عضو مورد نظر را دريافت كرد و با خوشحالي به طرف باغ بهشت رفت تا ايستاده ادرار كردن را تجربه كند.
وقتي دور شد خدا گفت:
با اين حساب تنها عضو باقيمونده به تو مي رسه
حوا پرسيد:اون چه عضويه؟
و خدا پاسخ داد:
اون مغزه
--------------------------------------------------------------
به غضنفر ميگن باريک الله يعني چي ؟ ميگه يعني خدا لاغر است
--------------------------------------------------------------
زين پس جاي واژه نامانوس "... كش " از كلمه زيباي "بانوآوران " و بجاي واژه قبيح "جا..." "از كلمه پرمعني "بستر سازان" و بجاي ".... خل" از كلمه "آلت پريش " استفاده نمائيم
--------------------------------------------------------------
بچه رفت پاسگاه گفت دوچرخه ام رو دزدیدن! پلیس گفت به کی شک داری؟ بچه هه گفت به بابام ! پلیس: چرا؟ بچه: چون دیشب هی به مامانم میگفت بشین روش تا علی نیومده
--------------------------------------------------------------
خلاصه خبرها در اخبار جمهوری اسلامی: اوضاع در همه جای دنیا از ایران بدتر است
--------------------------------------------------------------
خدایا سهمیه این دل مارو تو کدوم کارت میریزی که به دل ما چیزی نمیرسه ... ؟
--------------------------------------------------------------
همین چند هفته پیش بود که یه هموطن داخل بانکی در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت. وقتی
شمارش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای
مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را داره و به همین دلیل نیاز به یک وام
فوری بمبلغ 5000 دلار داره کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز ...به قدری وثیقه و گارانتی داره.. و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید ماشین فراری جدیدش را که دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود را به
کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام آقا موافقت کرد آنهم فقط برای دو هفته کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گرانقیمت را گرفت وماشین به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد. خلاصه مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت 5000 دلار + 15.86دلار کارمزد وام رو پرداخت کرد.
کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت " از اینکه بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم" و
گفت ما چک کردیم ومعلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید ولی فقط من یک
سوال برام باقی مانده که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که 5000
دلار از ما وام گرفتید؟ اصفهاني یه نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و
گفت: تو فقط به من بگو کجای نیویورک میتونم ماشین 250.000 دلاری رو برای 2
هفته با اطمینان خاطر و با فقط 15.86 دلار پارک کنم.
--------------------------------------------------------------
یه روز یه باباهه داشت بچه شو نصیحت میکرد میگفت:
دروغ نگو،
دست تو دماغت نکن،
جوراباتو بشور،
فحش نده
با ادب باش ،
یکی داشت رد میشد شنید گفت: اینارو وقتی بچه بود باید بهش میگفتی نه الان که رییس جمهور شده
--------------------------------------------------------------
حتي وقتي مي خواهيد از عرض خيابان يکطرفه عبور کنيد، حتما به دو طرف نگاه کنيد.چون اينجا ايران است! هر چيزي امکان پذير است.
--------------------------------------------------------------
از اونجايي که آمريکا هيچ غلطي نمینواند بکند،
پس تمام کارهايي که آمريکا ميکند صحيح است!!!!!
--------------------------------------------------------------
اول به سمت چپ که محل عبور ماشینهاست نگاه می کنیم
بعد به سمت راست که محل عبور موتورهاست نگاه می کنیم
بعد به سمت بالا نگاه می کنیم که محل سقوط هواپیماست
سپس با روحی آرام و قلبی مطمئن پا به خیابان می گذاریم
--------------------------------------------------------------
آقاي فلاني ميره كانديداي رياست جمهوري بشه ،
بهش ميگن پدر جان شما كه سواد نداري ؟
ميگه : مگه ريدن تو مملكت سواد هم ميخواد ؟!
--------------------------------------------------------------
شعار بنده خدا در تظاهرات اخیر :
وای به روزی که بفهمیم چی شد!
--------------------------------------------------------------
پدر: پسرم بزرگ شدی میخوای چه کاره بشی؟
پسر: سیاستمدار
پدر: مگه عقلت کمه؟
پسر: یعنی شرطش اینه!؟
--------------------------------------------------------------
یارو تو انتخابات كاندید میشه، بعد كه رایها رو می شمرن، میبینه سه تا رای آورده. شب که میره خونه، خانومش در جا یكی میخوابونه تو گوشش، میگه: میدونستم پای یك زنه دیگه هم وسطه!
--------------------------------------------------------------
روزی یکی از مریدان پریشان حال ،به نزد شیخ آمد و عرض کرد : یا شیخ خوابی دیدم بس ناگوار!
فرمود: بنال ببینم تعبیرش چه بُود ؟
گفت : خواب مردمانی دیدم که از تنشان گوشت همی کندند و گوشت را به دهانشان همی گذاردند.
رنگ از رخسار شیخ پرید ، فرمود : به گمانم زمان پرداخت یارانه ها رسیده
--------------------------------------------------------------
شخصي از ملا پرسيد: مي داني جنگ چگونه اتفاق مي افتد؟ ملا بلافاصله كشيده اي محكم در گوش آن مرد مي زند و مي گويد: اينطوري!
--------------------------------------------------------------
يه روز زمان جنگ موشكي زدند بغل حمام زنانه زنها لخت از حمام فرار كردن روز بعد جوانها شعار دادند:جنگ جنگ تا پيروزي - صدام بزن جا ديروزي.
--------------------------------------------------------------
یكی جبهه بوده از هر طرف خمپاره می یومده .یكی داد می زنه می گه : سنكر بگیرید .یارو از اون ور می گه : واسه من بربری بگیرید!
--------------------------------------------------------------
خانم حمیدی برای دیدن پسرش مسعود، به محل تحصیل او یعنی لندن آمده بود. او در آنجا متوجه شد که پسرش با یک هم اتاقی دختر بنام ویکی زندگی میکند. کاری از دست خانم حمیدی بر نمی آمد و از طرفی هم اتاقی مسعود هم خیلی خوشگل بود.
او به رابطه میان آن دو ظنین شده بود و این موضوع باعث کنجکاوی بیشتر او می شد. مسعود که فکر مادرش را خوانده بود گفت:من میدانم که شما چه فکری میکنید، اما من به شما اطمینان می دهم که من و ویکی فقط هم اتاقی هستیم.
حدود یک هفته بعد ویکی، به مسعود گفت: از وقتی که مادرت از اینجا رفته، ظرف نقره ای من گم شده، تو فکر نمی کنی که او قندان را برداشته باشد؟
مسعود جواب داد: خب، من به مادرم شک ندارم، اما برای اطمینان به او ایمیل خواهم زد.
او در ایمیل خود نوشت:
مادر عزیزم ، من نمی گم که شما ظرف نقره را از خانه من برداشتید، و در ضمن نمی گم که شما آن را برنداشتید، اما در هر صورت واقعیت این است که آن ظرف از وقتی که شما به تهران برگشتید گم شده.
با عشق ، مسعود
روز بعد ، مسعود یک ایمیل به این مضمون از مادرش دریافت نمود:
پسر عزیزم، من نمی گم تو با ویکی رابطه داری و در ضمن نمی گم که تو باهاش رابطه نداری. اما در هر صورت واقعیت این است که اگر او در تختخواب خودش می خوابید، حتما تا الان ظرف را پیدا کرده بود.
با عشق ، مامان
--------------------------------------------------------------
یارو سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از طرف ميپرسه: شما چي؟ يارو مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم باز ميکنيم ميخوريم!
--------------------------------------------------------------
عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچههاى کلاس عکس یادگارى بگیرد.
معلم هم داشت همه بچهها را تشویق میکرد که دور هم جمع شوند.
معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سالها بعد وقتى همهتون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگوئید: این احمده، الان دکتره. یا اون مهرداده، الان وکیله.
یکى از بچهها از ته کلاس گفت: این هم آقا معلمه، الان مرده.
--------------------------------------------------------------
و بهلول را گفتند که فرق" پوشک"و "عمامه" چیست؟
گفت در اصلشان فرقی نیست
پوشک را در" زیر" گه میگذارند
عمامه را "روی" گه.
--------------------------------------------------------------
بهلول را گفتند فرق " مستراح " و " منبر " چيست؟
گفت در اصلشان فرقي نيست.
هر کس که نخواهد در " جمع " بريند در آن رود
و هرکس که بخواهد " بر جمع " بريند بر اين رود.
--------------------------------------------------------------
نقل است کودکی را ختنه می کردند، داد و فریاد می کرد، حق داشت، اما در گوشه ای دیدند دختر بچه ای زار زار می گرید، گفتند تو دیگر چرا گریه می کنی؟ گفت: آخر دارند برای من تیزش می کنند!
--------------------------------------------------------------
یک روز پیرزنی را که از سفر مکه آمده بود در فرودگاه تهران بازرسی می کردند،در چمدانش یک بطر ویسکی که مقداری از آن مصرف شده بود پیدا کردند!پاسداره ازش پرسید مادر این چیه؟پیرزن جواب داد:مادر این ویسکیه!من پیر زن با این پاهام که همیشه درد میکنه که نمیتونم هفت دور دور کعبه بچرخم،یک استکان از این ویسکی می خوردم خود کعبه صد دور دور سرم می چرخید
--------------------------------------------------------------
جوان گفت: شنيده ام قد او کوتاه است
پيرزن گفت:اتفاقا اين صفت بسيار خوبي است، زيرا لباس هاي خانم ارزان تر تمام مي شود
جوان گفت: شنيده ام زبانش هم لکنت دارد
پيرزن گفت: اين هم ديگر نعمتي است زيرا مي دانيد که عيب بزرگ زن ها پر حرفي است اما اين دختر چون لکنت زبان دارد پر حرفي نمي کند و سرت را به درد نمي آورد
جوان گفت: خانم همسايه گفته است که چشمش هم معيوب است
پيرزن گفت: درست است ، اين هم يکي از خوشبختي هاست که کسي مزاحم آسايش شما نمي شود و به او طمع نمي برد
جوان گفت: شنيده ام پايش هم مي لنگد و اين عيب بزرگي است
پيرزن گفت: شما تجربه نداريد، نمي دانيد که اين صفت ، باعث مي شود که خانمتان کمتر از خانه بيرون برود وعلاوه بر سالم ماندن، هر روز هم از خيابان گردي ، خرج برايت نمي تراشد
جوان گفت: اين همه به کنار، ولي شنيده ام که عقل درستي هم ندارد
پيرزن گفت: اي واي، شما مرد ها چقدر بهانه گير هستيد، پس يعني مي خواستي عروس به اين نازنيني، اين يک عيب کوچک را هم نداشته باشد.
--------------------------------------------------------------
عباس میره تو بیابونای عربستان تعمیرگاه شتر میزنه . یه عرب شترش راه نمیرفته میکشونه تو تعمیرگاه عباس میگه : آقا شترم راه نمیره درستش کن. ... عباس به شاگردش میگه : ا َصغر شوتور اقا رو ببر رو چال . اصغر شترو میبره رو چال ، اصغر با سنگ میزنه تو تخمای شتره ، شتره مثل فشنگ میره . عرب میگه : حالا چطوری به شترم برسم ؟ عباس میگه : اصغر آ قارم ببر رو چال... بعد عربه هم گلوله میشه میدوه بیرون میره . بعد عباس میگه : اصغر پولشو داد؟ اصغر میگه : نه اوستا. عباس میگه : اصغر برو رو چال !!!!؟
--------------------------------------------------------------
بسیجیه میره جبهه خمپاره میخوره تو شورتش! وقتی برمیگرده برادرزادش میگه :
عمو سرحال نیستی ؟ میگه: عموت دیگه عمه شد ! هر چی که داشت کنده شد !!
--------------------------------------------------------------
بسيجيه بي سيم ميزنه به سيد (فرمانده اش) ميگه “سید من پنج هزار نفرو
دستگير كردم بيان ببرينشون” فرمانده هم تعجب ميكنه و با هيجان ميگه “ايول،
احسنت، حزب الله ماشالله…. حالا تو كه اين همه رو دستگير كردي زحمتشو بكش
بيار حاجي من نيرو ندارم” بسيجيه ميگه “بابا نمي شه آخه اين پدرسگها نمي
ذارن من بيام”
--------------------------------------------------------------
یک روز یک بسیجی زنگ می زند ستاد نماز جمعه و می گوید: حاج آقا اگر می شود
یک آخوند برای ما بفرستید. ما اینجا مسجد داریم اما آخوند نداریم.
ستاد
نماز جمعه می گوید: ما هفته پیش برای شما یک حجت السلام فرستادیم.
بسیجی
می گوید: آن را که کشتیم برایش امامزاده درست کردیم.
--------------------------------------------------------------
یکی ميره گل فروشي ميگه گل بنفشه دارين؟ يارو ميگه نه، مرده ميپره و تخماي گلفروشه رو ميگيره، گلفروشه ميگه ولم كن، یارو ميگه زنم گفته اگه گل بنفشه نداشت، تخمش رو بگير
--------------------------------------------------------------
به خروسه میگن : چرا معتاد شدی؟ میگه اگه زنتو لخت کنن بزارن پشت ویترین معتاد نمی شی
--------------------------------------------------------------
یارو زنش رو طلاق میده همه بهش میگن : بابا , طلا خانوم که زن خوبی بود چرا طلاقش دادی ؟ یارو با عصبانیت میگه غلط کرده . تازه فهمیدم که چقدر عوضی بود . دیروز بازار بودم همه میگفتن : طلا کشیده پائین
--------------------------------------------------------------
يكي واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. خلاصه هركي رد ميشده، يك خرما برميداشته و يك صلوات ميفرستاده. بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه يك مشت خرما برميداره، يكي دستشو ميگيره، ميگه: هوووي! چه خبره؟! يك نفر آدم مرده، اتوبوس كه چپ نكرده
--------------------------------------------------------------
يكي با زنش دعواشون شده بوده، با هم حرف نمي زدند. زنه وقتي شب ميره بخوابه، یه يادداشت برا شوهرش مي گذاره كه: منو فردا ساعت ۶ بيدار كن. صبح زنه ساعت ۱۰ از خواب پا ميشه، مي بينه براش یه يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه ساعت شیشه
طرف ميره ماشينشو بيمه كنه، آقاهه بهش ميگه ايشااله هيچوقت از بيمهتون استفاده نكنيد، یارو هم ميگه ايشااله تو هم از اين پوله خير نبيني
--------------------------------------------------------------
یه روز یه دختر زشت به دوست پسرش میگه شباهت من با خورشید چیه ؟ پسره میگه به 2 تاتون نمیشه مستقیم نگاه کرد.
--------------------------------------------------------------
يه بابائی قضاي حاجت داشته ,دستشوئی پيدا نميکنه ميره يه داروخانه.
ميگه آقا جان نفت داری؟
داروخانه چی بروبر نيگاش ميکنه و ميگه نفت؟ نه بابا جان اینجا داروخانس..نفتمون کجا بود؟
طرف ميگه:ای شاشيدم تو داروخانه ای که نفت نداره!ميشاشه و ميره.
دو روز بعد طرف دوباره داشته از اونجا رد ميشده باز شاشش ميگيره.
ميره همون داروخانه ميگه آقا نفت داری؟
داروخانه چی ایندفعه ميترسه و ميگه :آره قربونت داريم!.
طرف ميگه: ای شاشيدم به داروخانه ای که نفت داره , باز ميشاشه ميره.
يه هفته بعد باز داشته از اونجا رد ميشده باز شاشش ميگيره .ميره تو داروخانه ميگه آقا نفت داری؟
داروخانه چی ميگه: نه آقا جان ..نفت نداريم ..اما.. تو بشاش برو تو چيکار داری ما نفت داريم يا نداريم؟!
--------------------------------------------------------------
حسن ميره بالای درخت چنار ميپرسند : چيكار ميكنی ميگه دارم توت ميخورم
ميگن الاغ اون درخت چناره !
حسن ميگه الاغ خودتی توت تو جيبمه.
--------------------------------------------------------------
می دونی تفاوت شهرداری با صدا و سیما چیه؟ اولی آشغال رو جمع می کنه دومی آشغال پخش می کنه
--------------------------------------------------------------
از آخونده میپرسن شما معیارهای شما برای انتخاب همسر چیه؟ میگه: صداقت خدیجه، عفاف زهرا، صبر زینب، فداکاری سمیه، اندام جنیفر لوپز!
--------------------------------------------------------------
هم زشت و هم جوادم
بد تیپ و بد لباسم
گویم سخن فراوان با آنکه بی سوادم
تیغ و ژیلت ندارم
حموم رفته زیادم
پایم دهد کمی بو
من احمدی نژادم!
--------------------------------------------------------------
پنج صفتی که احمدی نژاد از پیامبران به ارث برده:
از محمد، بی سوادی
از عیسی، بی پدری
از موسی، جادوگری
از نوح، عمر
از سلیمان، صحبت با حیوانان!
--------------------------------------------------------------
یه خانمی میره هیات دولت میگه میشه دست به اونجای شوهرم بزنید؟
وزیرا میگن چرا؟
خانم میگه آخه دولت شما دست رو هر چی میذاره سه برابر میشه !!!
--------------------------------------------------------------
مستضعفی بگفتا: صاحبدلان خدا را،
ما انقلاب کردیم یا انقلاب ما را؟
هاتف بگفت از غیب، جانا که غافلی تو،
آخوند و شیخ و ملا ، کردند هر دو تا را!
--------------------------------------------------------------
يه روز خبرنگاره از يكي ميپرسه: ميتونيد در اين يوم الله بيست و دو بهمن پرچم سه رنگ ايران اسلامي رو توصيف كنيد؟
طرف ميگه: سبزش مال سيدهاست. سفيدش مال آخونداست. قرمزش خون شهداست. چوبشم كه ميكنن تو كون من و تو!
--------------------------------------------------------------
یه بسیجیه رو می فرستند چین آموزش شکنجه ببینه تا در آینده بهتر بتونن زندانیها رو به حرف بیارن . استاد چینی بهش می گه اولین درس ما مربوط به یک شکنجه چینی هست که سه مرحله داره و هر کس این شکنجه را یاد بگیره اجازه داره که به دوره بالاتر بره! بسیجیه که تو کهریزک هم قبلن کار می کرد و فکرمیکرد استاد شکنجه هستش با لبخندی تحقیر آمیز گفت حالا چی هست این سه مرحله؟ استاد چینی پاسخ داد امشب رو برو استراحت کن از فردا آموزش سه مرحله شروع میشه و بسیجی رو به اتاقی در طبقه سوم برد که تخت یک نفره ای درست کنار پنجره قرار داشت. بسیجیه شب رو می خوابه و صبح با یک سنگینی عجیبی روی شکمش بیدار می شه . روی یک سنگ ٥٠ کیلویی که درست رو شکمش قرار گرفته بود، نوشته بودن مرحله اول شکنجه. بسیجیه که از این همه حماقت چینی ها هم خندش گرفته بود و هم عصبانی بود با یک حرکت عصبی سنگ رو از روی شکمش برداشت و از پنجره پرت کرد بیرون که در همان موقع چشمش به یاد داشتی روی پنجره افتاد که نوشته بود مرحله دوم شکنجه: این سنگ به تخم راست شما بسته شده است، که دیگه دیر شده بود و فریاد وحشتناکی ازته جگر بسیجیه برخواست و در همان حال به خودش گفت خودم رو از پنجره می اندازم بیرون هر چی باشه دردش از اینی که دارم می کشم کمتره و خودشو از پنجره به بیرون پرت کرد و تازه پاش از لبه پنجره جداشده بود که زیر پنجره متوجه یادداشتی شد که روش نوشته بود، مرحله سوم : تخم چپ شما به پایه تخت خواب بسته شده است
--------------------------------------------------------------
به آخونده میگن کون گشاد تر از شما هم وجود داره؟ میگه آره، اونایی که به ما میگن التماس دعا
--------------------------------------------------------------
به یارو ميگن : کدوم حيوونيه که آدمو صبح براي نماز از خواب بيدار ميکنه ؟
طرف میگه
: بابام !!
--------------------------------------------------------------
کچله ميره آرايشگاه همه ميزنن زير خنده
ميگه: مرض اومدم آب بخورم
--------------------------------------------------------------
عبيد زاكانی را گفتند اسلام را چگونه ديدی؟گفت دين عجيبی است.چون در آن وارد شوی سر آلتت را ببرند و چون خارج شوی سر خودت را
--------------------------------------------------------------
روزی اخوندی در کنار راننده اتوبوس میشینه و از راننده مبپرسه " شما که همش در سفر هستید از کجا میدونید بچتون مال خودتونه؟" راننده که زرنگتر از اخونده بوده میگه " حاجی اقا یکی دوسالی نگهش میداریم بعد اگه دیدیم شکل خودمون نیست میفرستیمش حوزه." امیدوارم جوابتونو گرفته باشید
--------------------------------------------------------------
پسر: مامان امام خمینی توی دریا غرق شد مرد؟
مامان: نه پسرم...
پسر: پس چرا همه سالگردش می رن شمال؟
--------------------------------------------------------------
یه با با یی میره کله پاچه فروشی،طرف میگه آقا چشم بذارم؟؟؟
میگه اوکی منم میرم قایم میشم
--------------------------------------------------------------
به یه بابایی ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه: كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه!ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!!!
--------------------------------------------------------------
مرد به سرعت به خانه امد و فریاد زد عزیزم ساکتو ببند. من همین الان۱۰۰۰۰۰۰ میلیون دلار برنده شدم . زن ساکها رو برای ساحل ببندم یا کوه.مرد : مهم نیست فقط ساکتو ببندو از جلو چشام دور شو!
--------------------------------------------------------------
یه روز یه جوونی سرش رو می چسبونه به شیشه آرایشگاه و از آرایشگر می پرسه چفدر طول می کشه تا نوبت من بشه؟
آرایشگر یه نگاهی به مغازه اش می اندازه و جواب می ده : حدود 2 ساعت دیگه و جوون می ره
چند روز بعد دوباره جوونه می آد و سرش رو می چسبونه به شیشه می گه و می پرسه چفدر طول می کشه تا نوبت من بشه؟
دوباره آرایشگر یه نگاهی به مغازه اش می اندازه و جواب می ده : حدود 3 ساعت دیگه و جوون بازم می ره
دفعه بعد که جوونه میاد و این سوال رو می پرسه ، آرایشگره از یکی از دوستانش به نام Bill می خواد که بره دنبال طرف ببینه این آدم کجا می ره؟ ماجرا چیه که هر دفعه می پرسه کی نوبتش می شه اما می ره و دیگه نمی آد ؟!
Bill می ره و بعد از مدتی در حالی که از شدت خنده اشک تو چشاش جمع شده بود بر می گرده. آرایشگر ازش می پرسه : حوب چی شد؟ کجا رفت؟
Bill جواب می ده: رفت خونه تو
--------------------------------------------------------------
ابرام خالدار را به جرم سرقت محاكمه ميكنند، محکوم میشود که طبق حكم
شرع بايد يك دستش را قطع كنند. میخواهند دست راستش را قطع كنند، ميبينند
رویش با خال كوبي نوشته: مرگ بر آمريكا! ميگویند اين دست را كه نميشود قطع
كرد... میخواهند دست چپش را قطع كنند، ميبينند نوشته: مرگ بر اسرائيل!
ميگویند اي بابا اين دستم كه صلاح نيست قطع بشه. خلا... ادامه ...صه هرجای دیگرش را میخواهند قطع كنند، ميبيند يك
شعار انقلابي رویش خال كوبي شده، تا اينكه ميرسند به قسمت مردانگی اش،
ميبيند نوشته: جگوزي!
ميگویند : این دیوانه عجب چیز مهملی نوشته!
همين را ببُرین! در این اثنا ابرام میگوید: جناب سروان دست نگه دارين
اين
وقتي خوابيده است اين ريختيه، وقتي پاشه، روش نوشته جنگ جنگ تا پيروزي
--------------------------------------------------------------
نقل است که از یک آخوند حاضر جواب اصفهانی پرسیدند که آیا تا به حال پیش آمده
است که در پاسخ به متلکی ناتوان شوی.
جواب داد یک بار! و آن موقعی بود که یک سپیدهدم بارانی برای پیشنمازی به مسجد
می رفتم و کوچه پر از گل و لای بود. ناگهان در یک چاه فاضلاب افتادم و تا کمر
در مدفوع و ادرار فرو رفتم...
در فکر این بودم که اگر به منزل برگردم و لباس خود را عوض کنم، نماز مومنان قضا
خواهد شد و اگر با همین وضع به مسجد بروم که نمیتوانم نماز را اقامه کنم که
خانم جوانی رسید و مرا که در آن حالت دید با لبخند شیطنت آمیزی پرسید:
حاج آقا چرا اینقدر تو خودتون فرو رفتین؟!!
--------------------------------------------------------------
در پایان مصاحبه شغلی برای استخدام در شركتی، مدیر منابع انسانی شركت از مهندس جوان صفر كیلومتر ام آی تی پرسید: « برای شروع كار، حقوق مورد انتظار شما چیست؟»
مهندس گفت: «حدود 75000 دلار در سال، بسته به اینكه چه مزایایی داده شود.»ـ
مدیر منابع انسانی گفت: خب، نظر شما درباره 5 هفته تعطیلی، 14 روز تعطیلی با حقوق، بیمه كامل درمانی و حقوق بازنشستگی ویژه و خودروی شیك و مدل بالا چیست ؟
مهندس جوان از جا پرید و با تعجب پرسید: شوخی میكنید؟
مدیر منابع انسانی گفت: بله، اما یادت باشه اول تو شروع كردی !ـ
--------------------------------------------------------------
مردی به استخدام یك شركت بزرگ درآمد. در اولین روز كار خود، با كافه تریا تماس گرفت و فریاد زد: «یك فنجان قهوه برای من بیاورید.»ـ
صدایی از آن طرف پاسخ داد: شماره داخلی را اشتباه گرفته ای. می دانی تو با كی داری حرف می زنی؟
كارمند تازه وارد گفت: نه
صدای آن طرف گفت: من مدیر اجرایی شركت هستم، احمق !ـ
مرد تازه وارد با لحنی حق به جانب گفت: «و تو میدانی با كی حرف میزنی، بیچاره.»ـ
مدیر اجرایی گفت: نه
كارمند تازه وارد گفت: «خوبه» و سریع گوشی را گذاشت.
--------------------------------------------------------------
بسیجیه ميره مشهد ميگه يا امام رضا ازت مي خوام كه تو قرعه كشي بانك برنده بشم، يه ماشين ببرم. يه يكي دو سالي همين جور مي گذره و بسیجیه همش ميرفته حرم و دعا مي كرده ولي برنده نمي شده. يه شب امام رضا مياد تو خوابش بهش ميگه آخه عزيز دلم تو اول به بابات بگو يه حساب تو بانك برات باز كنه بعد دعا كن كه برنده بشي.
--------------------------------------------------------------
به بسیجیه میگن تا بحال راجع به فرمایشات مقام معظم رهبری فکر کردی؟ میگه: نه، ما رو چه به این گــُـه خوریا …
--------------------------------------------------------------
بسیجیه میره خوونه میبینه زنش با فرمانده پایگاه رو تخت مشغول عملیاته، غیرتی میشه میزنه توی گوش فرمانده و از تخت میاردش پایین. فرماندهه میگه پدرتو در میآرم، میفرستم کهریزک آدم شی… بسیجیه میگه: هیچ گـُـهی نمی تونی بخوری، من از روی این تخت “سردار”ها پایین کشیدم.
--------------------------------------------------------------
روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل
به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را
مينويسد اما در تايپ آدرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه
را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه
از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد
تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل
هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي
افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش
زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:
گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم
ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا
کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته
.من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه .
--------------------------------------------------------------
نام شوهر در زمانهاي مختلف
زمان آشنايي : مرد روياهام
زمان نامزدي : عشقم
زمان ازدواج : هم نفسم
بعد از يك ماه : جان دلم
بعد از دو ماه : سايه سرم
بعد از سه ماه : شوهرم
بعد از يك سال : آقا بالاسر
بعد از دو سال : بخور و بخواب
بعد از سه سال : نره غول
بعد از چهار سال : لندهور
پنج سال بعد : مرتيكه نفهم بي شعور مفتخور نمك نشناس
--------------------------------------------------------------
به غضنفر میگن چرا درس میخونی؟ میگه درس میخونم دكتر بشم، مطب بزنم، پول در بیارم، نیسان بخرم كار كنم
--------------------------------------------------------------
انــــواع مَــــــرد :
مَــرد اروپـايـي : يه زن داره يه دوست دختر (زنشو بيشتر از دوست دخترش دوست داره!)
مَــرد آمـريـکـايـي : يه زن داره يه دوست دختر (دوست دخترشو بيشتر از زنش دوست داره!)
مَــرد ايـرانـي : يه زن داره سي تا دوست دختر (مامانـشو از همه بيشتر دوست داره !!)
--------------------------------------------------------------
هفت ثانیه طول میکشه تا غذا از دهان وارد معده بشه
موی انسان میتونه ۳ کیلوگرم وزن رو تحمل کنه
طول آلت مردان ۳ برابر انگشت شصت شونه
استخوان ران به محکمی بتن میباشد
قلب زنها سریع تر از قلب مردها میزنه
... سرعت چشمک زدن زنها ۲ برابر مردهاست
وقتی ایستاده ایم 300 ماهیچه در حفظ تعادل به ما کمک میکنه
زنان تمام این متن رو خوندن
ولی ... مردها هنوز دارن به انگشت 60 شون نگاه میکنند!!
--------------------------------------------------------------
بد دوره زمونه ای شده! پدر آدم تو روی آدم وا میسه! عجب!
--------------------------------------------------------------
من از اولشم ریاضیم تعریفی نداشت....!! نمیدونم چجوری تونستم تو رو آدم حساب کنم...؟
--------------------------------------------------------------
اگه خواستی با یه دختر ازدواج کنی
زیاد درگیر این نشو که پدر و مادرش کی هستند
و خانواده اش از نظر مادی و معنوی در چه سطحی هستند !
تحقیق که کن که توی لیست دوست پسرای دوران مجردیش
دوستات یا آشناهات نباشن تا وقتی خواستی
... برای همسرت شیرینی بخری
رفیقت نگه : خامه ای نخر دوست نداره..
به جاش ناپلئونی بخر ..
--------------------------------------------------------------
اگر از تنهایی لذت نمی برید ازدواج کنید تا از تنهایی لذت ببرید
--------------------------------------------------------------
بسیجیه می ره لاس¬وگاس. زنگ می زنه به زنش می گه خانم من شهید شدم؟!! میگه وا این حرفا چیه؟ می گه آخه الان تو بهشتم!
--------------------------------------------------------------
فرشته مهربون به جوجه تیغی گفت: چه آرزویی داری برآورده کنم جوجه تیغی با اون چشای ریزش دستای کوچولوشو باز کرد و گفت:
. بغلم کن ♥
--------------------------------------------------------------
شیطان هرکاری کرد آدم سیب نخورد
رو کرد به حوا گفت : بخور واسه پوستت خوبه !
--------------------------------------------------------------
استاد: اون کدوم عضو بدنه که میتونه تا 8 بار بزرگتر بشه ؟
دانشجویه دختر : میدونم ولی روم نمیشه بگم
استاد : به 3 دلیل برات متاسفم:
1-. جواب مردمک چشم بود
2- فکر ت منحرفه
3- توقعت خیلی زیاد
--------------------------------------------------------------
همیشه پشت سر هر مرد موفق ، زنی است که هر چی تلاش کرده نتونسته جلوی موفقیت شو بگیره!!! (:
--------------------------------------------------------------
پدر بزرگ رو به نوه:
بدو برو قایم شو
امروز مدرسه رو پیچوندی معلمت اومده دنبالت
نوه:
نـــــــه، شما باید قایم شی،
من بش گفتم نمیام چون شما مردی
--------------------------------------------------------------
به بسیجیه نخبه پیدا می کنن، بهش میگن حموم چند بخشه؟ میگه: دو بخشه، زنونه و مردونه.
--------------------------------------------------------------
بسیجیه میره عملیات، با واجبی نارنجک درست میکه، میگن این چیه؟ میگه: میخوام وقتی ترکید پشمای همه بریزه.
--------------------------------------------------------------
بسیجیه ميره آزمايشگاه داد ميزنه ميگه چرا جواب خون شهدا رو نميدين؟
--------------------------------------------------------------
از خمینی پرسیدند شما ورزش را دوست دارید؟
ایشان گفتند: من خود ورزش نمیکنم ولی ورزشکاران را چرا.!!
--------------------------------------------------------------
خبرنگاره ميره جبهه جنگ گزارش تهيه كنه، يك دهاتی رو گير مياره ازش ميپرسه: برادر شما اينجا چيكار ميكنين؟
یارو ميگه: زرشك پاك ميكنيم!
خبرنگار ميپرسه: پس تو كار آشپزخونهايد؟
یارو ميگه: نه بابا! اينجا يك تابلوهايي زدن روش نوشتن: كربلا ما داريم مياييم، زير اين تابلوها ملت مينويسن زرشك! ما اونها رو پاک میکنیم!!
خبرنگار ميگه:كــــــات! آقا درست جواب بده
بابا پخش مستقيمه! دوباره ميپرسه: شما اينجا امداد غيبي هم دارين؟!
یارو ميگه: بله، هر از چند وقتي يك توپي، خمپارهاي مياد ميافته توي سنگر، هفت هشت نفر غيب ميشن!
خبرنگار داد ميزنه: كــــــــــــات! بابا اين چه وضعشه! درست جواب بده.
یاروميگه: آخه شما ميپرسي، من هم جواب ميدم ديگه!
خبرنگار ميپرسه: برادر شما اينجا ايثار هم ميكنين؟
یارو ميگه: والله عيسي رو نه ولی يه محمد داريم همه ....!!!!!
--------------------------------------------------------------
درود بـر زحمتکشان شهرداری کـــــه آشغال جمع میکنند...
کـــــون لــــق صدا و سیما کــــــــه آشغال پخش میکنند....
--------------------------------------------------------------
حاکمی به مردمش گفت: صادقانه مشکلات را بگویید. حسن نزد حاکم رفت و گفت: گندم و شیر که گفتی چه شد؟مسکن چه شد؟ کار چه شد؟ حاکم گفت: ممنونم که من را آگاه کردی همه چیز درست میشود. یکسال گذشت... حاکم گفت: صادقانه مشکلاتتان را بگویید کسی چیزی نگفت. کسی نگفت گندم و شیر چه شد! کار و مسکن چه شد!! تنها از میان جمع کسی گفت: حــــــــــسن چه شد ؟
--------------------------------------------------------------
یك روز مردی در حال عبور از خیابان كودكی را مشغول جابجایی بسته ای دید
كه ازخود كودك بزرگتر بود، پس به نزدیكش رفته و گفت: عزیزم بگذار تا كمكتكنم.مرد وقتی خواست بسته را بردارد دید كه حتی حملش برای او مشكل است چه برسد به این بچّه. كمی كه رفتند مرد از كودك پرسید چرا این بسته را حمل میكند؟كودك در پاسخ گفت: كه پدرش از او خواسته است.مرد پرسید: چرا پدرت خودش این كار را انجام نداد؟ مگر نمیدانست كه حمل این بسته برایت چقدر سخت است...كودك جواب داد: اتفاقا مادرم هم همین حرف را به پدرم زد ولی او گفت:"خانم بالاخره یه خری پیدا میشه به این بچّه كمك كنه دیگه"
--------------------------------------------------------------
یارو داشته یکی رو بدجور میزده و هی داد میزده کمک کمک!
بهش میگن بابا تو که داری اینو می زنی، تو چرا کمک میخوای؟
میگه آخه این گفته اگه بلند شم لهت می کنم
--------------------------------------------------------------
وصيت نامه ای به طنز
قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم.
بعد از مرگم، انگشتهاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشتنگاري قرار دهيد.
به پزشك قانوني بگوييد روح مرا كالبدشكافي كند، من به آن مشكوكم!
ورثه حق دارند با طلبكاران من كتككاري كنند.
عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز از داخل گور اينجانب اكيدا ممنوع است.
بر قبر من پنجره بگذاريد تا هنگام دلتنگي، گورستان را تماشا كنم.
كارت شناساييم بت دو قطعه عکس مرا لاي كفنم بگذاريد، شايد آنجا هم نياز باشد!
مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانند.
روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهواره تا گور دانش بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنيد!
كساني كه زير تابوت مرا ميگيرند، بايد هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به دختران بيکار ندهيد.
گواهينامه رانندگيم را به يك آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد.
کله مرغ برای سگها يادتون نره چون گناه دارند گشنه بمونند.
بجای عکسم روی آگهی ترحيم کارت معافيم رو بزاريد.
در مجلس ختم من گاز اشكآور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند.
از اينكه نميتوانم در مجلس ختم خودم حضوريابم قبلا پوزش ميطلبم و خواهش ميکنم پشت سرم حرف در نيار يد.
التماس ميکنم کفنم را از يک پارچه مارکدار انتخاب کنيد تا جلوی آدمهای گه تازه به دوران رسيده کم نياريم.
به مرده شوي بگوييد مرا با چوبك بشويد چون به صابون و پودر حساسيت دارم.
چون تمام آرزوهايم را به گور ميبرم، سعي كنيد قبر مرا بزرگ بسازيد كه جاي آتها هم باشد.
--------------------------------------------------------------
بسیجیه داشته راديو پيام گوش ميداده، گزارشگره ميگفته: مسیر بهارستان به امام حسين بستهاست، مسیر انقلاب هم به امام حسين بستهاست… بسیجیه ميگه: باشه بابا بستس که بستس، ديگه چرا هي قسم ميخوري؟!
--------------------------------------------------------------
بسیجیه ميره سلمونی، ميگه: جناب اين ريش مارو اصلاح کن. سلمونيه میبينه طرف بسیجیه، ميگه بگذار يکم سر کارش بگذاريم. بهش ميگه: خشک بزنم يا تر؟ بسیجیه ميگه: يعنیچی، چه فرقی ميکنه؟ ميگه: ببين، اونايی که وقتی بچه بودن اوضاشون خراب بوده ترمیزنند، ولی اونايی که سابقشون پاکه خشک میزنند. بسیجیه بهش برمیخوره، ميگه: يعنی چی آقا؟! معلومه که بايد خشک بزنی! يارو هم شروع ميکنه همينجور خشک خشک ريش بدبخت رو تراشيدن. يکم که ميزنه، بسیجیه دهنش سرويس ميشه، ميگه: وايسا، وايسا! يه چيزايی داره يادم مياد!
--------------------------------------------------------------
بسیجیه ميره تو مسابقات المپيك شركت كنه ازش ميپرسن به چه مقامي فكر ميكني؟ ميگه به مقام معظم رهبری.
--------------------------------------------------------------
به يه بسیجیه تاكسي سمند مي دن. سه تا مسافر سوار مي كنه. اولي به مقصد مي رسه مي گه نگه دار. بسیجیه مي گه سمند داري؟ مي گه نه. مي گه پس بشين. دومي به مقصد مي رسه مي گه نگه دار. مي گه سمند داري؟ مي گه نه. مي گه پس بشين. سومي کمی فکر می کنه مي گه من سمند دارم نگه دار. بسیجیه مي گه پس بگو ترمزش كدومه؟
--------------------------------------------------------------
بسیجیه با خوشحالی به دوستش میگه بالاخره این پازل رو بعد از 2 سال حل کردم . دوستش میگه: 2سال زیاد نیست؟ میگه: نه بابا رو جعبه اش نوشته برای 7 تا 10 سال.
--------------------------------------------------------------
بسیجیه داشته به قصد کشت، خودش رو میزده! بهش میگن: چی شده؟ میگه: من بی غیرت، الان فهمیدم از کجای ننهام در اومدم.
--------------------------------------------------------------
بسیجیه باباش می میره دوستاش میان بهش تسلیت میگن. بسیجیه احساساتی میشه میگه ایشاالله ختم باباتون جبران کنم!
--------------------------------------------------------------
بسیجیه میره دزدی تفنگش رو میزاره پشت گردنه طرف میگه تکون بخوری با لگد میزنم در كونت!
--------------------------------------------------------------
به بسیجیه میگن زنتو دیدیم تو یک پیکان با ۵ تا سیبیل کلفت تو سر بالایی خیابون بغلی،میگه جدی میگی؟ این پیکان جدیدا عجب موتوری داره.
--------------------------------------------------------------
يه بسیجیه براي بچه اش لالايي ميخونه. بچه اش بعد از يك ساعت ميگه : حالا خفه شو ميخوام بخوابم.
--------------------------------------------------------------
بسیجیه بچه اش فرداي عيد فطر به دنيا مياد،اسمش رو ميزاره پسفطرت!
--------------------------------------------------------------
به بسیجیه میپرسن نام خانوادگی خدا چیه. میگه: وکیلی
--------------------------------------------------------------
یکروز بوش و اوباما در یک بار نشسته بودن. یک نفر
میرسه و میپرسه : "چیکار دارین می کنین؟" بوش جواب می ده: "داریم نقشه جنگ
جهانی سوم رو تنظیم می کنیم." یارو می پرسه: " چه اتفاقی قراره بیافته ؟!"
بوش میگه: "قراره ما 140 میلیون مسلمان، و آنجلینا جولی رو بکشیم! " یارو
با تعجب میگه: " آنجلینا جولی !؟! چرا می خواین آنجلینا جول......ی رو
بکشید؟! " بوش رو می کنه به اوباما و میگه: " دیدی گفتم ! هیچکس تو دنیا
نگران 140 میلیون مسلمان نیست.
--------------------------------------------------------------
یه نفر برای بازدید میره به یه بیمارستان روانی
اول مردی رو میبینه که یه گوشه ای نشسته، غم از چهرش میباره، به دیوار تکیه داده و هر چند دقیقه آروم سرشو به دیوار میزنه و با هر ضربه ای، زیر لب میگه: لیلا… لیلا… لیلا
مرد بازدید کننده میپرسه: این آدم چشه؟
میگن: یه دختری رو میخواسته به اسم "لیلا" که بهش ندادن، اینم به این روز افتاده
مرد و همراهاش به طبقه بالا میرن، مردی رو میبینه که توی یه جایی شبیه به قفس به غل و زنجیر بستنش و در حالیکه سعی
میکنه زنجیرها رو پاره کنه، با خشم و غضب فریاد میزنه: لیلا… لیلا… لیلا
بازدید کننده با تعجب میپرسه: این یکی دیگه چشه؟ میگن: اون دختری رو که به اون یکی ندادن، دادن به این!!!!!!
--------------------------------------------------------------
يک خانم براي طرح مشکلش به کليسا رفت .
او با کشيش ملاقات کرد و برايش گفت:
من دو طوطي ماده دارم که فوق العاده زيبا هستند.
اما متاسفانه فقط يک جمله بلدند که بگويند «ما دو تا خرابیم ... مياي با هم خوش بگذرونيم؟ ».
اين موضوع براي من واقعا دردسر شده و آبروي من را به خطرا انداخته ..
از شما کمک ميخواهم. من را راهنمايي کنيد که چگونه آنها را اصلاح کنم؟
کشيش که از حرفهاي خانم خيلي جا خورده بود گفت :
اين واقعاً جاي تاسف دارد که طوطي هاي شما چنين عبارتي را بلدند
من يک جفت طوطي نر در کليسا دارم.. آنها خيلي خوب حرف ميزنند و اغلب اوقات دعا ميخوانند ..
به شما توصيه ميکنم طوطيهايتان را مدتي به من بسپاريد. شايد در مجاورت طوطي هاي من آنها به جاي آن عبارت وحشتناک ياد بگيرند کمي دعا بخوانند .
خانم که از اين پيشنهاد خيلي خوشحال شده بود با کمال ميل پذيرفت.
فرداي آن روز خانم با قفس طوطي هاي خود به کليسا رفت و به اطاق پشتي نزد کشيش رفت .کشيش در قفس طوطي هايش را باز کرد و خانم ،طوطي هاي ماده را داخل قفس کشيش انداخت .
يکي از طوطي هاي ماده گفت: ما دو تاخرابیم. مياي با هم خوش بگذرونيم؟
طوطي هاي نر نگاهي به همديگر انداختند. سپس يکي به ديگري گفت: اون کتاب دعا رو بذار کنار. دعاهامون مستجاب شد
--------------------------------------------------------------
لاته میره روضه میخونه!!!!!!!! تموم که میشه از آخونده میپرسه چطور بود؟
آخونده میگه به شش نکته توجه نداشتی
1. یزید ظالم بود نه کس کش
2. "حر" به یزید پشت کرد، کیر نزد
3. هفتاد و دو تن شهید شدند نه اینکه بگاء رفتند
4. روز عا شورا هوا گرم بود نه تخمی
5. حضرت زین العابدین بیمار بود ... نه کون گشاد
6. هفتاد و دو تن عاشق امام بودن ... کس خل نبودن
--------------------------------------------------------------
میخواین بدونید چرا آخوند ها تو دوران تحصیلشون هیچی یاد نمیگیرن؟!
استاد: به نظر شما چرا حضرت محمد…
طلاب: اللهم صل علی محمد و آل محمد!
استاد: بله آفرین!می خواستم از شما بپرسم که چرا حضرت محمد…
طلاب: اللهم صل علی محمد و آل محمد!
... استاد: وعجل فرجهم انشاء الله! به نظر شما چرا حضرت محمد…
طلاب: اللهم صل علی محمد و آل محمد!
استاد: لا اله الا الله! چرا آن حضرت…
طلاب: کدام حضرت؟
استاد: حضرت محمد!
طلاب: اللهم صل علی محمد و آل محمد...
--------------------------------------------------------------
توقع چیست ؟ چیزی که همه دارن ولی تو نباید داشته باشی
--------------------------------------------------------------
پیرمرد به زنش گفت بیا یادی از گذشته های دور کنیم من میرم تو کافه منتظرت و تو بیا سر قرار بشینیم حرفای عاشقونه بگیم پیرزن قبول کرد فردا پیرمرد به کافه رفت دو ساعت از قرار گذشت ولی پیرزن نیومد وقتی برگشت خونه دید پیرزن تو اتاق نشسته و گریه میکنه ازش پرسید چرا گریه میکنی؟
پیرزن اشکاشو پاک کرد و گفت: بابام نذاشت بیام
--------------------------------------------------------------
یه روز، شهردار یکی از شهرهای دنیا !!! تصمیم میگیره یه برج زیبا تو شهرشون بسازه. برای این کار از سرتاسر دنیا از سه مهندس(یه مهندس چینی، یه مهندس آمریکایی و یه مهندس ایرانی) میخواد که بیان تا در مورد ساخت برج باهاشون صحبت کنه. مهندس چینی میگه من این برج رو برات میسازم ولی قیمتش میشه 3 میلیون دلار. 1 میلیون هزینه کارگر و تجهیزات، 1.5 میلیون هزینه مواد اولیه و 500 هزار هم دستمزد خودم. شهردار با مهندس آمریکایی صبحت میکنه. مهندس آمریکایی میگه ساخت برج 5 میلیون هزینه داره؛ 2 میلیون کارگر و تجهیزات، 2 میلیون مواد اولیه و 1 میلیون هم خودم میگیرم. شهردار سراغ مهندس ایرانی میاد. مهندس ایرانی میگه ساخت این برج 9 میلیون هزینه برمیداره! شهردار با تعجب میپرسه، چطور ممکنه 9 میلیون هزینه داشته باشه؟ مهندس ایرانی میگه، 3 میلیون خودت برمیداری، 3 میلیون من برمیدارم، 3 میلیون هم میدیم به مهندس چینی که برج رو بسازه!!
--------------------------------------------------------------
بزرگ شديم.. آخرشم نفهميديم اين بچه هاي مردم كيا بودن كه تو همه چيز از ما موفق تر بودن .( به سلامتي بچه هاي مردم )
--------------------------------------------------------------
خدایا به خاطر تمام چیزهایی که دادی ندادی،
دادی پس گرفتی،
ندادی بعدا دادی،
ندادی بعدا میخوای بدی،
دادی بعدا می خوای پس بگیری،
داده بودی و پس گرفته بودی،
اگه بدی پس می گیری،
پس گرفتی دادی،
پس گرفتی بعدا می خوای بدی،
اگه می دادی پس می گرفتی،
نداده بودی فکر می کردی دادی
ازت ممنون
--------------------------------------------------------------
زن در حال قدم زدن در جنگل بود كه ناگهان پايش به چيزي برخورد كرد
وقتي كه دقيق نگاه كرد چراغ روغني قديمي اي را ديد كه خاك و خاشاك زيادي هم روش نشسته بود.
زن با دست به تميز كردن چراغ مشغول شد و در اثر مالشي كه بر چراغ داد يك غول بزرگ پديدار شد....!!!
زن پرسيد : حالا مي تونم سه آرزو بكنم ؟؟
غول جواب داد : نخير ! زمانه عوض شده است و به علت مشكلات اقتصادي و رقابت هاي جهاني بيشتر از يك آرزو اصلا صرف نداره،همينه كه هست....... حالا بگو آرزوت چيه؟
زن گفت : در اين صورت من مايلم در خاور ميانه صلح برقرار شود . از جيبش يك نقشه جهان را بيرون آورد و گفت : نگاه كن. اين نقشه را مي بيني ؟ اين كشورها را مي بيني ؟ اينها ..اين و اين و اين و اين و اين ... و اين يكي و اين. من مي خواهم اينها به جنگ هاي داخلي شون و جنگهايي كه با يكديگر دارند خاتمه دهند و صلح كامل در اين منطقه برقرار شود و كشورهاي متجاوزگر و مهاجم نابود شوند.
غول نگاهي به نقشه كرد و گفت : ما رو گرفتي ؟ اين كشورها بيشتر از هزاران سال است كه با هم در جنگند. من كه فكر نمي كنم هزار سال ديگه هم دست بردارند و بشه كاريش كرد. درسته كه من در كارم مهارت دارم ولي ديگه نه اينقدر ها . يه چيز ديگه بخواه. اين محاله.
زن مقداري فكر كرد و سپس گفت: ببين...
من هرگز نتوانستم مرد ايده آل ام راملاقات كنم.
مردي كه عاشق باشه و دلسوزانه برخورد كنه و با ملاحظه باشه.
مردي كه بتونه غذا درست كنه(!!!) و در كارهاي خانه مشاركت داشته باشه.
مردي كه به من خيانت نكنه و معشوق خوبي باشه و همش روي كاناپه ولو نشه و فوتبال نگاه نكنه(!!!!!)
ساده تر بگم، يك شريك زندگي ايده آل.
غول مقداري فكر كرد و بعد گفت : اون نقشه لعنتي رو بده دوباره يه نگاهي بهش بندازم....!!!!
--------------------------------------------------------------
دختره تو مهدکودک از معلم می پرسه خانم دختره ٦ ساله حامله میشه ؟ معلم میگه نه عزیزم .... پسره از ته کلاس داد میزنه خیالت راحت شد ترسو!!!!!!
--------------------------------------------------------------
کشیشی در اتوبوس نشسته بود که یک ولگرد مست و لایعقل سوار شد و کنار او نشست
مردک روزنامه ای باز کرد و مشغول خواندن شد و بعد از مدتی هم از کشیس پرسید
پدر روحانی روماتیسم از چی ایجاد میشود؟
کشیش هم موعظه را شروع کرد و گفت روماتیسم حاصل مستی و میگساری و بی بند و باری است
مردک با حالت منفعل دوباره سرش گرم روزنامه خودش شد
بعد کشیش از او پرسید تو حالا چند وقت است که روماتیسم داری؟
مردک گفت من روماتیسم ندارم
اینجا نوشته است پاپ اعظم دچار روماتیسم بدی است
--------------------------------------------------------------
تو انتقال خون از یارو ميپرسن اخيرا رابطه جنسي پر خطر داشتي؟
ميگه:بله رفتم خونه دوست دخترم هر لحظه ممكن بود باباش بياد !!
--------------------------------------------------------------
معلم : 10 تاسيب داريم من 9 تاشو ميخورم ، چند تا سيب ميمونه؟ بچه: همون يكي روهم بردار بخور بدبخت سيب نخورده !
--------------------------------------------------------------
می گن زمانای قدیم یه روز 3 تا پسر بچه میرن پیش ملا نصرالدین میگن ما 10 تا گردو داریم میشه اینارو با عدالت بین ما تقسیم کنی؟
ملا می گه با عدالت آسمونی یا عدالت زمینی؟ بچه ها میگن خوب عدالت آسمونی بهتره با عدالت آسمونی تقسیم کن. ملا 8 تا گردو می ده به اولی 2 تا می ده به دومی دو پس گردنی محکم هم می زنه یه سومی بچه ها شاکی میشن می گن این چه عدالتیه ملا؟ ملا می گه خدا هم نعمتاشو بین بنده هاش همینجوری تقسیم کرده.
--------------------------------------------------------------
شهرام جزایری درخواست کرده به بند ديگرى منتقلش کنن
میگه اینجا بانکى ها بمن میگن آفتابه دزد
--------------------------------------------------------------
اعصاب چیست ؟ چیزی که خیلیا ندارن اما توقع دارن تو داشته باشی
--------------------------------------------------------------
بچه از باباش میپرسه بابا تو بهشت زن ها از شوهرشون جدا زندگی میکنن یا با هم هستن ؟ بابا میگه بچه جون اگه زن ها با شوهرشون یه جا باشن که دیگه اونجا بهشت نمیشه.
--------------------------------------------------------------
غضنفر همش دعا مي کرده بچه دار شه يه شب جبرئيل مياد تو خوابش ميگه عوض اينهمه دعا برو زن بگير
--------------------------------------------------------------
به یارو ميگن يك جمله بگو توش 6 تا بيل داشته باشه ميگه: والا نميدانم هابيل با بيل قابيلو كشت يا قابيل با بيل هابيلو كشت.
--------------------------------------------------------------
غضنفر به زنش میگه سه تا حیوون رو نا ببر که با حرف خ شروع بشه میگه خودت خواهرت خدا بیامرز مادرت .
--------------------------------------------------------------
غضنفر عاشق مي شه روي در خونش مي نويسه بزودي در اين محل جشن عروسي برگزار مي شود.
--------------------------------------------------------------
غضنفر داشت دنبال جاي پارك مي گشته اما پيدا نمي كرد! در همون حال گشتن به خدا ميگه: خدايا اگه يه جاي پارك برام پيدا كنيا من نماز مي خونم، روزه مي گيرم كه يه دفعه يه جاي پارك مي بينه و به خدا مي گه! خدا جون نمي خوادخودم پيدا كردم .
--------------------------------------------------------------
قاضی: شکایت شما از این اقا اینه که به شما گفته: احمق ، بیشعور ، نفهم...
شاکی: بله.عین حقیقته.
قاضی:پس اگه عین حقیقته چرا شکایت کردی؟
--------------------------------------------------------------
وقتی زنت خونه نيست چه كار میكنی؟ استراحت. وقتی هست چی؟ استقامت .
--------------------------------------------------------------
يه روز يه جهنمي ميره دم در بهشت ميگه: اگه ميشه يه كاسه يخ بدين!
بهش ميگن: برو بابا
ميگه: باشه من ميرم، ولي فردا صبح دنبال آب جوش نيايدا !!!
--------------------------------------------------------------
يه آخونده داشته روضه ميخونده، كه يهو يه بسته پاسور از جيبش ميفته بيرون.
براي اينكه ضايع نشه ميگه: اي مردم، ميدونيد اين چيه؟
همه ميگن: بيبي خشت.
آخونده ميگه: اي خاك بر سرتون كه ميدونيد بيبي خشت چيه، اما نميدونيد بيبي زينب كيه!
--------------------------------------------------------------
از يه بسيجيه ميپرسن: توي انتخابات به كي رأي ميدي؟
ميگه: به نام خدا و با عرض سلام ويژه خدمت مقام عظماي ولايت و خانواده معظم شهدا و جانبازان و ايثارگران، بنده به چند دليل به آلت خودم رأي ميدهم! 1- انسان سازه 2- سرشو در راه اسلام داده 3- در برابر مشكلات قد علم ميكنه 4- نه شرقيه و نه غربي و فقط در صراط مستقيم حركت ميكنه.
--------------------------------------------------------------
مقام عظماي ولايت: در مبارزات انقلاب زنم نقش دست راستم رو داشت. لكن زماني هم كه در بازداشت بودم، دست راستم نقش زنم رو داشت!!!
--------------------------------------------------------------
يه روز خبرنگاره از يكي ميپرسه: ميتونيد در اين يوم الله بيست و دو بهمن پرچم سه رنگ ايران اسلامي رو توصيف كنيد؟
طرف ميگه: سبزش مال سيدهاست. سفيدش مال آخونداست. قرمزش خون شهداست. چوبشم كه ميكنن تو كون من و تو!
--------------------------------------------------------------
در نظام اسلامی دستور داده اند که نمایش لباس زیر زنانه در ویترین مغازه ها ممنوع است (چون امت اسلام حشری میشوند)
به همین دلیل مغازه داران شورت ماماندوز مردانه پشت ویترین مغازه ها آویزان میکنند، و زیرش مینویسند "مال خواهران نیز موجود است!"
--------------------------------------------------------------
معلم از بچه ها ميپرسه :كي ميدونه بازيافت زباله يعني چي ؟
يه بچه اجازه ميگيره ، ميگه : يعني اينكه احمدي نژاد دوباره راي بياره …!!!
--------------------------------------------------------------
لاته رو میبرن کلانتری. لاته میگه: واسه چی منو آوردید
اینجا؟ بهش میگن: برای عرق خوری ! لاته میگه: ا دمتون گرم پس بریز
بخوریم.
--------------------------------------------------------------
از يه معتاد مي پرسن مي گن تو بيژني مي گه نه من ژن دارم
--------------------------------------------------------------
به حسن ميگن شما آشغالاتون رو تو چی ميريزيد ميگه لای
نون ميگن لای نون؟ ميگه نميدونم لای نون يا نای لون
--------------------------------------------------------------
حسن ميره قهوه خونه ميگه يه فنجون قهوه چنده.طرف ميگه
500 حسن ميگه شكرش چنده ، یاروميگه مجانيه - حسن ميگه پس 2 كيلو شكر بده.
--------------------------------------------------------------
متن استعفای کردان: آغای احمتی نجات بدین وصیله مراطب اصطعفای خود را از مغام آلی وذارت کشور اعلام میکنم سلوات!
--------------------------------------------------------------
بسیجیه عروسی میکنه شب عروسی داداشش میشینه پشت در اتاق عروس میگن چرا اینجایی؟ میگه: بابام خودش گفت بعد از داداشت نوبت توئه.
--------------------------------------------------------------
بسیجیه میره خونه میبینه یکی پیش زنشه میگه تو کی هستی میگه من خلبانم اینجا سقوط کردم . بسیجیه میگه ریدم تو این سپاه ، دیروز هم دو تا غواص تو وان حموم بودند.
--------------------------------------------------------------
به بسیجیه می گن اون کدوم حیوونه که پاچه می گیره؟می گه بابام واسه صبحونه!
--------------------------------------------------------------
خبرنگار:براي محرم امسال چه برنامه هايي داريد؟ بسیجی:ما امسال 10تا علم اضافه کرديم /15تا پرچم/ 150تا زنجير /12 تا قمه و 40تا زنجيرزن جديد. در مجموع انشاءالله ديگه مادر يزيد گائیدست.
--------------------------------------------------------------
بسیجیه واجبی سازی میزنه. توی تبلیغاتش می نویسه «قبل از مصرف: احمد خاتمی. بعد از مصرف: رفسنجانی. مصرف نادرست: احمدی نژاد»
--------------------------------------------------------------
بسیجیه رو تشویقی میفرستن حج. میره مکه برعکس همه طواف میکنه. بهش میگن چرا برعکس طواف میکنی؟ میگه شما از اون ور دنبالش کنین، من از این ور میگیرمش.
--------------------------------------------------------------
به بسیجی میگن درد عشق بدتره یادرد دندون میگه: هنوزتو اتوبوس شاشت نگرفته.
--------------------------------------------------------------
آخرين خبر از تيم ملي : كريم باقري به عنوان مترجم علي دايي انتخاب شد
--------------------------------------------------------------
بسیحیه ويترين مغازش پر ساعت بوده . يارو مياد قيمت ساعت بپرسه. بسیحیه ميگه
ما ساعت نمی فروشيم ختنه می كنيم . يارو ميگه پس چرا ساعت چيد ين بسیحیه
ميگه : پس ك... می چيديم
--------------------------------------------------------------
دخترها تو زندگی شون جز شوهر چيزی نمی خوان!!! ولی به شوهر که رسيدن همه چی می خوان
--------------------------------------------------------------
پزشکان بیماری احمدی نژاد را تشخیص دادند: یبوست در افکار، اسهال در گفتار !!
--------------------------------------------------------------
به گزارش خبرگزاری ایسنا، جایزه نوبل شیمی به احمدی نژاد تعلق گرفت زیرا ایشان توانسته ریال را به پهن تبدیل کند..
--------------------------------------------------------------
بسیجیه و فرماندش با هم ميرن جنگل نوردی، منتها تفنگ دست بسیجیه بوده. خلاصه وسطاي جنگل بودن كه يهو يك شير هيكلي ميگذاره دنبال فرماندهه! خلاصه اون بدبخت هم جفت ميكنه، شروع ميكنه با آخرين سرعت دويدن، و درضمن سر بسیجیه داد ميزده كه: بكشش…بكشش! بسیجیه هم تفنگشو در مياره، نشونه ميگيره، بنگ! ميزنه يك تخم آقا شيره رو ناكت ميكنه! شيره شاكي ميشه، سريع تر ميگذاره دنيال فرماندهه…. اون بدبخت هم باز در عين دويدن، داد ميزنه: بكشش…بكشش!! باز بسیجیه نشونه ميگيره، اينبار ميزنه اون يكي تخم آقا شيره رو ناكت ميكنه! شيره ديگه پاك شاكي ميشه، با چشماي خون گرفته ميگذاره دنبال فرماندهه… اون بدبخت هم در عين اينكه داشته با همه وجود ميدويده، داد ميزنه…بابا بــكـــشــــش! بـــكـــشـــش!! بسیجیه دوباره نشونه ميگره، …بنگ! اينبار معامله اقا شيره كنده ميشه! فرماندهه شاكي ميشه، داد ميزنه: بابا اين ميخواد منو بخوره، نميخواد كه بهم تجاوز کنه.
--------------------------------------------------------------
یک بسیجی که شنا بلد نبود می اوفته تو آب ولی یه بسجی دیگه که همراش بود نجاتش می ده. عصری فرمانده بسیجی دومی رو احضار می کنه و بهش می گه برای کار قهرمانانه ای که کردی ما می خواستیم بهت یک سال ساندیس مجانی بدیم ولی متأ سفانه برادری که صبحی نجاتش دادی به دلیلی که هنوز برامون مشخص نشده، با کمربند خودکشی کرد. بسیجی با لبخندی ملیحی گفت نه سردار خودکشی نکرده! از آب که گرفتمش حسابی خیس بود با کمربند آویزونش کردم خشک شه.
--------------------------------------------------------------
بسیجیه یه سبز رو بازداشت می کنه و بهش می گه به شرطی آزادت می کنم که بهم شنا کردن یاد بدی. سبزه قبول می کنه و میرن تو استخر برای آموزش. بعد از دو ساعت بسیجیه میگه : تو مطمئنی كه اگه انگشتت رو از ك.و.ن.م در بیاری غرق میشم!
--------------------------------------------------------------
احمدی نژاد اعلام کرد: از سال آینده نام کشور تعویض خواهد شد زیرا اولا ایران نام زنانه است دوما عراق هشت سال به آن تجاوز کرده و سوما آمریکا به آن نظر بد دارد. او نام جدید کشور را نریمان اعلام کرد چون هم نر است هم ایمان دارد !
--------------------------------------------------------------
آخونده میره منبر، یه زنه میگه: حاج آقا، من توی خونه با چادر راه میرم. آخونده میگه: کلید بهشت را بدین به این خواهر. یه زنه دیگه میگه: من توی خونه با شرت راه میرم. آخونده میگه: تبارک الله، کلید منزل ما زو بدین به این خواهر !
--------------------------------------------------------------
سال 1350 : محمد رضا شاه، کنار مقبره کوروش: آسوده بخواب که ما بیداریم . . . . . سال 1386 : احمدی نژاد، کنار مقبره کوروش: کوروش پاشو من ریدم !!!
--------------------------------------------------------------
پیغامگیر تلفن بچه بسیجی ها: لطفاً بعد از شنیدن سوره ی بقره پیغام خود را بگذارید!!!
--------------------------------------------------------------
در زمان جنگهاي صليبي، جنگجويان براي جلوگيري از خيانت همسرانشان از نوعي شورت آهني (شكل زیر) استفاده مي كردند و به آن قفل مي زدند و كليد آن را به روحاني شهر مي دادند و پس از برگشتن از جنگ، كليد را پس مي گرفتند..
در همین رابطه:
يكي از جنگجويان صليبي بعد از قفل كردن شورت همسرش، كليد آن را به روحاني شهر ميده.. هنوز 500 متر دور نشده بود كه روحاني شهر نفس زنان خودشو به جنگجو مي رسونه و ميگه كليد اشتباهه!!!
--------------------------------------------------------------
زن دوم مثل انرژي هسته اي است با اينکه حق مسلم ماست ولي اجازه دستيابي به آن را نميدهند.
--------------------------------------------------------------
خدایا به من صفای دل و قلم شریعتی، نبوغ مارکس، خوشنامی کوروش، دانایی مصدق، منش خاتمی، دین کدیور، شجاعت بوتو، هوش رایس، دنیای رفسنجانی، عمر خامنه ای و اعتماد به نفس احمدی نژاد عطا کن!
--------------------------------------------------------------
فیروزآبادی سرما خورده بوده، صداش گرفته بوده، میره بیت رهبری زنگ میزنه. خجسته خانوم از پشت آیفون میگه کیه. فیروزآبادی با صدای خیلی آهسته ای میگه: آقا تشریف دارن…؟ خجسته میگه: نه، کسی نبیندت، بیا بالا …
--------------------------------------------------------------
به بچه آخونده ميگن بابات چيکارست؟ ميگه کمربند مشکي قرآن داره!
--------------------------------------------------------------
از یه بسیجی می پرسن : دو خط موازی چیه ؟ میگه : دو خط موازی دو خطی هستند که هیچ گاه بهم نمیرسن ، مگر به دستور مقام معظم رهبری!
--------------------------------------------------------------
از بسیجیه می پرسن آرزوت چیه؟میگه دکتر بشم از اتاق عمل بیام بیرون بگم: متاسفم…
--------------------------------------------------------------
مستضعفی بگفتا: صاحبدلان خدا را، ما انقلاب کردیم یا انقلاب ما را؟ هاتف بگفت از غیب، جانا که غافلی تو، آخوندهای این قوم، کردند هر دو تا را!
--------------------------------------------------------------
آشغالهای خود را به موقع جلوی در بگذارید با رفتگران به مهربانی و محبت رفتار کنید، اینجا ایران است ممکن است همین رفتگر روزی رئیس جمهور شود.
--------------------------------------------------------------
مادر کردان: اگه می دونستم یه روز وزیر میشی حتماً می فرستادمت مدرسه!
--------------------------------------------------------------
نهضت سواد آموزی اعلام کرد: ما هم به کردان مدرکی نداده ایم!
--------------------------------------------------------------
یه زنه میره هیات دولت میگه میشه دست به اونجای شوهرم بزنید؟ وزیرا میگن چرا؟ زنه میگه آخه دولت شما دست رو هر چی میذاره سه برابر میشه !!!
--------------------------------------------------------------
پنج صفتی که احمدی نژاد از پیامبران به ارث برده: از محمد، بی سوادی ـ از عیسی، بی پدری ـ از موسی، جادوگری ـ از نوح، عمر ـ از سلیمان، صحبت با حیوانان!
--------------------------------------------------------------
ابراز علاقه زن احمدی نژاد به همسرش: نگاهم با نگاهت کرد برخورد، خدا مرگت دهد حالم بهم خورد !!!
--------------------------------------------------------------
هم زشت و هم جوادم، بد تیپ و بد لباسم، گویم سخن فراوان با آنکه بی سوادم، تیغ و ژیلت ندارم، حموم رفته زیادم، پایم دهد کمی بو، من احمدی نژادم!
--------------------------------------------------------------
از آخونده میپرسن شما معیارهای شما برای انتخاب همسر چیه؟ میگه: صداقت خدیجه، عفاف زهرا، صبر زینب، فداکاری سمیه، اندام جنیفر لوپز!
--------------------------------------------------------------
به بسیجیه میگن : بهترین خاطره زندگیت چیه ؟ بسیجیه میگه : آمدم خونه دیدم زنم با یک مرد روتخته ! ، پریدم بُکُشَمِش تخت شکست ، اینقدر سه تایی خندیدیم !!!
--------------------------------------------------------------
دعای یک بسیجی : خدایا ، ماه رمضان را مانند المپیک هر 4 سال یک بار در یک کشور قرار بده و ما را در مرحله مقدماتی حذف بفرما ، الهی آمین !!!!!
--------------------------------------------------------------
حیف نان ميره برای عضو شدن تو بسيج مسئول ثبت نام ازش ميپرسه معنی قدس سره الشريف يعنی چه؟ حیف نان يه خورده فكر می كنه ميگه همون دمت گرم خودمونه ديگه!
--------------------------------------------------------------
می دونی تفاوت شهرداری با صدا و سیما چیه؟ اولی آشغال رو جمع می کنه دومی آشغال پخش می کنه
--------------------------------------------------------------
بسیجیه هر ۳تا بچش دیابت می گیرن. رو می کنه به آسمون داد میزنه: خداااااااااااااا... این ک... بود به ما دادی یا کله قند ؟؟!!!!!!!!!!
--------------------------------------------------------------
بسیجیه رو با فیلم سوپر می گیرن. میگن این چیه؟؟ از ترسش میگه : پشت صحنه عروسیمه
--------------------------------------------------------------
بسیجیه ميره بالای درخت چنار ميپرسند : چيكار ميكنی ميگه دارم توت ميخورم
ميگن الاغ اون درخت چناره ! بسیجیه ميگه الاغ خودتی توت تو جيبمه.
--------------------------------------------------------------
از بسیجیه ميپرسند نظرت راجع به قيمت بازار چای چيه؟ ؟ ؟
بسیجیه ميگه : شهرزاد كشيده پايين و احمد رفته روش!!!
--------------------------------------------------------------
بچه به باباش ميگه : بابا ، مامانا چه شكلی حامله ميشن ؟ بابا ميگه شب كه ميشه يه
فرشته مياد بچه رو ميزاره تو دامنشون . پسره ميگه : يعنی كردن تاثيری نداره.
--------------------------------------------------------------
بسیجیه زنگ ميزنه به دوستش، آهسته ميگه: من الان توي جلسه ام. بعدا باهات تماس ميگيرم!!
--------------------------------------------------------------
بسیجیه از كنار جن رد ميشه...جن ميگه بسم الله اين ديگه كي بود
--------------------------------------------------------------
ماشين پيكاني با شماره پلاك تهران ص از چراغ قرمز ردمي شه , پليس كه بسیجی بوده آژير كشان دنبالش مي افته و پشت سرهم داد مي زد : تهران صلي الله عليه و آله بزن كنار
--------------------------------------------------------------
بسیجیه مي ره امتحان گواهي نامه بده چند بار رد ميشه بعد تو راه پليس جلوش رو مي گيره مي گه گواهي نامه . بسیجیه هم ميگه دادين كه مي خواين؟
--------------------------------------------------------------
بسیجیه ميره مكه ميخواست گوسفند قرباني كنه ، چاقو پيدا نميكنه گوسفند رو خفه ميكنه
--------------------------------------------------------------
انجير رو به یک بسیجی نشون مي دن ، مي گن اين چيه ؟ مي گه آلو بوده چلوندن ، تو زعفرون خوابوندن ، بهش كنجد مالوندن ، تهش يه چوب چپوندن ، تازه شده گلابي!!!
--------------------------------------------------------------
بسیجیه ميره بنگاه معاملات ملكي. بهش ميگن ما يه خونه داريم كنار راه آهنه سر و صداش زياده ولي بعد از يه هفته عادت ميكنه.
ميگه ايرادي نداره! اين يه هفته رو ميرم خونه ي داداشم!!
--------------------------------------------------------------
از بسیجیه مي پرسن دوست داري چه جوري بميري؟ مي گه مثل پدربزرگم در خواب و آرامش. نه مثل مسافرهاي اتوبوسش در ترس و وحشت!
--------------------------------------------------------------
بسيجيه از حج برمي گرده ازش ميپرسند چه طوربود؟ ميگه والا باز خدا خونه نبودهمه تو حياط ولو بودند.
--------------------------------------------------------------
بسیجی داشت گريه مي کرد. باباش پرسيد چي شده؟ گفت: عاشق شدم! باباش گفت حالا عاشق کي هستي؟ گفت: هر کسي که شما صلاح بدوني.
--------------------------------------------------------------
محمود به البرادعي رئيس اژانس انرژي هسته اي ميگه: تو واقعا دكتر هستي؟ اونم با افتخار مي گه:بله من دكتر هستم… محمود ميگه:خوب بدبخت پس چرا تو آژانس كار ميكني؟
--------------------------------------------------------------
بسیجی ميره جلسه عزا ميخواسته دلداري بده ميگه: مرگ حقه! امام با اون عظمت مرد! آیات الله طالقانی با اون ابهتش مرد.. باباي نفهمت که هیچ گهی نبود.
--------------------------------------------------------------
به بسیجیه که از حج برگشته میگن سفر حج چطور بود. میگه: خیلی سنگ خورد تو سرو صورتم ولی آخرش بوسیدمش.
--------------------------------------------------------------
بسیجی کیست ؟ موجودیست که در برابر فهمیدن مقاومت می کند تا ساندیس بخورد!
--------------------------------------------------------------
بسیجیه در يخچال رو باز مي کنه و مي بينه: ژله هه داره مثل بيد مي لرزه، بهش ميگه: نترس ميخوام پنير بخورم.
--------------------------------------------------------------
بسیجیه از ماموریت برمیگرده. بهش میگن: از مسافرت چي آوردي؟ ميگه: تشريف!
--------------------------------------------------------------
بسیجیه رو از ولایت میارن تهران راهپیمایی. همه مسخره اش می کنن. میره بالای پل عابر پیاده داد میزنه : حالا من بسیجی، من نفهم، من ساندیس خور، شما این جا رود خونه میبینین که پل زدید؟
--------------------------------------------------------------
بسیجیه ميره تلويزيون رو روشن ميكنه ميبينه كانال يك قران داره، كانال 2 قران داره …. كانال 5 هم قران داره….سيم تلويزيون رو از برق در مياره بوسش ميكنه ميزاره بالا تاقچه…
--------------------------------------------------------------
به بسیجیه ميگن شيشه رو چه جوري مي سازن؟ مي گه کاري نداره:پشم شيشه رو ميندازن تو واجبي، پشماش مي ره شيشه اش ميمونه!
--------------------------------------------------------------
بسیجیه رو وادار می کنن به نماز خوندن،بعد از نماز می بینن داره دعا می کنه، میرن گوش می دن ، می بینن می گه خدایا،اینا منو وادار کردن نماز بخونم،تو خودت قبول نکن.
--------------------------------------------------------------
عجب چرخه عجيبي : زن از سوسک ميترسه _ سوسک از موش ميترسه _ موش از گربه ميترسه _ گربه از سگ ميترسه _سگ از مرد ميترسه _ مرد از زن ميترسه
--------------------------------------------------------------
يه نفر ميره بهشت شاه رو اونجا ميبينه ميگه جناب شاه
ما فکر ميکرديم جهنمي هستين ، شاه ميگه قرار بود برم جهنم
اما يه رژيم بعد از من اومد و اينقدر ظلم کرد که همه ملت گفتن
..
خدا شاه رو رحمت کنه منم عفو شدم ، شخص ميگه حالا چرا
عينک آفتابي زدین؟ شاه ميگه بس که گفتن نور به قبرش بباره
نور اينجا زياد شد مجبور شدم عينک آفتابی بزنم.
شخص ميگه جناب شاه حالا تو بهشت چرا ناراحت به نظر ميرسين؟
شاه ميگه دو تا حوريه بهم دادن هر چي ميگردم
یه آخوند نميبينم عقدشون کنم.
--------------------------------------------------------------
ز گهـــــــــــواره تا گــــــــــور سرویس شدیم :(
--------------------------------------------------------------
اولین باری که برای بچه ها خوراک جگر درست کردم هیچ وقت یادم نمی ره.
غذا رو کشیدم و بچه ها و شوهرم را برای خوردن شام صدا زدم.
پسر کوچکم غذا را بو کرد و اخمهایش رفت توی هم. دخترم هم با غذایش بازی بازی می کرد ولی حاضر نبود لب بزنه..
به بچه ها گفتم: "ممکنه بوی خوبی نده اما خیلی خوشمزه است، یه کوچولو امتحان کنید.... اصلاً می دونید اسم این غذا چیه؟ یه راهنمایی می کنم... باباتون گاهی منو به همین اسم صدا می زنه."
ناگهان چشمهای دخترم گشاد شد. به برادرش سقلمه زد و گفت:
"نخور! نخور! تاپاله است!"
--------------------------------------------------------------
یه روز یه خانوم حاجی بازاری خونه ش رو مرتب کرده بود و دیگه می خواست بره حمام که ترگل ورگل بشه . تازه لباس هاش رو در آورده بود و می خواست آب بریزه رو سرش که شنید زنگ در خونه رو می زنند.
تند و سریع لباسش رو می پوشه و میره دم در و می بینه که حاجی براش توسط یکی از شاگردهاش میوه فرستاده بوده. دوباره میره تو حمام و روز از نو روزی از نو که می بینه باز زنگ در رو زدند. باز لباس می پوشه میره دم در و می بینه اینبار پستچی اومده و نامه آورده.
بار سوم که می ره تو حمام، دستش رو که روی دوش می ذاره ، باز صدای زنگ در رو می شنوه. از پنجره ی حمام نگاه می کنه و می بینه حسن آقا کوره ست. بنابراین با خیال راحت همون جور لخت میره پشت در و در رو برای حسن آقا باز می کنه.
حاج خانوم هم خیالش راحت بوده که حسن آقا کوره، در رو باز می کنه که بیاد تو چون از راه دور اومده بوده و از آشناهای قدیمی حاج آقا و حاج خانوم بوده. درضمن حاج خانوم می بینه که حسن آقا با یه بسته شیرینی اومده بنده خدا.
تعارفش میکنه و راه میافته جلو و از پله ها میره بالا و حسن آقا هم به دنبالش.
همون طور لخت و عریون میشینه رو کاناپه و حسن آقا هم روبروش. میگه: خب خوش اومدی حسن آقا. صفا آوردی! این طرفا؟
حسن آقا سرخ و سفید میشه و جواب میده: والله حاج خانوم عرض کنم خدمتتون که چشمام رو تازه عمل کردم و اینم شیرینیشه که آوردم خدمتتون
--------------------------------------------------------------
خانومها در سن 18 سالگی همانند توپ فوتبال هستند که 22 نفر دنبالشون هستند.
خانومها در سن 28 سالگی همانند توپ هندبالن که 10 نفر دنبالشون هستند.
خانومها در سن 38 سالگی همانند توپ گلفن که فقط یک نفر دنبالشون است.
خانومها در سن 48 سالگی همانند توپ پینگ پونگ هستند که دو نفر می خواهند از خودشان دورشون کنند.
خانومها در سن 58 سالگی همانند توپ جنگ هستند و همه از دستشان فرار می کنند.
( صرفا برای خنده بود )
--------------------------------------------------------------
دخترها دنبال ۱ پسر هستند تا ۱۰۰۰ تا آرزوشون رو بر آورده کنه
پسرا هم دنبال ۱۰۰۰ تا دختر هستند تا ۱ آرزوشون رو بر آورده کنه !
--------------------------------------------------------------
پارسال سال همت مضاعف بود، همش تعطيل بود،
امسالم كه سال جهاد اقتصادي بود، همش اختلاس بود،
يه سال عفت و حجاب بذارن حال كنيم.
--------------------------------------------------------------
شماره ناشناس
ناشناس: سلام خوشگله، دوست پسر داری؟
- بله، شما؟
- من داداشتم، صبر کن بیام خونه به حسابت میرسم.
-------
... شماره ناشناس بعدی:
- دوست پسر داری؟
- نه نه اصلا
-من دوست پسرتم ......واقعا که ...
-عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی!!!
- خوب داداشتم دیگه، صبر کن خونه برسم من میدونم و تو...
--------------------------------------------------------------
میگن تو جهنم همش میگی
یادش بخیر....
ایرانم همینجوری بود
--------------------------------------------------------------
پدربزرگ و مادربزرگ رفته بودن خونه نوه شون شب بمونن که یهو چشم پدربزرگ میفته به قوطی "ویاگرا"
از نوه ش میپرسه: من میتونم یکی از اینارو استفاده کنم؟
نوه میگه: فکر نکنم پدربزرگ، آخه اینا هم برای شما خیلی قویه هم خیلی گرونه!
پدربزگ: قیمتش چنده؟
نوه: هر یه قرص ۱۰ دلار
پدربزرگ: پولش مهم نیست، میخوام امتحان کنم. صبح هم قبل از رفتن پولشو بهت میدم.
صبح روز بعد پسر میبینه پدربزرگش۱۱۰ دلار گذاشته روی میز
میگه: پدربزرگ، من که گفتم این قیمتش فقط ۱۰ دلاره!
پدربزرگ میگه: اون ۱۰۰ دلاری از طرف مادربزرگته!!
--------------------------------------------------------------
ملا دنبال دختر تهرانی افتاده بود، دختره برگشت گفت: دنبالم نیا اسیر میشی
ملا گفت به روح پدرم تا شهید نشم برنمی گردم.!!
--------------------------------------------------------------
این روزها ســـــــــایه ها هم خیانت می کنند !!! شما چطور؟؟
--------------------------------------------------------------
با آغاز طرح جداسازی خانمها از اقایون در دانشگاهها، بانکها و ... کارشناسان تنها راه تولید مثل در ایران را تا 10 سال آینده روش گرد افشانی اعلام کردند!
--------------------------------------------------------------
نگاه کردن به دختر نامحرم اصلا جایز نیست
مگر اینکه لامصب خیلی خوشگل باشه !
--------------------------------------------------------------
دیشب با دوستم داشتیم حکم بازی میکردیم ... بی بی انداختم ... میگه بی بی بازی کردی؟...........پَـــ نَ پَـــ انداختم وسط یه شوهر خوب واسش گیر بیاریم
--------------------------------------------------------------
وقتی میای فیسبوک همه از تنهایی و خیانت می نالن
وقتی می ری بیرون همه دوتا دوتا میان چقدرم رومانتیک
ما نفهمیدیم اونا نمیان فیسبوک
یا اینا نمیرن بیرون؟
--------------------------------------------------------------
واژه های سیاسی
سوسیالیسم : دو گاو دارید. یکی را نگه می دارید . دیگری را به همسایه می دهید .
کمونیسم : دو گاو دارید . دولت هر دوی آنها را می گیرد تا شما و همسایه تان را در شیرش شریک کند .
فاشیسم : دو گاو دارید . شیر را به دولت می دهید . دولت آن را به شما می فروشد .
کاپیتالیسم : دو گاو دارید . هر دوی آنها را می دوشید . شیرها را بر زمین می ریزید تا قیمتها همچنان بالا بماند .
نازیسم : دو گاو دارید . دولت به سوی شما تیر اندازی می کند و هر دو گاو را می گیرد .
آنارشیسم : دو گاو دارید . گاوها شما را می کشند و همدیگر را می دوشند .
سادیسم : دو گاو دارید . به هر دوی آنها تیراندازی می کنید و خودتان را در میان ظرف شیرها می اندازید .
آپارتاید : دو گاو دارید . شیر گاو سیاه را به گاو سفید می دهید ولی گاو سفید را نمی دوشید .
دولت مرفه : دو گاو دارید . آنها را می دوشید و بعد شیرشان را به خودشان می دهید تا بنوشند .
بوروکراسی : دو گاو دارید . برای تهیه شناسنامه آنها هفده فرم را در سه نسخه پر میکنید . ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید .
سازمان ملل : دو گاو دارید . فرانسه شما را از دوشیدن آنها وتو می کند . آمریکا و انگلیس گاوها را از شیر دادن به شما وتو می کنند . نیوزلند رای ممتنع می دهد .
ایده آلیسم : دو گاو دارید . ازدواج می کنید . همسر شما آنها را میدوشد .
رئالیسم : دو گاو دارید . ازدواج می کنید . اما هنوز هم خودتان آنها را می دوشید .
متحجریسم : دو گاو دارید . زشت است شیر گاو ماده را بدوشید .
فمینیسم : دو گاو دارید . حق ندارید شیر گاو ماده را بدوشید .
پلورالیسم : دو گاو نر و ماده دارید . از هر کدام شیر بدوشید فرقی نمی کند .
لیبرالیسم : دو گاو دارید . آنها را نمی دوشید . چون آزادیشان محدود می شود .
دموکراسی مطلق : دو گاو دارید . از همسایه ها رای می گیرید که آنها را بدوشید یا نه .
سکولاریسم : دو گاو دارید . پس به خدا نیازی نیست
--------------------------------------------------------------
تو تاکسی یه آقایی میگفت :
زمان شاه شب یلدا کلی برف میومد ، همجا برف نشته بود ، تا زانو تو برف بودیم
یه آقای دیگه گفت : ما انقلاب کردیم تاریخ عوض شه ، جغرافی عوض شد.
--------------------------------------------------------------
وضعیت مردان در صبح جمعه:یکی تو اغوشه یکی زیر دوشه یکی بیهوشه یکی هنوز توشه یکی از خستگی اب مینوشه یکی واسه باردوم میکوشه یکی بهش ندادن بغض تو گلوشه
--------------------------------------------------------------
حاج آقارفت پشت بام ماه رابراي عيد رويت كنه.خشتكش پاره بود مردم ازپايين صدازدند حاجي معلومه حاجي گفت والا من كه نديدم هركي ديده بخوره
--------------------------------------------------------------
به بابام میگم به دوست دخترم چی هدیه بدم آخه تولدشـه؟
میگـه : دوست دخترت چه شکلیه ؟!!!
گفتم : ماه ، عسل ، پنجه آفتاب ، خوشگل ، زیبا ، عالی و البته دوست داشتنی ♥ ♥
...
میگه : شماره ی منو بهش بده :ا
--------------------------------------------------------------
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻧﻮﺋﻞ ﻧﺎﻣﻪ ﻣﻴﻨﻮﻳﺴﻪ:ﺑﺮﺍﻡ ﻳﻪ
ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺑﻔﺮﺳﺖ.
ﺑﺎﺑﺎ ﻧﻮﺋﻞ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﻴﺪﻩ :
ﻣﺎﻣﺎﻧﺘﻮ ﺑﻔﺮﺳﺖ.
ﭼﺸﻢ
--------------------------------------------------------------
زن به شوهرش میگه:توهیچ وقت منو دوست نداشتی، مرد یه نگاهی به بچه هاش کرد وگفت: پس من اینارو از گوگل دانلود کردم!
--------------------------------------------------------------
بسیجیه نامزدشو ميبره پارک
اونجا بلال می بینه ...
یکی از بلالها رو برمیداره
نشون دختره میده میگه :
اینه می بینی !
قدرت خداست !
همین زمان پیغمبر اذون میگفته
--------------------------------------------------------------
روی سنگ قبرم بنویسید: عین نخودچی های ته اجیل بود!
وقتی هیچ چیز دیگه ای نبود، می اومدن سراغش...
--------------------------------------------------------------
از مرد فرانسوی پرسیدند: چرا دست زن رو میبوسی؟
پاسخ داد: چون زن محترم است و نیمه گمشده مرد را تکمیل میکند
مرد آلمانی به این سوال اینگونه پاسخ داد: زن مقدس است چون میزاید و ادامه زندگی در اوست
و پاسخ مرد ایرانی: بالاخره باید از یه جایی شروع کنم دیگه
--------------------------------------------------------------
یه توریست میاد ایران میپرسه چرا اینجا همه همدیگه را خواهر برادر صدا میکنن طرف میگه چون سال ۵۷ یکی مادر ملتو......
--------------------------------------------------------------
فيلم هاي دانشجويي
فيلم هاي دانشجويي
دوران قبل از دانشگاه = حسرت
قبول شدن در دانشگاه = صعود
كنكور = گذرگاه كاماندارا
دوران دانشجويي = سالهاي دور از خانه
خوابگاه دانشجويي = آپارتمان شماره 13
بي نصيبان از خوابگاه = اجاره نشين ها
امتحان رياضي = كشتار بيوجرسي
افتاده هاي رياضي۱ =بايکوت
امتحان ميان ترم = زنگ خطر
امتحان پايان ترم = آوار
ليست نمرات دانشجويي = ديدنيها
نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختي
مسئولين دانشگاه = گرگها
استادان = اين گروه خشن
اشپزخانه = خانه عنكبوت
رستوران دانشگاه = پايگاه جهنمي
پاسخ مسئولين = شايد وقتي ديگر
دانشجوي ا خراجي = مردي كه به زانو در امد
دانشجوي فارغ التحصيل = ديوانه از قفس پريد
دانشجوي سال اولي = هالوي خوش شانس
دانشجوي عاشق=آواز قو
ازدواج دانشجويي=کلاه قرمزي و سروناز
دانشجوي دودره باز=پاپيون
واحد گرفتن = جدال بر سر هيچ
مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشيانه فاخته
پاس كردن واحدها = آرزوهاي بزرگ
مرگ استادها = جلادها هم ميميرند
محوطه چمن دانشگاه =حريم مهرورزي
استاد راهنما = مرد نامرئي
كمك هزينه = بر باد رفته
درخواست دانشجويان = بگذار زندگي كنم
دانشجوي دانشگاه شهيد بهشتي = بينوايان
دانشکده علوم=آليس در سرزمين عجايب
برخورد استادان = زن بابا
اتاق رئيس دانشگاه = كلبه وحشت( جديد ترين قسمت)
شب امتحان = امشب اشكي ميريزم
تقلب در امتحان = راز بقا
يادگيري = قله قاف
دانشجوي معترض = پسر شجاع
تربيت بدني1 = راكي1
تربيت بدني2 = راكي2
خاطرات استادها = اعترافات يك خلافكار
انصراف = فرار از كولاك
تصييح ورقه امتحان = انتقام
نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ
شاگرد اول = مرد 6 مبليون دلاري
آرزوي دانشجويان = زلزله بزرگ
هيئت علمي = سامورا يي ها
رئيس دانشگاه = ديكتاتور بزرگ
رئيس دانشکده=دردسر هاي آقاي رئيس جمهور
مدير گروه= مردي که مي خندد
رفتن به خوابگاه دختران = عبور از ميدان مين
استاد دانشگاه = گاو
رئيس اموزش = سيندرلا " جيغ "
سرور=دختري با کفشهاي کتاني
برخورد مسئولين = كميسر متهم ميكند
از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راين
--------------------------------------------------------------
خدایا من خودم برات یه جعبه سیب میخرم ... دیگه زشته ، بسه دیگه ، بیا با هم دوس باشیم . روی همدیگرو ببوسیم ! حله ؟؟! بیایم بهشت ؟؟
--------------------------------------------------------------
غضنفر به دوست دخترش میگه میدونی فرق تو با بز چیه؟
دوست دخترش قهر میکنه میره...
غضنفر داد میزنه: بیا بابا ... فرقی ندارین...
:)
--------------------------------------------------------------
خدایا ما را به خاطر یک سیب از بهشت انداختی رو زمین به خاطر آب انگور میندازیمون جهنم!! با میوه ها مشکل داری؟؟؟
--------------------------------------------------------------
حاصل ازدواج یک چینی با یک ایرانی!!!!!!!!!!!!!!!
یک بچه چشم تنگ کون گشاد.
--------------------------------------------------------------
توی فرودگاه یکی بود که پشت سر هم سیگار میکشید . یکی دیگه رفت جلو گفت: - بخشید آقا...! شما روزی چند تا سیگار میکشین...؟! - طرف جواب داد: منظور؟ - منظور اینکه اگه پول این سیگارا رو جمع میکردین، به اضافهی پولی که به خاطر سلامتیتون خرج دوا و دکتر میکنین، الان اون هواپیمایی که اونجاست مال شما بود...! طرف با خونسردی جواب داد: - تو سیگار میکشی؟ - نه! - هواپیما داری؟ - نه! - به هر حال مرسی بابت نصیحتت...؛ ضمناً اون هواپیما که نشون دادی مال منه
--------------------------------------------------------------
وصیت خدا به جنتی:ما که رفتیم اگه راضی شدی که بمیری قربون دستت اون خورشیدم خاموش کن
--------------------------------------------------------------
طولاني ترين شب چه شبي است؟؟!
غضنفر : شبي كه با زنت قهري و دامن كوتاه پوشيده !!!!
--------------------------------------------------------------
يه بار يه بچه از باباش ميپرسه : بابائي وقتي شما با ماماني ميرفتين ماه عسل من هم بودم ، بابائه ميگه آره عزيزم تو هم بودي ... رفتني پيش من بودي ، برگشتني ....
--------------------------------------------------------------
من فقط عاشق اینم / عمری از خدا بگیرم
تا ابد زنده بمونم / میدونم که من میتونم
.
.
.
آلبوم جدید جنتی به نام
(دوباره میسازمت بدن)
--------------------------------------------------------------
مرد: چی بگم؟ خداکنه زودتر بشه !! مگه من چقدر طاقت دارم؟
زن: اگر از پيشت برم؟
مرد: فکرش هم ناراحتم می کنه !!
زن: منو دوست داري؟
مرد: البته ، مطمئن باش !! مگه شک داری ؟
زن: آيا تا حالا به من خيانت كردي ؟
مرد: نه ! به هیچ وجه در ضمن از سوالت هم خوشم نیومد
زن: منو مسافرت ميبري؟
مرد: اگر وقت کنم هر روز !!
زن: آيا منو ميزني؟
مرد: به هيچ وجه ! من از اين آدما نيستم !
زن: ميتونم بهت اعتماد كنم؟
مرد: چی ؟؟؟؟؟
بعد از ازدواج
همين متن را اين دفعه از پائين به بالا بخوانید
--------------------------------------------------------------
یه بار تو یه جمعی بودم دوستم زنگ زد گفت یه سؤال می پرسم
اونجا تابلو نکن فقط با آره یا نه جواب منو بده...
گفتم :بپرس
گفت: اوضاع اونجا چه جوریه ؟!!!!
--------------------------------------------------------------
................................
--------------------------------------------------------------
................................
--------------------------------------------------------------
................................
ليس المؤمن الذى يجعل الپَسورد علي مودمه وايرلس و جاره في كف الاينترنت الى جنبه."
"مسلمان نيست كسي كه روي مودم وايرلسش پسورد ميگذارد در حالي كه همسايهاش شب بدون اينترنت ميخوابد.
--------------------------------------------------------------
پیامبر به بالای منبر رفت و با صدای بلند گفت: چه کسی بعد من خلیفه میشود؟ علی وجنتی دستهایشان را بالا بردند!! پیامبر رو به جنتی کرد و گفت: احمد جون موقت می خوام، نه دائم
--------------------------------------------------------------
بسیجیه نماز می خوند یک نفر رد شد گفت عجب آدمه با خداییه...بسیجیه نماز و ول کرد گفت: روزه هم میگیرم!!!
--------------------------------------------------------------
دوتا آخوند سواریک اتوبوس شدند به راننده گفتند شما که مدام در سفر هستید از کجا میدانید بچه ای که همسرت بدنیا میاره مال خودتونه ؟ راننده میگوید: ما راننده ها یه عادتی داریم و خیلی راحت این را می فهمیم. بچه که دو ساله شد او را پشت فرمان توبوس می نشانیم. اگر دو دستی فرمان را گرفت ، می فهمیم که این بچه حلال زاده خودمان است. اخونده با تعجب می پرسد، خوب اگر دو دستی نگرفت چی/ راننده پاسخ می دهد، در آن صورت میدانیم که حرامزاده است و میبریم بچه واگذار می کنیم حوزه علمیه قم که بهش برسند تا حسابی روش باز بشه و قرآن خواندن یاد بگیره تا اخوند بشه!
--------------------------------------------------------------
یه آخوندی میره پیش یک کشیش و ازش میخواد بش یاد بده چطوری اونا گناهای مردمو میبخشین.
کشیشه میگه کاری نداره. با من بیا تو اتاق اقرار تا بت نشون بدم.
دو تائی میرن تو اتاق اقرار و بعد از چند دقیقه یک خانومه میاد و میگه:
پدر روحانی منو ببخش.
دخترم اقرار کن به گناهی که مرتکب شدی.
پدر من یک بار به پسر همسایه دادم.
برو 10 دلار بنداز تو صندوق کلیسا. خدا گناه تو را خواهد بخشید.
زن بعدی وارد میشه:
پدر روحانی منو ببخش.
دخترم اقرار کن به گناهی که مرتکب شدی.
پدر من دو بار به برادر شوهرم دادم.
برو 20 دلار بنداز تو صندوق کلیسا. خدا گناه تو را خواهد بخشید.
دختر سوم وارد میشه:
پدر روحانی منو ببخش.
دخترم اقرار کن به گناهی که مرتکب شدی.
پدر من سه بار به سه تا پسر دادم.
برو30 دلار بنداز تو صندوق کلیسا. خدا گناه تو را خواهد بخشید
کشیشه از آخونده میپرسه یاد گرفتی؟
آخونده میگه آره. این کاری نداره.
کشیشه میگه خوب تا من میرم یک قهوه بخورم تو به بعدی برس.
کشیشه چند دقیقه بعد بر میگرده می بینه آخونده یه دختره رو گذاشته بیخ دیوار و سخت مشغول ........
میگه فلان فلان شده من نگفتم دختره را بکنی. گفتم گناهاشو ببخشی.
آخونده میگه: والله آمد گفت چهار بار داده. گفتم برو 40 دلار بریز تو صندوق. گفت فقط پنجاهی دارم. خواستم حسابش سر راست شه
--------------------------------------------------------------
یه مگس بسیجی به نامزدش میگه ایشالا قسمت بشه ماه عسل میبرمت دستشوی حرم امام
--------------------------------------------------------------
به یه نفر میگن یه جمله بگو که 3 تا دروغ توش باشه میگه : دانشگاه آزاد اسلامی
--------------------------------------------------------------
به پیرزنه میگن : ننه ؛ شوهرت بدیم یا بفرستیمت مکه؟؟میگه: ننه ؛ مکه که فرار نمیکنه
--------------------------------------------------------------
و خداوند زنها را افريد تا هيچ مردي به مرگ طبيعي نميرد.
سوره سكته/ ايه دق
--------------------------------------------------------------
غضنفر مسجد میسازه، كسی مسجدش نمیره.
برای جلب توجه مردم سر در مسجدش میزنه نماز صبح یك ركعت بدون وضو
--------------------------------------------------------------
به یارو میگن میدونی چرا اسم این خیابون ولیعصره ؟
میگه اخه صبح و شب هیچ خبری نیست ولی عصر بیا ببین چه خبره
--------------------------------------------------------------
از آخونده ميپرسن: صيغه يعني چي؟
ميگه: اولئك الذين دمرو و چسبانك الكمرو ولنگالنگ في السماء و يدانك في الارض و لبانك في لبي و انا تف تف و انت اخ اخ و انا سعي الفشار و انت سعي الفرار وانا اضحك و انت ابكي وفي الاخر راهي الحمام!
--------------------------------------------------------------
یه آقاهه ميره حرم داد می زنه : آقايون شلوغ نكنيد!
حاجت ها قاطی میشه!
من پارسال اومدم
حامله شدم
--------------------------------------------------------------
بسیجبه می ره حرم امام رضا کارت عابر بانکشو میندازه تو ضریح می گه : حاجتمو بده تا رمزشو بگم!
--------------------------------------------------------------
المپیک آخوندها:
شنا در بیت المال
سوارکاری بر ملت
... ...
پرش از مالیات
صیغه نوردی
پرتاب فتوا
فیگور روی منبر
--------------------------------------------------------------
نماز خوندن معتاد ها :
بشم الله لحمان لحیم قفلو داد به احد احد داد به سمد سمد لم داد اینور لم داد اونور ولم کن بابا کفرش اومد احد!...
--------------------------------------------------------------
بابا این آقاهه اصلا کار نمیکنه ها _ ولش کن پسرم ، یه نگاهی به سن و سالش بنداز ، نمیتونه ( اعتراض اسماعیل نسبت به کمک نکردن جنتی در ساخت کعبه )
--------------------------------------------------------------
جنتی ضمن تکذیب شدید عبارت "یکی بود یکی نبود، غیر از خدا هیچکی نبود"، بر حضور فعال خود در آن مقطع حساس تاریخ تأکید کرد
--------------------------------------------------------------
یه چند هفته ست که خیلی احساس تنبلی می کنم و این هفته آخر هم دیگه دارم از پا در میام.چرا؟
همیشه فکر میکردم کمی تنبلم،اما حالا دقیقا حساب کردم و متوجه شدم که خیلی کار میکنم.
ببین ما تو ایران 72میلیون جمعیت داریم که 13میلیون اینها بازنشسته هستند.پس میمونه 59میلیون نفر.
از این تعداد،24میلیون دانش آموز و دانشجو هستند.یعنی برای انجام کارا فقط35میلیون نفر میمونن.
تعداد 10میلیون نفر هم توی ادارات دولتی شاغلن که خب عملا کاری انجام نمیدن.
پس برا پیش بردن کارا فقط 25میلیون نفر باقی می مونن.
ازاین 25میلیون نفر هم 4میلیون نفر آخوند و ملا و سانسورچی اینترنت و نماینده مجلس هستند..
پس فقط 21میلیون باقی می مونه و اگه بدونیم که 17میلیون آدم جویای کار داریم،معنیش این خواهد بود که کل کارهای مملکت رو 4میلیون نفر دارن انجام میدن.
اما حدود 2میلیون نفر هم نیروهای مسلح داریم و این یعنی 2میلیون نفر نیروی کار باقی می مونن.
از بین این 2میلیون، 900,646 نفر عضوپلیس و وزارت اطلاعات هستن.
پس کلا می مونیم 1,003,531 نفر.
حالا این وسط 876,649 نفر بیمار داریم که قدرت کار ندارن و بار کارای کشور افتاده رو دوش 200,806 نفر ...
فراموش کردم که بگم ما 186,806 نفر هم ممنوع القلم،ممنوع التصویر،ممنوع الصدا و دیگر انواع زندانی داریم .
پس کل کارای کشور افتاده رو دوش 14 نفر
از این 14تا ،12تاشون عضو شورای نگهبان هستن.
پس نتیجه میگیریم که کل کارای کشور رو من و تو باید انجام بدیم.
تو هم که نشستی داری ایمیل می خونی !!!!!!!
--------------------------------------------------------------
قبل انقلاب تلويزيون عرق خوري و لهو لعب نشون ميداد، ملت ميرفتن مسجد. الان مسجد ونماز جمعه نشون ميده ملت ميرن عرق خوري و لهولعب!!!
--------------------------------------------------------------
دختره از جنتی میپرسه حاج آقا شما چند سالتونه؟
جنتی بغض میکنه و میگه:خدا رحمت کنه حوا رو؛اونم مثل تو کنجکاو بود..
--------------------------------------------------------------
واعظی پرسید از فرزند خویش
هیج دانی مسلمانی به چیست؟
صدق و بی آزاری و خدمت به خلق
هم عبادت، هم کلید زندگیست
گفت زین معیار اندر شهرما
یک مسلمان هست آن هم ارمنیست
--------------------------------------------------------------
دیشب خواب دیدم شب اول قبرم بود
نشسته بودم بالای سر جنازم دیدم ۲ نفر یهو اومدن تو قبر..
با ترس گفتم شما نکیر و منکرین ؟
گفتن : پـَـَـ نــه پـَـَـــ
... ما کامران وهومنیم..!
اومدیم بگیم تو خودت نمره ی بیستی
--------------------------------------------------------------
وقتي با اين همه گناه رسيدم اون دنيا ,
خودم شروع کردم به رفتن سمتِ جهنم که يه فرشته بهم گفت کجا؟!
گفتم: هان؟!
گفت: ايراني هستي ديگه؟!
گفتم : آره.......
گفت: بيا برو تو بهشت!
... گفتم: من ميدونم گناه کارمُ اول بايد برم جهنم...
گفت: پس فکر کردي تو اين مدت کجا بودي؟!
--------------------------------------------------------------
و به اذن خداوند در سالهای دور موریانه ای به کره خاکی فرستاده شد تا عهدنامه صلح بین عزرائیل و جنتی را بخورد...اما جنتی موریانه را خورد!
(کتاب مقدس،سوره الجنتیُ منَ الحیات،آیات خسته انتهایی)
--------------------------------------------------------------
دهه 60 :
نسلي از نسلهاي اين مملكت هستند كه از اسمشان پيداست روزگار كدامين انگشتش را به انها نشان داده است
--------------------------------------------------------------
رفتیم واسه عروسی باغ اجاره کنیم ... یارو میگه جای امن میخای ؟پَـــ نَـ پَـــ یه باغ بده تجاوز خورش خوب باشه مهمونا روش حساب کردن !
--------------------------------------------------------------
رفتم خون بدم دكتر ميگه يه واحد ديگه؟!!!
ميگم پ نه پ!!!! ميخواي لوله كشي كن ملت حالشو ببرن
--------------------------------------------------------------
ای کسانیکه ایمان آورده اید ،اگر به جای ایمان ،"سیمان " آورده بودید این مملکت تا حالا آباد شده بود. سوره صادرات آیه 3000000000000
--------------------------------------------------------------
به سلامتی پسرخاله که می دونست نون و نفت گرون میشه
هی می گفت نون بگیرم ؟
نفت بگیرم ؟
هیشکی هم تحویلش نمی گرفت!
--------------------------------------------------------------
مردم دارن از گرسنگی میمیرن نصف برنامه های تلوزیون شده اشپزی!!!
خـب دوتا برنامه اختلاس بذارین ملت فنون اختلاسو یاد بگیرن شکمو هفت جد وابادشونو سیر کنن
--------------------------------------------------------------
قدیما برق ها رو روشن میذاشتیم میرفتیم مسافرت،
دزده فک کنه یکی خونه هست، الان هرجوری حساب میکنیم
برق ها رو خاموش کنیم و دزد بزنه به صرفه تره !!!
--------------------------------------------------------------
احمدی نژاد بعد از سخنرانیش چراغ ها رو خاموش کرد ، شیر گاز را بست ، سماور را از برق کشید ، در ها رو قفل کرد و خارج شد.
چون قبل از سخنرانیش همه رفته بودند. پارسال اینها رو بان کی مون به او گفته بود که امسال او تمام این کارها را خود از بر انجام داد.
--------------------------------------------------------------
یه راننده کامیون به اداره پلیس تلفن می زنه و میگه: من یک مارمولک را له کردم... پلیسه میگه: خب جسدش را از وسط جاده بردار بیانداز کنار جاده... راننده کامیون می پرسه: عبا و عمامه اش را چکار کنم!؟
--------------------------------------------------------------
یه شونه تخم مرغ خریدم 8000 تومن یه کتاب از میشل فوکو 4000 تومن، یعنی اگر به جای فیلسوف مرغ باشی ارزش چیزی که بیرون میدی دو برابر میشه
--------------------------------------------------------------
هواپيمايي درحال سقوط بود و يک چتر نجات کم بود!
بنابر اين يک نفر بايد فداکاري مي کرد.
زين الدين زيدان يک چتر بر داشت و گفت : من بهترين فوتباليست جهان هستم و بايد نجات پيدا کنم اين را گفت و پريد !
...
برد پيت هم يک چتر ديگر بر داشت و گفت: من محبوب ترين هنرپيشه جهان هستم و بايد نجات پيدا کنم. اين را گفت و پريد!
...
احمدی نژاد هم يک چتر بر داشت و گفت: من باهوش ترين رئيس جمهور دنيا هستم و بايد نجات پيدا کنم. اين را گفت و پريد !
فقط دو نفر در هواپيما مانده بودند. يک پسر بچه نه ساله و یک پیرمرد...
پیرمرد گفت: فرزندم ! من عمر خودم را کرده ام و آينده پيش روي تو است. بيا اين چتر را بردار و خودت را نجات بده!
پسر بچه گفت: احتياجي نيست. اون آقاهه که مي گفت باهوش ترين رئيس جمهور دنياست، با کوله پشتي مدرسه من پريد بيرون ...!
--------------------------------------------------------------
دولت مردان کل جهان مخالفانشان را از کشور تبعید می کنند تاعذاب بکشند
اما
دولت جمهوری اسلامی مخالفانشان را از کشور تبعید نمی کنند بلکه ممنوع الخروج میکنند
چون هیچ تبعیدگاهی بدتر و عذاب آورتر از ایران وجود ندارد.
--------------------------------------------------------------
پروردگارا هر بلایی را از کشور های مسلمان دنیا دور کن چون هر اتفاقی بیفته ما باید پولشو بدیم ...
--------------------------------------------------------------
اي كساني كه ايمان آورده ايد! سر جدتون ، جان مادرتون كاري به كار كساني كه ايمان نياورده اند نداشته باشيد.
ای کسانی که ایمان آوردهاید، از هر کجا آوردهاید برید بذارید سر جاش. ای کسانی که...
--------------------------------------------------------------
زندگی بعد از یارانه ها:آب:اشک
غذا:کشک
یخچال:مشک
حمام:تشت...
توالت:دشت
سفر خارجی:رشت
آسایش:پشم
--------------------------------------------------------------
گشت ارشاد به دختر:
دختره كجا ميری؟.. ميرم به آرايشگاه، مو رنگ كنم، فرنچ كنم، برنز كنم، خوشگل بشم بعد ميام تو منو بگیر …
--------------------------------------------------------------
مرده ب زنش میگه 4تا حیوون نام ببر ک با خ شروع شه......
میگه خودت خواهرت خدا بیامرز بدرت خیر نبینه مادرت
--------------------------------------------------------------
عروس وارده مجلس عروسی شد مادر شوهر گفت صلی علی محمد دشمن جونم هومد
عروس میگه عقرب زیر قالی خاستی بسر نیاری
--------------------------------------------------------------
دعای خانمها:
خدایا به من عشق بده تا شوهرم را درک کنم.
صبر بده تا او را بپذیرم.
ولی قدرت نده که می زنم لهش می کنم.
--------------------------------------------------------------
روزی یک زوج، بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند. آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول 25 سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند. تو این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشون (راز خوشبختیشونو) بفهمن.
سردبیر میگه: آقا واقعا باور کردنی نیست؟ یه همچین چیزی چطور ممکنه؟
مرد روزای ماه عسل رو بیاد میاره و میگه: بعد از ازدواج برای ماه عسل به شمیلا رفتیم. اونجا برای اسب سواری، دو تا اسب مختلف انتخاب کردیم. اسبی که من انتخاب کرده بودم خوب بود. ولی اسب همسرم به نظر یه کم سرکش بود.
سر راهمون اسب ناگهان پرید و همسرم رو از زین انداخت. همسرم خودشو جمع و جور کرد و به پشت اسب زد و گفت :"این بار اولته" بعد از چند دقیقه دوباره همون اتفاق افتاد. این بار همسرم نگاهی با آرامش به اسب کرد و گفت : " این بار دومته "و بعد سوار اسب شد و راه افتادیم.
وقتی که اسب برای سومین بار همسرم رو انداخت؛ همسرم خیلی با آرامش تفنگشو از کیف در آورد و با آرامش شلیک کرد و اون اسب رو کشت. سر همسرم داد کشیدم و گفتم : " چیکار کردی روانی؟دیوونه شدی؟ حیوون بیچاره رو چرا کشتی؟"
همسرم یه نگاهی به من کرد و گفت: " این بار اولته"!
--------------------------------------------------------------
تعدادى پيرزن با اتوبوس عازم تورى تفريحى بودند. پس از مدتى يکى از پيرزنان به پشت راننده زد و يک مشت بادام به او تعارف کرد.
راننده تشکر کرد و بادامها را گرفت و خورد. در حدود ٤٥ دقيقه بعد دوباره پيرزن با يک مشت بادام نزد راننده آمد و بادامها را به او تعارف کرد. راننده باز هم تشکر کرد و بادامها را گرفت و خورد.اين کار دوبار ديگر هم تکرار شد تا آن که بار پنجم که پيرزن باز با يک مشت بادام سراغ راننده آمد، راننده از او پرسيد چرا خودتان بادامها را نمىخوريد؟ پيرزن گفت چون ما دندان نداريم. راننده که خيلى کنجکاو شده بود پرسيد پس چرا آنها را خريدهايد؟ پيرزن گفت ما شکلات روى بادامها را خيلى دوست داريم!
--------------------------------------------------------------
دوتا سگ می خواستن با هم ازدواج کنن عروس موقع بله گفتن ميگه : اجازه پدر سگم , مادرسگم , برادرهای توله سگم و خود تخم سگم واق واق
--------------------------------------------------------------
کره خره از مامانش پرسید:من چطور به دنیا اومدم؟مامانش گفت:بابای خرت خر شد, عاشقه منه ماده خر شد, منه خرهم خر شدم, عاشقه اون نره خر شدم, این طوری شد که خر تو خر شدو, کره خری به در شد
--------------------------------------------------------------
بچه مثبته از یکی میپرسه : آقا ببخشید... خیلی خیلی عذر
میخوام..شرمنده.. روم به دیوار.. اسمتون چیه؟
یارو شاکی میشه، میگه: ایجو که تو پرسیدی، اسمم انه
--------------------------------------------------------------
زن به دامپزشكي مراجعه كرد و گفت: من اصلاً حالم خوب نيست.
دامپزشك گفت: شما اشتباهي اومدين اينجا، اينجا دامپزشكيه!
زن گفت: نه دكتر، درست اومدم، آخه من صبحها كه بلند ميشم اخلاقم مثل سگه،
ازصبح تا ظهر مثل خر كار ميكنم،
ظهرها هم مثل گاو غذا ميخورم، بعد از ظهر مثل خرس ميخوابم،
تازه شب كه شوهرم ميآد بهم ميگه سلام سوسك سياه..
--------------------------------------------------------------
يه بابايي يه پنگوئن رو تو خيابون پيدا ميکنه مي بردش به پاسگاه کلانتري
به افسره ميگه : اينو چيکارش کنم ؟ افسره ميگه بايد ببريش باغ وحش...
چند ساعت بعد افسره تو خيابون مي بينه همون يارو با پنگوئنه دست تو دست
هم دارن راه ميرن ، ميگه : اه ! نبرديش باغ وحش ؟
طرف ميگه : چرا ، الان دارم ميبرمش سينما
--------------------------------------------------------------
به یکی میگن بنی آدم اعضای یکدیگرند یعنی چی؟میگه یعنی خواهرت جیگر منه
--------------------------------------------------------------
میدونی آمار ازدواج در چه حیوانی بیشتر است؟در حلزون... چون هم خونه داره هم ماشین
--------------------------------------------------------------
فردی بنام یدالله در جمعی نشسته بود ، ناگهان بادی صدا دار از او خارج شد و جماعت به او خندیدن ، یدالله بسیار خجالت کشید و از خدا خواست که او را همچون اصحاب کهف به خوابی هزار ساله ببرد و دعایش مستجاب شد پس از هزار سال از خواب بیدار شد و چون احساس گرسنگی می کرد به نانوائی رفت و سکه ای برای خرید نان به نانوا داد نانوا نگاهی به سکه انداخت و گفت سکه گران بهائیست
باید مال دوران یدالله گوزو باشد !
--------------------------------------------------------------
از غضنفر میپرسن: پارسال روز زن چه کادویی به زنت دادی؟میگه: بردمش کیش. میگن: ای ول بابا، دمت گرم، خوب حالا امسال چیکار
میکنی؟ میگه: میرم میارمش
--------------------------------------------------------------
خانوم در حالی که جدول حل میکرد از شوهرش پرسید : یک اختراع نام ببر برای جبران اشتباهات بشر !
شوهر گفت : محضر طلاق
--------------------------------------------------------------
استاد: اون کدوم عضو بدنه که میتونه تا 8 بار بزرگتر بشه ؟
دانشجویه دختر : میدونم ولی روم نمیشه بگم
استاد : به 3 دلیل برات متاسفم:
1-. جواب مردمک چشم بود
2- فکر ت منحرفه
3- توقعت خیلی زیاد
--------------------------------------------------------------
دانشجوها برای شیطنت، روی تخته ی کلاس نوشتند: شورت استاد، قرمز گل گلیه!استاد اومد تو کلاس، یه نگاه به تخته کرد و با خونسردی خاصی گفت: هر کی اینو نوشته مامانش خیلی دهن لقه
--------------------------------------------------------------
به یک جوانی ميگن: خود ارضائي يعني چي؟
ميگه: تركيبي است از صنايع دستي و هنرهاي تجسمي!
--------------------------------------------------------------
از یک جوانی میپرسن: عاشورا چه روزیه؟
میگه: روزه جهانی قیمه!
--------------------------------------------------------------
از يكي ميپرسن گشنگي سخت تره يا عاشقي ؟ ميگه از قديم گفتن گشنگي نكشيدي كه عاشقي يادت بره ولي شما تا حالا تو خيابون دستشوئيت نگرفته كه جفتش يادت بره؟؟
--------------------------------------------------------------
ميگن : واجبي چيست ؟ ميگه :پودريست باستاني كه در حداكثر ۵دقيقه ميرزاكوچك خان جنگلي را به دكتر الهي قمشه اي تبديل مي كند
--------------------------------------------------------------
مي دانيد چرا بعد از عقد در دهان عروس و داماد عسل مي گذارند؟
براي اينكه مزه گهي كه خوردند عوض شود
--------------------------------------------------------------
سر در مطب جراح پلاستیک نوشته شده
لولو تحویل میگیریم هلو تحویل میدیم
--------------------------------------------------------------
از آخونده میپرسن معیارهای شما برای انتخاب همسر چیه؟ میگه: صداقت خدیجه، عفاف زهرا، صبر زینب، فداکاری سمیه، اندام جنیفر لوپز
--------------------------------------------------------------
به یک نفر میگن ننه بابات باهم چطورن؟ میگه: روز مثل سگ و گربه ، شب مثل پیچ و مهره
--------------------------------------------------------------
خلقت انسان تقريبا به پايان رسيده بود كه خداوند متوجه شد آدم و حوا وجه تمايز چنداني با هم ندارند.از اندامهايي كه خداوند براي انسان در نظر
گرفته بود چيز چنداني به جاي نمانده بود و او نمي توانست تصميم بگيرد كه براي تفكيك آن دو كدام عضو را به كدام يكشان بدهد.پس آنها را فرا خواند وگفت:
اشرف مخلوقات من! براي تفكيك شما دو تا از هم و تعيين جنسيتتون
دو عضو باقي مونده اوليش عضويه كه مي توني به وسيله اون ايستاده ادرار كني و...
آدم اجازه نداد حرف خدا تمام شود وجست و خيز كنان با اشتياق گفت :
اونو بده من ..اون دقيقا چيزيه كه نشون مي ده من بعنوان مرد جنس برتر
هستم ..اونو بده من
حوا تنها لبخند زد و با آرامش گفت:
اگه آدم اينقدر به اون احتياج داره من حرفي ندارم...نوش جونش
آدم عضو مورد نظر را دريافت كرد و با خوشحالي به طرف باغ بهشت رفت تا ايستاده ادرار كردن را تجربه كند.
وقتي دور شد خدا گفت:
با اين حساب تنها عضو باقيمونده به تو مي رسه
حوا پرسيد:اون چه عضويه؟
و خدا پاسخ داد:
اون مغزه
--------------------------------------------------------------
به غضنفر ميگن باريک الله يعني چي ؟ ميگه يعني خدا لاغر است
--------------------------------------------------------------
زين پس جاي واژه نامانوس "... كش " از كلمه زيباي "بانوآوران " و بجاي واژه قبيح "جا..." "از كلمه پرمعني "بستر سازان" و بجاي ".... خل" از كلمه "آلت پريش " استفاده نمائيم
--------------------------------------------------------------
بچه رفت پاسگاه گفت دوچرخه ام رو دزدیدن! پلیس گفت به کی شک داری؟ بچه هه گفت به بابام ! پلیس: چرا؟ بچه: چون دیشب هی به مامانم میگفت بشین روش تا علی نیومده
--------------------------------------------------------------
خلاصه خبرها در اخبار جمهوری اسلامی: اوضاع در همه جای دنیا از ایران بدتر است
--------------------------------------------------------------
خدایا سهمیه این دل مارو تو کدوم کارت میریزی که به دل ما چیزی نمیرسه ... ؟
--------------------------------------------------------------
همین چند هفته پیش بود که یه هموطن داخل بانکی در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت. وقتی
شمارش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای
مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را داره و به همین دلیل نیاز به یک وام
فوری بمبلغ 5000 دلار داره کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز ...به قدری وثیقه و گارانتی داره.. و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید ماشین فراری جدیدش را که دقیقا جلوی در بانک پارک کرده بود را به
کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو بالاخره با وام آقا موافقت کرد آنهم فقط برای دو هفته کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گرانقیمت را گرفت وماشین به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد. خلاصه مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت 5000 دلار + 15.86دلار کارمزد وام رو پرداخت کرد.
کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت " از اینکه بانک ما رو انتخاب کردید متشکریم" و
گفت ما چک کردیم ومعلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید ولی فقط من یک
سوال برام باقی مانده که با این همه ثروت چرا به خودتون زحمت دادین که 5000
دلار از ما وام گرفتید؟ اصفهاني یه نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و
گفت: تو فقط به من بگو کجای نیویورک میتونم ماشین 250.000 دلاری رو برای 2
هفته با اطمینان خاطر و با فقط 15.86 دلار پارک کنم.
--------------------------------------------------------------
یه روز یه باباهه داشت بچه شو نصیحت میکرد میگفت:
دروغ نگو،
دست تو دماغت نکن،
جوراباتو بشور،
فحش نده
با ادب باش ،
یکی داشت رد میشد شنید گفت: اینارو وقتی بچه بود باید بهش میگفتی نه الان که رییس جمهور شده
--------------------------------------------------------------
حتي وقتي مي خواهيد از عرض خيابان يکطرفه عبور کنيد، حتما به دو طرف نگاه کنيد.چون اينجا ايران است! هر چيزي امکان پذير است.
--------------------------------------------------------------
از اونجايي که آمريکا هيچ غلطي نمینواند بکند،
پس تمام کارهايي که آمريکا ميکند صحيح است!!!!!
--------------------------------------------------------------
اول به سمت چپ که محل عبور ماشینهاست نگاه می کنیم
بعد به سمت راست که محل عبور موتورهاست نگاه می کنیم
بعد به سمت بالا نگاه می کنیم که محل سقوط هواپیماست
سپس با روحی آرام و قلبی مطمئن پا به خیابان می گذاریم
--------------------------------------------------------------
آقاي فلاني ميره كانديداي رياست جمهوري بشه ،
بهش ميگن پدر جان شما كه سواد نداري ؟
ميگه : مگه ريدن تو مملكت سواد هم ميخواد ؟!
--------------------------------------------------------------
شعار بنده خدا در تظاهرات اخیر :
وای به روزی که بفهمیم چی شد!
--------------------------------------------------------------
پدر: پسرم بزرگ شدی میخوای چه کاره بشی؟
پسر: سیاستمدار
پدر: مگه عقلت کمه؟
پسر: یعنی شرطش اینه!؟
--------------------------------------------------------------
یارو تو انتخابات كاندید میشه، بعد كه رایها رو می شمرن، میبینه سه تا رای آورده. شب که میره خونه، خانومش در جا یكی میخوابونه تو گوشش، میگه: میدونستم پای یك زنه دیگه هم وسطه!
--------------------------------------------------------------
روزی یکی از مریدان پریشان حال ،به نزد شیخ آمد و عرض کرد : یا شیخ خوابی دیدم بس ناگوار!
فرمود: بنال ببینم تعبیرش چه بُود ؟
گفت : خواب مردمانی دیدم که از تنشان گوشت همی کندند و گوشت را به دهانشان همی گذاردند.
رنگ از رخسار شیخ پرید ، فرمود : به گمانم زمان پرداخت یارانه ها رسیده
--------------------------------------------------------------
شخصي از ملا پرسيد: مي داني جنگ چگونه اتفاق مي افتد؟ ملا بلافاصله كشيده اي محكم در گوش آن مرد مي زند و مي گويد: اينطوري!
--------------------------------------------------------------
يه روز زمان جنگ موشكي زدند بغل حمام زنانه زنها لخت از حمام فرار كردن روز بعد جوانها شعار دادند:جنگ جنگ تا پيروزي - صدام بزن جا ديروزي.
--------------------------------------------------------------
یكی جبهه بوده از هر طرف خمپاره می یومده .یكی داد می زنه می گه : سنكر بگیرید .یارو از اون ور می گه : واسه من بربری بگیرید!
--------------------------------------------------------------
خانم حمیدی برای دیدن پسرش مسعود، به محل تحصیل او یعنی لندن آمده بود. او در آنجا متوجه شد که پسرش با یک هم اتاقی دختر بنام ویکی زندگی میکند. کاری از دست خانم حمیدی بر نمی آمد و از طرفی هم اتاقی مسعود هم خیلی خوشگل بود.
او به رابطه میان آن دو ظنین شده بود و این موضوع باعث کنجکاوی بیشتر او می شد. مسعود که فکر مادرش را خوانده بود گفت:من میدانم که شما چه فکری میکنید، اما من به شما اطمینان می دهم که من و ویکی فقط هم اتاقی هستیم.
حدود یک هفته بعد ویکی، به مسعود گفت: از وقتی که مادرت از اینجا رفته، ظرف نقره ای من گم شده، تو فکر نمی کنی که او قندان را برداشته باشد؟
مسعود جواب داد: خب، من به مادرم شک ندارم، اما برای اطمینان به او ایمیل خواهم زد.
او در ایمیل خود نوشت:
مادر عزیزم ، من نمی گم که شما ظرف نقره را از خانه من برداشتید، و در ضمن نمی گم که شما آن را برنداشتید، اما در هر صورت واقعیت این است که آن ظرف از وقتی که شما به تهران برگشتید گم شده.
با عشق ، مسعود
روز بعد ، مسعود یک ایمیل به این مضمون از مادرش دریافت نمود:
پسر عزیزم، من نمی گم تو با ویکی رابطه داری و در ضمن نمی گم که تو باهاش رابطه نداری. اما در هر صورت واقعیت این است که اگر او در تختخواب خودش می خوابید، حتما تا الان ظرف را پیدا کرده بود.
با عشق ، مامان
--------------------------------------------------------------
یارو سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از طرف ميپرسه: شما چي؟ يارو مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم باز ميکنيم ميخوريم!
--------------------------------------------------------------
عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچههاى کلاس عکس یادگارى بگیرد.
معلم هم داشت همه بچهها را تشویق میکرد که دور هم جمع شوند.
معلم گفت: ببینید چقدر قشنگه که سالها بعد وقتى همهتون بزرگ شدید به این عکس نگاه کنید و بگوئید: این احمده، الان دکتره. یا اون مهرداده، الان وکیله.
یکى از بچهها از ته کلاس گفت: این هم آقا معلمه، الان مرده.
--------------------------------------------------------------
و بهلول را گفتند که فرق" پوشک"و "عمامه" چیست؟
گفت در اصلشان فرقی نیست
پوشک را در" زیر" گه میگذارند
عمامه را "روی" گه.
--------------------------------------------------------------
بهلول را گفتند فرق " مستراح " و " منبر " چيست؟
گفت در اصلشان فرقي نيست.
هر کس که نخواهد در " جمع " بريند در آن رود
و هرکس که بخواهد " بر جمع " بريند بر اين رود.
--------------------------------------------------------------
نقل است کودکی را ختنه می کردند، داد و فریاد می کرد، حق داشت، اما در گوشه ای دیدند دختر بچه ای زار زار می گرید، گفتند تو دیگر چرا گریه می کنی؟ گفت: آخر دارند برای من تیزش می کنند!
--------------------------------------------------------------
یک روز پیرزنی را که از سفر مکه آمده بود در فرودگاه تهران بازرسی می کردند،در چمدانش یک بطر ویسکی که مقداری از آن مصرف شده بود پیدا کردند!پاسداره ازش پرسید مادر این چیه؟پیرزن جواب داد:مادر این ویسکیه!من پیر زن با این پاهام که همیشه درد میکنه که نمیتونم هفت دور دور کعبه بچرخم،یک استکان از این ویسکی می خوردم خود کعبه صد دور دور سرم می چرخید
--------------------------------------------------------------
جوان گفت: شنيده ام قد او کوتاه است
پيرزن گفت:اتفاقا اين صفت بسيار خوبي است، زيرا لباس هاي خانم ارزان تر تمام مي شود
جوان گفت: شنيده ام زبانش هم لکنت دارد
پيرزن گفت: اين هم ديگر نعمتي است زيرا مي دانيد که عيب بزرگ زن ها پر حرفي است اما اين دختر چون لکنت زبان دارد پر حرفي نمي کند و سرت را به درد نمي آورد
جوان گفت: خانم همسايه گفته است که چشمش هم معيوب است
پيرزن گفت: درست است ، اين هم يکي از خوشبختي هاست که کسي مزاحم آسايش شما نمي شود و به او طمع نمي برد
جوان گفت: شنيده ام پايش هم مي لنگد و اين عيب بزرگي است
پيرزن گفت: شما تجربه نداريد، نمي دانيد که اين صفت ، باعث مي شود که خانمتان کمتر از خانه بيرون برود وعلاوه بر سالم ماندن، هر روز هم از خيابان گردي ، خرج برايت نمي تراشد
جوان گفت: اين همه به کنار، ولي شنيده ام که عقل درستي هم ندارد
پيرزن گفت: اي واي، شما مرد ها چقدر بهانه گير هستيد، پس يعني مي خواستي عروس به اين نازنيني، اين يک عيب کوچک را هم نداشته باشد.
--------------------------------------------------------------
عباس میره تو بیابونای عربستان تعمیرگاه شتر میزنه . یه عرب شترش راه نمیرفته میکشونه تو تعمیرگاه عباس میگه : آقا شترم راه نمیره درستش کن. ... عباس به شاگردش میگه : ا َصغر شوتور اقا رو ببر رو چال . اصغر شترو میبره رو چال ، اصغر با سنگ میزنه تو تخمای شتره ، شتره مثل فشنگ میره . عرب میگه : حالا چطوری به شترم برسم ؟ عباس میگه : اصغر آ قارم ببر رو چال... بعد عربه هم گلوله میشه میدوه بیرون میره . بعد عباس میگه : اصغر پولشو داد؟ اصغر میگه : نه اوستا. عباس میگه : اصغر برو رو چال !!!!؟
--------------------------------------------------------------
بسیجیه میره جبهه خمپاره میخوره تو شورتش! وقتی برمیگرده برادرزادش میگه :
عمو سرحال نیستی ؟ میگه: عموت دیگه عمه شد ! هر چی که داشت کنده شد !!
--------------------------------------------------------------
بسيجيه بي سيم ميزنه به سيد (فرمانده اش) ميگه “سید من پنج هزار نفرو
دستگير كردم بيان ببرينشون” فرمانده هم تعجب ميكنه و با هيجان ميگه “ايول،
احسنت، حزب الله ماشالله…. حالا تو كه اين همه رو دستگير كردي زحمتشو بكش
بيار حاجي من نيرو ندارم” بسيجيه ميگه “بابا نمي شه آخه اين پدرسگها نمي
ذارن من بيام”
--------------------------------------------------------------
یک روز یک بسیجی زنگ می زند ستاد نماز جمعه و می گوید: حاج آقا اگر می شود
یک آخوند برای ما بفرستید. ما اینجا مسجد داریم اما آخوند نداریم.
ستاد
نماز جمعه می گوید: ما هفته پیش برای شما یک حجت السلام فرستادیم.
بسیجی
می گوید: آن را که کشتیم برایش امامزاده درست کردیم.
--------------------------------------------------------------
یکی ميره گل فروشي ميگه گل بنفشه دارين؟ يارو ميگه نه، مرده ميپره و تخماي گلفروشه رو ميگيره، گلفروشه ميگه ولم كن، یارو ميگه زنم گفته اگه گل بنفشه نداشت، تخمش رو بگير
--------------------------------------------------------------
به خروسه میگن : چرا معتاد شدی؟ میگه اگه زنتو لخت کنن بزارن پشت ویترین معتاد نمی شی
--------------------------------------------------------------
یارو زنش رو طلاق میده همه بهش میگن : بابا , طلا خانوم که زن خوبی بود چرا طلاقش دادی ؟ یارو با عصبانیت میگه غلط کرده . تازه فهمیدم که چقدر عوضی بود . دیروز بازار بودم همه میگفتن : طلا کشیده پائین
--------------------------------------------------------------
يكي واستاده بوده دم مسجد، داشته خرما خيرات ميكرده. خلاصه هركي رد ميشده، يك خرما برميداشته و يك صلوات ميفرستاده. بعد يك مدت، يك بابايي دست ميكنه يك مشت خرما برميداره، يكي دستشو ميگيره، ميگه: هوووي! چه خبره؟! يك نفر آدم مرده، اتوبوس كه چپ نكرده
--------------------------------------------------------------
يكي با زنش دعواشون شده بوده، با هم حرف نمي زدند. زنه وقتي شب ميره بخوابه، یه يادداشت برا شوهرش مي گذاره كه: منو فردا ساعت ۶ بيدار كن. صبح زنه ساعت ۱۰ از خواب پا ميشه، مي بينه براش یه يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه ساعت شیشه
طرف ميره ماشينشو بيمه كنه، آقاهه بهش ميگه ايشااله هيچوقت از بيمهتون استفاده نكنيد، یارو هم ميگه ايشااله تو هم از اين پوله خير نبيني
--------------------------------------------------------------
یه روز یه دختر زشت به دوست پسرش میگه شباهت من با خورشید چیه ؟ پسره میگه به 2 تاتون نمیشه مستقیم نگاه کرد.
--------------------------------------------------------------
يه بابائی قضاي حاجت داشته ,دستشوئی پيدا نميکنه ميره يه داروخانه.
ميگه آقا جان نفت داری؟
داروخانه چی بروبر نيگاش ميکنه و ميگه نفت؟ نه بابا جان اینجا داروخانس..نفتمون کجا بود؟
طرف ميگه:ای شاشيدم تو داروخانه ای که نفت نداره!ميشاشه و ميره.
دو روز بعد طرف دوباره داشته از اونجا رد ميشده باز شاشش ميگيره.
ميره همون داروخانه ميگه آقا نفت داری؟
داروخانه چی ایندفعه ميترسه و ميگه :آره قربونت داريم!.
طرف ميگه: ای شاشيدم به داروخانه ای که نفت داره , باز ميشاشه ميره.
يه هفته بعد باز داشته از اونجا رد ميشده باز شاشش ميگيره .ميره تو داروخانه ميگه آقا نفت داری؟
داروخانه چی ميگه: نه آقا جان ..نفت نداريم ..اما.. تو بشاش برو تو چيکار داری ما نفت داريم يا نداريم؟!
--------------------------------------------------------------
حسن ميره بالای درخت چنار ميپرسند : چيكار ميكنی ميگه دارم توت ميخورم
ميگن الاغ اون درخت چناره !
حسن ميگه الاغ خودتی توت تو جيبمه.
--------------------------------------------------------------
می دونی تفاوت شهرداری با صدا و سیما چیه؟ اولی آشغال رو جمع می کنه دومی آشغال پخش می کنه
--------------------------------------------------------------
از آخونده میپرسن شما معیارهای شما برای انتخاب همسر چیه؟ میگه: صداقت خدیجه، عفاف زهرا، صبر زینب، فداکاری سمیه، اندام جنیفر لوپز!
--------------------------------------------------------------
هم زشت و هم جوادم
بد تیپ و بد لباسم
گویم سخن فراوان با آنکه بی سوادم
تیغ و ژیلت ندارم
حموم رفته زیادم
پایم دهد کمی بو
من احمدی نژادم!
--------------------------------------------------------------
پنج صفتی که احمدی نژاد از پیامبران به ارث برده:
از محمد، بی سوادی
از عیسی، بی پدری
از موسی، جادوگری
از نوح، عمر
از سلیمان، صحبت با حیوانان!
--------------------------------------------------------------
یه خانمی میره هیات دولت میگه میشه دست به اونجای شوهرم بزنید؟
وزیرا میگن چرا؟
خانم میگه آخه دولت شما دست رو هر چی میذاره سه برابر میشه !!!
--------------------------------------------------------------
مستضعفی بگفتا: صاحبدلان خدا را،
ما انقلاب کردیم یا انقلاب ما را؟
هاتف بگفت از غیب، جانا که غافلی تو،
آخوند و شیخ و ملا ، کردند هر دو تا را!
--------------------------------------------------------------
يه روز خبرنگاره از يكي ميپرسه: ميتونيد در اين يوم الله بيست و دو بهمن پرچم سه رنگ ايران اسلامي رو توصيف كنيد؟
طرف ميگه: سبزش مال سيدهاست. سفيدش مال آخونداست. قرمزش خون شهداست. چوبشم كه ميكنن تو كون من و تو!
--------------------------------------------------------------
یه بسیجیه رو می فرستند چین آموزش شکنجه ببینه تا در آینده بهتر بتونن زندانیها رو به حرف بیارن . استاد چینی بهش می گه اولین درس ما مربوط به یک شکنجه چینی هست که سه مرحله داره و هر کس این شکنجه را یاد بگیره اجازه داره که به دوره بالاتر بره! بسیجیه که تو کهریزک هم قبلن کار می کرد و فکرمیکرد استاد شکنجه هستش با لبخندی تحقیر آمیز گفت حالا چی هست این سه مرحله؟ استاد چینی پاسخ داد امشب رو برو استراحت کن از فردا آموزش سه مرحله شروع میشه و بسیجی رو به اتاقی در طبقه سوم برد که تخت یک نفره ای درست کنار پنجره قرار داشت. بسیجیه شب رو می خوابه و صبح با یک سنگینی عجیبی روی شکمش بیدار می شه . روی یک سنگ ٥٠ کیلویی که درست رو شکمش قرار گرفته بود، نوشته بودن مرحله اول شکنجه. بسیجیه که از این همه حماقت چینی ها هم خندش گرفته بود و هم عصبانی بود با یک حرکت عصبی سنگ رو از روی شکمش برداشت و از پنجره پرت کرد بیرون که در همان موقع چشمش به یاد داشتی روی پنجره افتاد که نوشته بود مرحله دوم شکنجه: این سنگ به تخم راست شما بسته شده است، که دیگه دیر شده بود و فریاد وحشتناکی ازته جگر بسیجیه برخواست و در همان حال به خودش گفت خودم رو از پنجره می اندازم بیرون هر چی باشه دردش از اینی که دارم می کشم کمتره و خودشو از پنجره به بیرون پرت کرد و تازه پاش از لبه پنجره جداشده بود که زیر پنجره متوجه یادداشتی شد که روش نوشته بود، مرحله سوم : تخم چپ شما به پایه تخت خواب بسته شده است
--------------------------------------------------------------
به آخونده میگن کون گشاد تر از شما هم وجود داره؟ میگه آره، اونایی که به ما میگن التماس دعا
--------------------------------------------------------------
به یارو ميگن : کدوم حيوونيه که آدمو صبح براي نماز از خواب بيدار ميکنه ؟
طرف میگه
: بابام !!
--------------------------------------------------------------
کچله ميره آرايشگاه همه ميزنن زير خنده
ميگه: مرض اومدم آب بخورم
--------------------------------------------------------------
عبيد زاكانی را گفتند اسلام را چگونه ديدی؟گفت دين عجيبی است.چون در آن وارد شوی سر آلتت را ببرند و چون خارج شوی سر خودت را
--------------------------------------------------------------
روزی اخوندی در کنار راننده اتوبوس میشینه و از راننده مبپرسه " شما که همش در سفر هستید از کجا میدونید بچتون مال خودتونه؟" راننده که زرنگتر از اخونده بوده میگه " حاجی اقا یکی دوسالی نگهش میداریم بعد اگه دیدیم شکل خودمون نیست میفرستیمش حوزه." امیدوارم جوابتونو گرفته باشید
--------------------------------------------------------------
پسر: مامان امام خمینی توی دریا غرق شد مرد؟
مامان: نه پسرم...
پسر: پس چرا همه سالگردش می رن شمال؟
--------------------------------------------------------------
یه با با یی میره کله پاچه فروشی،طرف میگه آقا چشم بذارم؟؟؟
میگه اوکی منم میرم قایم میشم
--------------------------------------------------------------
به یه بابایی ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه: كبوتر، كلاغ، خر! بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه!ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد!!!
--------------------------------------------------------------
مرد به سرعت به خانه امد و فریاد زد عزیزم ساکتو ببند. من همین الان۱۰۰۰۰۰۰ میلیون دلار برنده شدم . زن ساکها رو برای ساحل ببندم یا کوه.مرد : مهم نیست فقط ساکتو ببندو از جلو چشام دور شو!
--------------------------------------------------------------
یه روز یه جوونی سرش رو می چسبونه به شیشه آرایشگاه و از آرایشگر می پرسه چفدر طول می کشه تا نوبت من بشه؟
آرایشگر یه نگاهی به مغازه اش می اندازه و جواب می ده : حدود 2 ساعت دیگه و جوون می ره
چند روز بعد دوباره جوونه می آد و سرش رو می چسبونه به شیشه می گه و می پرسه چفدر طول می کشه تا نوبت من بشه؟
دوباره آرایشگر یه نگاهی به مغازه اش می اندازه و جواب می ده : حدود 3 ساعت دیگه و جوون بازم می ره
دفعه بعد که جوونه میاد و این سوال رو می پرسه ، آرایشگره از یکی از دوستانش به نام Bill می خواد که بره دنبال طرف ببینه این آدم کجا می ره؟ ماجرا چیه که هر دفعه می پرسه کی نوبتش می شه اما می ره و دیگه نمی آد ؟!
Bill می ره و بعد از مدتی در حالی که از شدت خنده اشک تو چشاش جمع شده بود بر می گرده. آرایشگر ازش می پرسه : حوب چی شد؟ کجا رفت؟
Bill جواب می ده: رفت خونه تو
--------------------------------------------------------------
ابرام خالدار را به جرم سرقت محاكمه ميكنند، محکوم میشود که طبق حكم
شرع بايد يك دستش را قطع كنند. میخواهند دست راستش را قطع كنند، ميبينند
رویش با خال كوبي نوشته: مرگ بر آمريكا! ميگویند اين دست را كه نميشود قطع
كرد... میخواهند دست چپش را قطع كنند، ميبينند نوشته: مرگ بر اسرائيل!
ميگویند اي بابا اين دستم كه صلاح نيست قطع بشه. خلا... ادامه ...صه هرجای دیگرش را میخواهند قطع كنند، ميبيند يك
شعار انقلابي رویش خال كوبي شده، تا اينكه ميرسند به قسمت مردانگی اش،
ميبيند نوشته: جگوزي!
ميگویند : این دیوانه عجب چیز مهملی نوشته!
همين را ببُرین! در این اثنا ابرام میگوید: جناب سروان دست نگه دارين
اين
وقتي خوابيده است اين ريختيه، وقتي پاشه، روش نوشته جنگ جنگ تا پيروزي
--------------------------------------------------------------
نقل است که از یک آخوند حاضر جواب اصفهانی پرسیدند که آیا تا به حال پیش آمده
است که در پاسخ به متلکی ناتوان شوی.
جواب داد یک بار! و آن موقعی بود که یک سپیدهدم بارانی برای پیشنمازی به مسجد
می رفتم و کوچه پر از گل و لای بود. ناگهان در یک چاه فاضلاب افتادم و تا کمر
در مدفوع و ادرار فرو رفتم...
در فکر این بودم که اگر به منزل برگردم و لباس خود را عوض کنم، نماز مومنان قضا
خواهد شد و اگر با همین وضع به مسجد بروم که نمیتوانم نماز را اقامه کنم که
خانم جوانی رسید و مرا که در آن حالت دید با لبخند شیطنت آمیزی پرسید:
حاج آقا چرا اینقدر تو خودتون فرو رفتین؟!!
--------------------------------------------------------------
در پایان مصاحبه شغلی برای استخدام در شركتی، مدیر منابع انسانی شركت از مهندس جوان صفر كیلومتر ام آی تی پرسید: « برای شروع كار، حقوق مورد انتظار شما چیست؟»
مهندس گفت: «حدود 75000 دلار در سال، بسته به اینكه چه مزایایی داده شود.»ـ
مدیر منابع انسانی گفت: خب، نظر شما درباره 5 هفته تعطیلی، 14 روز تعطیلی با حقوق، بیمه كامل درمانی و حقوق بازنشستگی ویژه و خودروی شیك و مدل بالا چیست ؟
مهندس جوان از جا پرید و با تعجب پرسید: شوخی میكنید؟
مدیر منابع انسانی گفت: بله، اما یادت باشه اول تو شروع كردی !ـ
--------------------------------------------------------------
مردی به استخدام یك شركت بزرگ درآمد. در اولین روز كار خود، با كافه تریا تماس گرفت و فریاد زد: «یك فنجان قهوه برای من بیاورید.»ـ
صدایی از آن طرف پاسخ داد: شماره داخلی را اشتباه گرفته ای. می دانی تو با كی داری حرف می زنی؟
كارمند تازه وارد گفت: نه
صدای آن طرف گفت: من مدیر اجرایی شركت هستم، احمق !ـ
مرد تازه وارد با لحنی حق به جانب گفت: «و تو میدانی با كی حرف میزنی، بیچاره.»ـ
مدیر اجرایی گفت: نه
كارمند تازه وارد گفت: «خوبه» و سریع گوشی را گذاشت.
--------------------------------------------------------------
بسیجیه ميره مشهد ميگه يا امام رضا ازت مي خوام كه تو قرعه كشي بانك برنده بشم، يه ماشين ببرم. يه يكي دو سالي همين جور مي گذره و بسیجیه همش ميرفته حرم و دعا مي كرده ولي برنده نمي شده. يه شب امام رضا مياد تو خوابش بهش ميگه آخه عزيز دلم تو اول به بابات بگو يه حساب تو بانك برات باز كنه بعد دعا كن كه برنده بشي.
--------------------------------------------------------------
به بسیجیه میگن تا بحال راجع به فرمایشات مقام معظم رهبری فکر کردی؟ میگه: نه، ما رو چه به این گــُـه خوریا …
--------------------------------------------------------------
بسیجیه میره خوونه میبینه زنش با فرمانده پایگاه رو تخت مشغول عملیاته، غیرتی میشه میزنه توی گوش فرمانده و از تخت میاردش پایین. فرماندهه میگه پدرتو در میآرم، میفرستم کهریزک آدم شی… بسیجیه میگه: هیچ گـُـهی نمی تونی بخوری، من از روی این تخت “سردار”ها پایین کشیدم.
--------------------------------------------------------------
روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل
به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را
مينويسد اما در تايپ آدرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه
را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه
از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد
تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل
هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي
افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش
زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:
گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم
ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا
کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته
.من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه .
--------------------------------------------------------------
نام شوهر در زمانهاي مختلف
زمان آشنايي : مرد روياهام
زمان نامزدي : عشقم
زمان ازدواج : هم نفسم
بعد از يك ماه : جان دلم
بعد از دو ماه : سايه سرم
بعد از سه ماه : شوهرم
بعد از يك سال : آقا بالاسر
بعد از دو سال : بخور و بخواب
بعد از سه سال : نره غول
بعد از چهار سال : لندهور
پنج سال بعد : مرتيكه نفهم بي شعور مفتخور نمك نشناس
--------------------------------------------------------------
به غضنفر میگن چرا درس میخونی؟ میگه درس میخونم دكتر بشم، مطب بزنم، پول در بیارم، نیسان بخرم كار كنم
--------------------------------------------------------------
انــــواع مَــــــرد :
مَــرد اروپـايـي : يه زن داره يه دوست دختر (زنشو بيشتر از دوست دخترش دوست داره!)
مَــرد آمـريـکـايـي : يه زن داره يه دوست دختر (دوست دخترشو بيشتر از زنش دوست داره!)
مَــرد ايـرانـي : يه زن داره سي تا دوست دختر (مامانـشو از همه بيشتر دوست داره !!)
--------------------------------------------------------------
هفت ثانیه طول میکشه تا غذا از دهان وارد معده بشه
موی انسان میتونه ۳ کیلوگرم وزن رو تحمل کنه
طول آلت مردان ۳ برابر انگشت شصت شونه
استخوان ران به محکمی بتن میباشد
قلب زنها سریع تر از قلب مردها میزنه
... سرعت چشمک زدن زنها ۲ برابر مردهاست
وقتی ایستاده ایم 300 ماهیچه در حفظ تعادل به ما کمک میکنه
زنان تمام این متن رو خوندن
ولی ... مردها هنوز دارن به انگشت 60 شون نگاه میکنند!!
--------------------------------------------------------------
بد دوره زمونه ای شده! پدر آدم تو روی آدم وا میسه! عجب!
--------------------------------------------------------------
من از اولشم ریاضیم تعریفی نداشت....!! نمیدونم چجوری تونستم تو رو آدم حساب کنم...؟
--------------------------------------------------------------
اگه خواستی با یه دختر ازدواج کنی
زیاد درگیر این نشو که پدر و مادرش کی هستند
و خانواده اش از نظر مادی و معنوی در چه سطحی هستند !
تحقیق که کن که توی لیست دوست پسرای دوران مجردیش
دوستات یا آشناهات نباشن تا وقتی خواستی
... برای همسرت شیرینی بخری
رفیقت نگه : خامه ای نخر دوست نداره..
به جاش ناپلئونی بخر ..
--------------------------------------------------------------
اگر از تنهایی لذت نمی برید ازدواج کنید تا از تنهایی لذت ببرید
--------------------------------------------------------------
بسیجیه می ره لاس¬وگاس. زنگ می زنه به زنش می گه خانم من شهید شدم؟!! میگه وا این حرفا چیه؟ می گه آخه الان تو بهشتم!
--------------------------------------------------------------
فرشته مهربون به جوجه تیغی گفت: چه آرزویی داری برآورده کنم جوجه تیغی با اون چشای ریزش دستای کوچولوشو باز کرد و گفت:
. بغلم کن ♥
--------------------------------------------------------------
شیطان هرکاری کرد آدم سیب نخورد
رو کرد به حوا گفت : بخور واسه پوستت خوبه !
--------------------------------------------------------------
استاد: اون کدوم عضو بدنه که میتونه تا 8 بار بزرگتر بشه ؟
دانشجویه دختر : میدونم ولی روم نمیشه بگم
استاد : به 3 دلیل برات متاسفم:
1-. جواب مردمک چشم بود
2- فکر ت منحرفه
3- توقعت خیلی زیاد
--------------------------------------------------------------
همیشه پشت سر هر مرد موفق ، زنی است که هر چی تلاش کرده نتونسته جلوی موفقیت شو بگیره!!! (:
--------------------------------------------------------------
پدر بزرگ رو به نوه:
بدو برو قایم شو
امروز مدرسه رو پیچوندی معلمت اومده دنبالت
نوه:
نـــــــه، شما باید قایم شی،
من بش گفتم نمیام چون شما مردی
--------------------------------------------------------------
به بسیجیه نخبه پیدا می کنن، بهش میگن حموم چند بخشه؟ میگه: دو بخشه، زنونه و مردونه.
--------------------------------------------------------------
بسیجیه میره عملیات، با واجبی نارنجک درست میکه، میگن این چیه؟ میگه: میخوام وقتی ترکید پشمای همه بریزه.
--------------------------------------------------------------
بسیجیه ميره آزمايشگاه داد ميزنه ميگه چرا جواب خون شهدا رو نميدين؟
--------------------------------------------------------------
از خمینی پرسیدند شما ورزش را دوست دارید؟
ایشان گفتند: من خود ورزش نمیکنم ولی ورزشکاران را چرا.!!
--------------------------------------------------------------
خبرنگاره ميره جبهه جنگ گزارش تهيه كنه، يك دهاتی رو گير مياره ازش ميپرسه: برادر شما اينجا چيكار ميكنين؟
یارو ميگه: زرشك پاك ميكنيم!
خبرنگار ميپرسه: پس تو كار آشپزخونهايد؟
یارو ميگه: نه بابا! اينجا يك تابلوهايي زدن روش نوشتن: كربلا ما داريم مياييم، زير اين تابلوها ملت مينويسن زرشك! ما اونها رو پاک میکنیم!!
خبرنگار ميگه:كــــــات! آقا درست جواب بده
بابا پخش مستقيمه! دوباره ميپرسه: شما اينجا امداد غيبي هم دارين؟!
یارو ميگه: بله، هر از چند وقتي يك توپي، خمپارهاي مياد ميافته توي سنگر، هفت هشت نفر غيب ميشن!
خبرنگار داد ميزنه: كــــــــــــات! بابا اين چه وضعشه! درست جواب بده.
یاروميگه: آخه شما ميپرسي، من هم جواب ميدم ديگه!
خبرنگار ميپرسه: برادر شما اينجا ايثار هم ميكنين؟
یارو ميگه: والله عيسي رو نه ولی يه محمد داريم همه ....!!!!!
--------------------------------------------------------------
درود بـر زحمتکشان شهرداری کـــــه آشغال جمع میکنند...
کـــــون لــــق صدا و سیما کــــــــه آشغال پخش میکنند....
--------------------------------------------------------------
حاکمی به مردمش گفت: صادقانه مشکلات را بگویید. حسن نزد حاکم رفت و گفت: گندم و شیر که گفتی چه شد؟مسکن چه شد؟ کار چه شد؟ حاکم گفت: ممنونم که من را آگاه کردی همه چیز درست میشود. یکسال گذشت... حاکم گفت: صادقانه مشکلاتتان را بگویید کسی چیزی نگفت. کسی نگفت گندم و شیر چه شد! کار و مسکن چه شد!! تنها از میان جمع کسی گفت: حــــــــــسن چه شد ؟
--------------------------------------------------------------
یك روز مردی در حال عبور از خیابان كودكی را مشغول جابجایی بسته ای دید
كه ازخود كودك بزرگتر بود، پس به نزدیكش رفته و گفت: عزیزم بگذار تا كمكتكنم.مرد وقتی خواست بسته را بردارد دید كه حتی حملش برای او مشكل است چه برسد به این بچّه. كمی كه رفتند مرد از كودك پرسید چرا این بسته را حمل میكند؟كودك در پاسخ گفت: كه پدرش از او خواسته است.مرد پرسید: چرا پدرت خودش این كار را انجام نداد؟ مگر نمیدانست كه حمل این بسته برایت چقدر سخت است...كودك جواب داد: اتفاقا مادرم هم همین حرف را به پدرم زد ولی او گفت:"خانم بالاخره یه خری پیدا میشه به این بچّه كمك كنه دیگه"
--------------------------------------------------------------
یارو داشته یکی رو بدجور میزده و هی داد میزده کمک کمک!
بهش میگن بابا تو که داری اینو می زنی، تو چرا کمک میخوای؟
میگه آخه این گفته اگه بلند شم لهت می کنم
--------------------------------------------------------------
وصيت نامه ای به طنز
قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم.
بعد از مرگم، انگشتهاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشتنگاري قرار دهيد.
به پزشك قانوني بگوييد روح مرا كالبدشكافي كند، من به آن مشكوكم!
ورثه حق دارند با طلبكاران من كتككاري كنند.
عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز از داخل گور اينجانب اكيدا ممنوع است.
بر قبر من پنجره بگذاريد تا هنگام دلتنگي، گورستان را تماشا كنم.
كارت شناساييم بت دو قطعه عکس مرا لاي كفنم بگذاريد، شايد آنجا هم نياز باشد!
مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانند.
روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهواره تا گور دانش بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنيد!
كساني كه زير تابوت مرا ميگيرند، بايد هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به دختران بيکار ندهيد.
گواهينامه رانندگيم را به يك آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد.
کله مرغ برای سگها يادتون نره چون گناه دارند گشنه بمونند.
بجای عکسم روی آگهی ترحيم کارت معافيم رو بزاريد.
در مجلس ختم من گاز اشكآور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند.
از اينكه نميتوانم در مجلس ختم خودم حضوريابم قبلا پوزش ميطلبم و خواهش ميکنم پشت سرم حرف در نيار يد.
التماس ميکنم کفنم را از يک پارچه مارکدار انتخاب کنيد تا جلوی آدمهای گه تازه به دوران رسيده کم نياريم.
به مرده شوي بگوييد مرا با چوبك بشويد چون به صابون و پودر حساسيت دارم.
چون تمام آرزوهايم را به گور ميبرم، سعي كنيد قبر مرا بزرگ بسازيد كه جاي آتها هم باشد.
--------------------------------------------------------------
بسیجیه داشته راديو پيام گوش ميداده، گزارشگره ميگفته: مسیر بهارستان به امام حسين بستهاست، مسیر انقلاب هم به امام حسين بستهاست… بسیجیه ميگه: باشه بابا بستس که بستس، ديگه چرا هي قسم ميخوري؟!
--------------------------------------------------------------
بسیجیه ميره سلمونی، ميگه: جناب اين ريش مارو اصلاح کن. سلمونيه میبينه طرف بسیجیه، ميگه بگذار يکم سر کارش بگذاريم. بهش ميگه: خشک بزنم يا تر؟ بسیجیه ميگه: يعنیچی، چه فرقی ميکنه؟ ميگه: ببين، اونايی که وقتی بچه بودن اوضاشون خراب بوده ترمیزنند، ولی اونايی که سابقشون پاکه خشک میزنند. بسیجیه بهش برمیخوره، ميگه: يعنی چی آقا؟! معلومه که بايد خشک بزنی! يارو هم شروع ميکنه همينجور خشک خشک ريش بدبخت رو تراشيدن. يکم که ميزنه، بسیجیه دهنش سرويس ميشه، ميگه: وايسا، وايسا! يه چيزايی داره يادم مياد!
--------------------------------------------------------------
بسیجیه ميره تو مسابقات المپيك شركت كنه ازش ميپرسن به چه مقامي فكر ميكني؟ ميگه به مقام معظم رهبری.
--------------------------------------------------------------
به يه بسیجیه تاكسي سمند مي دن. سه تا مسافر سوار مي كنه. اولي به مقصد مي رسه مي گه نگه دار. بسیجیه مي گه سمند داري؟ مي گه نه. مي گه پس بشين. دومي به مقصد مي رسه مي گه نگه دار. مي گه سمند داري؟ مي گه نه. مي گه پس بشين. سومي کمی فکر می کنه مي گه من سمند دارم نگه دار. بسیجیه مي گه پس بگو ترمزش كدومه؟
--------------------------------------------------------------
بسیجیه با خوشحالی به دوستش میگه بالاخره این پازل رو بعد از 2 سال حل کردم . دوستش میگه: 2سال زیاد نیست؟ میگه: نه بابا رو جعبه اش نوشته برای 7 تا 10 سال.
--------------------------------------------------------------
بسیجیه داشته به قصد کشت، خودش رو میزده! بهش میگن: چی شده؟ میگه: من بی غیرت، الان فهمیدم از کجای ننهام در اومدم.
--------------------------------------------------------------
بسیجیه باباش می میره دوستاش میان بهش تسلیت میگن. بسیجیه احساساتی میشه میگه ایشاالله ختم باباتون جبران کنم!
--------------------------------------------------------------
بسیجیه میره دزدی تفنگش رو میزاره پشت گردنه طرف میگه تکون بخوری با لگد میزنم در كونت!
--------------------------------------------------------------
به بسیجیه میگن زنتو دیدیم تو یک پیکان با ۵ تا سیبیل کلفت تو سر بالایی خیابون بغلی،میگه جدی میگی؟ این پیکان جدیدا عجب موتوری داره.
--------------------------------------------------------------
يه بسیجیه براي بچه اش لالايي ميخونه. بچه اش بعد از يك ساعت ميگه : حالا خفه شو ميخوام بخوابم.
--------------------------------------------------------------
بسیجیه بچه اش فرداي عيد فطر به دنيا مياد،اسمش رو ميزاره پسفطرت!
--------------------------------------------------------------
به بسیجیه میپرسن نام خانوادگی خدا چیه. میگه: وکیلی
--------------------------------------------------------------
یکروز بوش و اوباما در یک بار نشسته بودن. یک نفر
میرسه و میپرسه : "چیکار دارین می کنین؟" بوش جواب می ده: "داریم نقشه جنگ
جهانی سوم رو تنظیم می کنیم." یارو می پرسه: " چه اتفاقی قراره بیافته ؟!"
بوش میگه: "قراره ما 140 میلیون مسلمان، و آنجلینا جولی رو بکشیم! " یارو
با تعجب میگه: " آنجلینا جولی !؟! چرا می خواین آنجلینا جول......ی رو
بکشید؟! " بوش رو می کنه به اوباما و میگه: " دیدی گفتم ! هیچکس تو دنیا
نگران 140 میلیون مسلمان نیست.
--------------------------------------------------------------
یه نفر برای بازدید میره به یه بیمارستان روانی
اول مردی رو میبینه که یه گوشه ای نشسته، غم از چهرش میباره، به دیوار تکیه داده و هر چند دقیقه آروم سرشو به دیوار میزنه و با هر ضربه ای، زیر لب میگه: لیلا… لیلا… لیلا
مرد بازدید کننده میپرسه: این آدم چشه؟
میگن: یه دختری رو میخواسته به اسم "لیلا" که بهش ندادن، اینم به این روز افتاده
مرد و همراهاش به طبقه بالا میرن، مردی رو میبینه که توی یه جایی شبیه به قفس به غل و زنجیر بستنش و در حالیکه سعی
میکنه زنجیرها رو پاره کنه، با خشم و غضب فریاد میزنه: لیلا… لیلا… لیلا
بازدید کننده با تعجب میپرسه: این یکی دیگه چشه؟ میگن: اون دختری رو که به اون یکی ندادن، دادن به این!!!!!!
--------------------------------------------------------------
يک خانم براي طرح مشکلش به کليسا رفت .
او با کشيش ملاقات کرد و برايش گفت:
من دو طوطي ماده دارم که فوق العاده زيبا هستند.
اما متاسفانه فقط يک جمله بلدند که بگويند «ما دو تا خرابیم ... مياي با هم خوش بگذرونيم؟ ».
اين موضوع براي من واقعا دردسر شده و آبروي من را به خطرا انداخته ..
از شما کمک ميخواهم. من را راهنمايي کنيد که چگونه آنها را اصلاح کنم؟
کشيش که از حرفهاي خانم خيلي جا خورده بود گفت :
اين واقعاً جاي تاسف دارد که طوطي هاي شما چنين عبارتي را بلدند
من يک جفت طوطي نر در کليسا دارم.. آنها خيلي خوب حرف ميزنند و اغلب اوقات دعا ميخوانند ..
به شما توصيه ميکنم طوطيهايتان را مدتي به من بسپاريد. شايد در مجاورت طوطي هاي من آنها به جاي آن عبارت وحشتناک ياد بگيرند کمي دعا بخوانند .
خانم که از اين پيشنهاد خيلي خوشحال شده بود با کمال ميل پذيرفت.
فرداي آن روز خانم با قفس طوطي هاي خود به کليسا رفت و به اطاق پشتي نزد کشيش رفت .کشيش در قفس طوطي هايش را باز کرد و خانم ،طوطي هاي ماده را داخل قفس کشيش انداخت .
يکي از طوطي هاي ماده گفت: ما دو تاخرابیم. مياي با هم خوش بگذرونيم؟
طوطي هاي نر نگاهي به همديگر انداختند. سپس يکي به ديگري گفت: اون کتاب دعا رو بذار کنار. دعاهامون مستجاب شد
--------------------------------------------------------------
لاته میره روضه میخونه!!!!!!!! تموم که میشه از آخونده میپرسه چطور بود؟
آخونده میگه به شش نکته توجه نداشتی
1. یزید ظالم بود نه کس کش
2. "حر" به یزید پشت کرد، کیر نزد
3. هفتاد و دو تن شهید شدند نه اینکه بگاء رفتند
4. روز عا شورا هوا گرم بود نه تخمی
5. حضرت زین العابدین بیمار بود ... نه کون گشاد
6. هفتاد و دو تن عاشق امام بودن ... کس خل نبودن
--------------------------------------------------------------
میخواین بدونید چرا آخوند ها تو دوران تحصیلشون هیچی یاد نمیگیرن؟!
استاد: به نظر شما چرا حضرت محمد…
طلاب: اللهم صل علی محمد و آل محمد!
استاد: بله آفرین!می خواستم از شما بپرسم که چرا حضرت محمد…
طلاب: اللهم صل علی محمد و آل محمد!
... استاد: وعجل فرجهم انشاء الله! به نظر شما چرا حضرت محمد…
طلاب: اللهم صل علی محمد و آل محمد!
استاد: لا اله الا الله! چرا آن حضرت…
طلاب: کدام حضرت؟
استاد: حضرت محمد!
طلاب: اللهم صل علی محمد و آل محمد...
--------------------------------------------------------------
توقع چیست ؟ چیزی که همه دارن ولی تو نباید داشته باشی
--------------------------------------------------------------
پیرمرد به زنش گفت بیا یادی از گذشته های دور کنیم من میرم تو کافه منتظرت و تو بیا سر قرار بشینیم حرفای عاشقونه بگیم پیرزن قبول کرد فردا پیرمرد به کافه رفت دو ساعت از قرار گذشت ولی پیرزن نیومد وقتی برگشت خونه دید پیرزن تو اتاق نشسته و گریه میکنه ازش پرسید چرا گریه میکنی؟
پیرزن اشکاشو پاک کرد و گفت: بابام نذاشت بیام
--------------------------------------------------------------
یه روز، شهردار یکی از شهرهای دنیا !!! تصمیم میگیره یه برج زیبا تو شهرشون بسازه. برای این کار از سرتاسر دنیا از سه مهندس(یه مهندس چینی، یه مهندس آمریکایی و یه مهندس ایرانی) میخواد که بیان تا در مورد ساخت برج باهاشون صحبت کنه. مهندس چینی میگه من این برج رو برات میسازم ولی قیمتش میشه 3 میلیون دلار. 1 میلیون هزینه کارگر و تجهیزات، 1.5 میلیون هزینه مواد اولیه و 500 هزار هم دستمزد خودم. شهردار با مهندس آمریکایی صبحت میکنه. مهندس آمریکایی میگه ساخت برج 5 میلیون هزینه داره؛ 2 میلیون کارگر و تجهیزات، 2 میلیون مواد اولیه و 1 میلیون هم خودم میگیرم. شهردار سراغ مهندس ایرانی میاد. مهندس ایرانی میگه ساخت این برج 9 میلیون هزینه برمیداره! شهردار با تعجب میپرسه، چطور ممکنه 9 میلیون هزینه داشته باشه؟ مهندس ایرانی میگه، 3 میلیون خودت برمیداری، 3 میلیون من برمیدارم، 3 میلیون هم میدیم به مهندس چینی که برج رو بسازه!!
--------------------------------------------------------------
بزرگ شديم.. آخرشم نفهميديم اين بچه هاي مردم كيا بودن كه تو همه چيز از ما موفق تر بودن .( به سلامتي بچه هاي مردم )
--------------------------------------------------------------
خدایا به خاطر تمام چیزهایی که دادی ندادی،
دادی پس گرفتی،
ندادی بعدا دادی،
ندادی بعدا میخوای بدی،
دادی بعدا می خوای پس بگیری،
داده بودی و پس گرفته بودی،
اگه بدی پس می گیری،
پس گرفتی دادی،
پس گرفتی بعدا می خوای بدی،
اگه می دادی پس می گرفتی،
نداده بودی فکر می کردی دادی
ازت ممنون
--------------------------------------------------------------
زن در حال قدم زدن در جنگل بود كه ناگهان پايش به چيزي برخورد كرد
وقتي كه دقيق نگاه كرد چراغ روغني قديمي اي را ديد كه خاك و خاشاك زيادي هم روش نشسته بود.
زن با دست به تميز كردن چراغ مشغول شد و در اثر مالشي كه بر چراغ داد يك غول بزرگ پديدار شد....!!!
زن پرسيد : حالا مي تونم سه آرزو بكنم ؟؟
غول جواب داد : نخير ! زمانه عوض شده است و به علت مشكلات اقتصادي و رقابت هاي جهاني بيشتر از يك آرزو اصلا صرف نداره،همينه كه هست....... حالا بگو آرزوت چيه؟
زن گفت : در اين صورت من مايلم در خاور ميانه صلح برقرار شود . از جيبش يك نقشه جهان را بيرون آورد و گفت : نگاه كن. اين نقشه را مي بيني ؟ اين كشورها را مي بيني ؟ اينها ..اين و اين و اين و اين و اين ... و اين يكي و اين. من مي خواهم اينها به جنگ هاي داخلي شون و جنگهايي كه با يكديگر دارند خاتمه دهند و صلح كامل در اين منطقه برقرار شود و كشورهاي متجاوزگر و مهاجم نابود شوند.
غول نگاهي به نقشه كرد و گفت : ما رو گرفتي ؟ اين كشورها بيشتر از هزاران سال است كه با هم در جنگند. من كه فكر نمي كنم هزار سال ديگه هم دست بردارند و بشه كاريش كرد. درسته كه من در كارم مهارت دارم ولي ديگه نه اينقدر ها . يه چيز ديگه بخواه. اين محاله.
زن مقداري فكر كرد و سپس گفت: ببين...
من هرگز نتوانستم مرد ايده آل ام راملاقات كنم.
مردي كه عاشق باشه و دلسوزانه برخورد كنه و با ملاحظه باشه.
مردي كه بتونه غذا درست كنه(!!!) و در كارهاي خانه مشاركت داشته باشه.
مردي كه به من خيانت نكنه و معشوق خوبي باشه و همش روي كاناپه ولو نشه و فوتبال نگاه نكنه(!!!!!)
ساده تر بگم، يك شريك زندگي ايده آل.
غول مقداري فكر كرد و بعد گفت : اون نقشه لعنتي رو بده دوباره يه نگاهي بهش بندازم....!!!!
--------------------------------------------------------------
دختره تو مهدکودک از معلم می پرسه خانم دختره ٦ ساله حامله میشه ؟ معلم میگه نه عزیزم .... پسره از ته کلاس داد میزنه خیالت راحت شد ترسو!!!!!!
--------------------------------------------------------------
کشیشی در اتوبوس نشسته بود که یک ولگرد مست و لایعقل سوار شد و کنار او نشست
مردک روزنامه ای باز کرد و مشغول خواندن شد و بعد از مدتی هم از کشیس پرسید
پدر روحانی روماتیسم از چی ایجاد میشود؟
کشیش هم موعظه را شروع کرد و گفت روماتیسم حاصل مستی و میگساری و بی بند و باری است
مردک با حالت منفعل دوباره سرش گرم روزنامه خودش شد
بعد کشیش از او پرسید تو حالا چند وقت است که روماتیسم داری؟
مردک گفت من روماتیسم ندارم
اینجا نوشته است پاپ اعظم دچار روماتیسم بدی است
--------------------------------------------------------------
تو انتقال خون از یارو ميپرسن اخيرا رابطه جنسي پر خطر داشتي؟
ميگه:بله رفتم خونه دوست دخترم هر لحظه ممكن بود باباش بياد !!
--------------------------------------------------------------
معلم : 10 تاسيب داريم من 9 تاشو ميخورم ، چند تا سيب ميمونه؟ بچه: همون يكي روهم بردار بخور بدبخت سيب نخورده !
--------------------------------------------------------------
می گن زمانای قدیم یه روز 3 تا پسر بچه میرن پیش ملا نصرالدین میگن ما 10 تا گردو داریم میشه اینارو با عدالت بین ما تقسیم کنی؟
ملا می گه با عدالت آسمونی یا عدالت زمینی؟ بچه ها میگن خوب عدالت آسمونی بهتره با عدالت آسمونی تقسیم کن. ملا 8 تا گردو می ده به اولی 2 تا می ده به دومی دو پس گردنی محکم هم می زنه یه سومی بچه ها شاکی میشن می گن این چه عدالتیه ملا؟ ملا می گه خدا هم نعمتاشو بین بنده هاش همینجوری تقسیم کرده.
--------------------------------------------------------------
شهرام جزایری درخواست کرده به بند ديگرى منتقلش کنن
میگه اینجا بانکى ها بمن میگن آفتابه دزد
--------------------------------------------------------------
اعصاب چیست ؟ چیزی که خیلیا ندارن اما توقع دارن تو داشته باشی
--------------------------------------------------------------
بچه از باباش میپرسه بابا تو بهشت زن ها از شوهرشون جدا زندگی میکنن یا با هم هستن ؟ بابا میگه بچه جون اگه زن ها با شوهرشون یه جا باشن که دیگه اونجا بهشت نمیشه.
--------------------------------------------------------------
غضنفر همش دعا مي کرده بچه دار شه يه شب جبرئيل مياد تو خوابش ميگه عوض اينهمه دعا برو زن بگير
--------------------------------------------------------------
به یارو ميگن يك جمله بگو توش 6 تا بيل داشته باشه ميگه: والا نميدانم هابيل با بيل قابيلو كشت يا قابيل با بيل هابيلو كشت.
--------------------------------------------------------------
غضنفر به زنش میگه سه تا حیوون رو نا ببر که با حرف خ شروع بشه میگه خودت خواهرت خدا بیامرز مادرت .
--------------------------------------------------------------
غضنفر عاشق مي شه روي در خونش مي نويسه بزودي در اين محل جشن عروسي برگزار مي شود.
--------------------------------------------------------------
غضنفر داشت دنبال جاي پارك مي گشته اما پيدا نمي كرد! در همون حال گشتن به خدا ميگه: خدايا اگه يه جاي پارك برام پيدا كنيا من نماز مي خونم، روزه مي گيرم كه يه دفعه يه جاي پارك مي بينه و به خدا مي گه! خدا جون نمي خوادخودم پيدا كردم .
--------------------------------------------------------------
قاضی: شکایت شما از این اقا اینه که به شما گفته: احمق ، بیشعور ، نفهم...
شاکی: بله.عین حقیقته.
قاضی:پس اگه عین حقیقته چرا شکایت کردی؟
--------------------------------------------------------------
وقتی زنت خونه نيست چه كار میكنی؟ استراحت. وقتی هست چی؟ استقامت .
--------------------------------------------------------------
يه روز يه جهنمي ميره دم در بهشت ميگه: اگه ميشه يه كاسه يخ بدين!
بهش ميگن: برو بابا
ميگه: باشه من ميرم، ولي فردا صبح دنبال آب جوش نيايدا !!!
--------------------------------------------------------------
يه آخونده داشته روضه ميخونده، كه يهو يه بسته پاسور از جيبش ميفته بيرون.
براي اينكه ضايع نشه ميگه: اي مردم، ميدونيد اين چيه؟
همه ميگن: بيبي خشت.
آخونده ميگه: اي خاك بر سرتون كه ميدونيد بيبي خشت چيه، اما نميدونيد بيبي زينب كيه!
--------------------------------------------------------------
از يه بسيجيه ميپرسن: توي انتخابات به كي رأي ميدي؟
ميگه: به نام خدا و با عرض سلام ويژه خدمت مقام عظماي ولايت و خانواده معظم شهدا و جانبازان و ايثارگران، بنده به چند دليل به آلت خودم رأي ميدهم! 1- انسان سازه 2- سرشو در راه اسلام داده 3- در برابر مشكلات قد علم ميكنه 4- نه شرقيه و نه غربي و فقط در صراط مستقيم حركت ميكنه.
--------------------------------------------------------------
مقام عظماي ولايت: در مبارزات انقلاب زنم نقش دست راستم رو داشت. لكن زماني هم كه در بازداشت بودم، دست راستم نقش زنم رو داشت!!!
--------------------------------------------------------------
يه روز خبرنگاره از يكي ميپرسه: ميتونيد در اين يوم الله بيست و دو بهمن پرچم سه رنگ ايران اسلامي رو توصيف كنيد؟
طرف ميگه: سبزش مال سيدهاست. سفيدش مال آخونداست. قرمزش خون شهداست. چوبشم كه ميكنن تو كون من و تو!
--------------------------------------------------------------
در نظام اسلامی دستور داده اند که نمایش لباس زیر زنانه در ویترین مغازه ها ممنوع است (چون امت اسلام حشری میشوند)
به همین دلیل مغازه داران شورت ماماندوز مردانه پشت ویترین مغازه ها آویزان میکنند، و زیرش مینویسند "مال خواهران نیز موجود است!"
--------------------------------------------------------------
معلم از بچه ها ميپرسه :كي ميدونه بازيافت زباله يعني چي ؟
يه بچه اجازه ميگيره ، ميگه : يعني اينكه احمدي نژاد دوباره راي بياره …!!!
--------------------------------------------------------------
لاته رو میبرن کلانتری. لاته میگه: واسه چی منو آوردید
اینجا؟ بهش میگن: برای عرق خوری ! لاته میگه: ا دمتون گرم پس بریز
بخوریم.
--------------------------------------------------------------
از يه معتاد مي پرسن مي گن تو بيژني مي گه نه من ژن دارم
--------------------------------------------------------------
به حسن ميگن شما آشغالاتون رو تو چی ميريزيد ميگه لای
نون ميگن لای نون؟ ميگه نميدونم لای نون يا نای لون
--------------------------------------------------------------
حسن ميره قهوه خونه ميگه يه فنجون قهوه چنده.طرف ميگه
500 حسن ميگه شكرش چنده ، یاروميگه مجانيه - حسن ميگه پس 2 كيلو شكر بده.
--------------------------------------------------------------
متن استعفای کردان: آغای احمتی نجات بدین وصیله مراطب اصطعفای خود را از مغام آلی وذارت کشور اعلام میکنم سلوات!
--------------------------------------------------------------
بسیجیه عروسی میکنه شب عروسی داداشش میشینه پشت در اتاق عروس میگن چرا اینجایی؟ میگه: بابام خودش گفت بعد از داداشت نوبت توئه.
--------------------------------------------------------------
بسیجیه میره خونه میبینه یکی پیش زنشه میگه تو کی هستی میگه من خلبانم اینجا سقوط کردم . بسیجیه میگه ریدم تو این سپاه ، دیروز هم دو تا غواص تو وان حموم بودند.
--------------------------------------------------------------
به بسیجیه می گن اون کدوم حیوونه که پاچه می گیره؟می گه بابام واسه صبحونه!
--------------------------------------------------------------
خبرنگار:براي محرم امسال چه برنامه هايي داريد؟ بسیجی:ما امسال 10تا علم اضافه کرديم /15تا پرچم/ 150تا زنجير /12 تا قمه و 40تا زنجيرزن جديد. در مجموع انشاءالله ديگه مادر يزيد گائیدست.
--------------------------------------------------------------
بسیجیه واجبی سازی میزنه. توی تبلیغاتش می نویسه «قبل از مصرف: احمد خاتمی. بعد از مصرف: رفسنجانی. مصرف نادرست: احمدی نژاد»
--------------------------------------------------------------
بسیجیه رو تشویقی میفرستن حج. میره مکه برعکس همه طواف میکنه. بهش میگن چرا برعکس طواف میکنی؟ میگه شما از اون ور دنبالش کنین، من از این ور میگیرمش.
--------------------------------------------------------------
به بسیجی میگن درد عشق بدتره یادرد دندون میگه: هنوزتو اتوبوس شاشت نگرفته.
--------------------------------------------------------------
آخرين خبر از تيم ملي : كريم باقري به عنوان مترجم علي دايي انتخاب شد
--------------------------------------------------------------
بسیحیه ويترين مغازش پر ساعت بوده . يارو مياد قيمت ساعت بپرسه. بسیحیه ميگه
ما ساعت نمی فروشيم ختنه می كنيم . يارو ميگه پس چرا ساعت چيد ين بسیحیه
ميگه : پس ك... می چيديم
--------------------------------------------------------------
دخترها تو زندگی شون جز شوهر چيزی نمی خوان!!! ولی به شوهر که رسيدن همه چی می خوان
--------------------------------------------------------------
پزشکان بیماری احمدی نژاد را تشخیص دادند: یبوست در افکار، اسهال در گفتار !!
--------------------------------------------------------------
به گزارش خبرگزاری ایسنا، جایزه نوبل شیمی به احمدی نژاد تعلق گرفت زیرا ایشان توانسته ریال را به پهن تبدیل کند..
--------------------------------------------------------------
بسیجیه و فرماندش با هم ميرن جنگل نوردی، منتها تفنگ دست بسیجیه بوده. خلاصه وسطاي جنگل بودن كه يهو يك شير هيكلي ميگذاره دنبال فرماندهه! خلاصه اون بدبخت هم جفت ميكنه، شروع ميكنه با آخرين سرعت دويدن، و درضمن سر بسیجیه داد ميزده كه: بكشش…بكشش! بسیجیه هم تفنگشو در مياره، نشونه ميگيره، بنگ! ميزنه يك تخم آقا شيره رو ناكت ميكنه! شيره شاكي ميشه، سريع تر ميگذاره دنيال فرماندهه…. اون بدبخت هم باز در عين دويدن، داد ميزنه: بكشش…بكشش!! باز بسیجیه نشونه ميگيره، اينبار ميزنه اون يكي تخم آقا شيره رو ناكت ميكنه! شيره ديگه پاك شاكي ميشه، با چشماي خون گرفته ميگذاره دنبال فرماندهه… اون بدبخت هم در عين اينكه داشته با همه وجود ميدويده، داد ميزنه…بابا بــكـــشــــش! بـــكـــشـــش!! بسیجیه دوباره نشونه ميگره، …بنگ! اينبار معامله اقا شيره كنده ميشه! فرماندهه شاكي ميشه، داد ميزنه: بابا اين ميخواد منو بخوره، نميخواد كه بهم تجاوز کنه.
--------------------------------------------------------------
یک بسیجی که شنا بلد نبود می اوفته تو آب ولی یه بسجی دیگه که همراش بود نجاتش می ده. عصری فرمانده بسیجی دومی رو احضار می کنه و بهش می گه برای کار قهرمانانه ای که کردی ما می خواستیم بهت یک سال ساندیس مجانی بدیم ولی متأ سفانه برادری که صبحی نجاتش دادی به دلیلی که هنوز برامون مشخص نشده، با کمربند خودکشی کرد. بسیجی با لبخندی ملیحی گفت نه سردار خودکشی نکرده! از آب که گرفتمش حسابی خیس بود با کمربند آویزونش کردم خشک شه.
--------------------------------------------------------------
بسیجیه یه سبز رو بازداشت می کنه و بهش می گه به شرطی آزادت می کنم که بهم شنا کردن یاد بدی. سبزه قبول می کنه و میرن تو استخر برای آموزش. بعد از دو ساعت بسیجیه میگه : تو مطمئنی كه اگه انگشتت رو از ك.و.ن.م در بیاری غرق میشم!
--------------------------------------------------------------
احمدی نژاد اعلام کرد: از سال آینده نام کشور تعویض خواهد شد زیرا اولا ایران نام زنانه است دوما عراق هشت سال به آن تجاوز کرده و سوما آمریکا به آن نظر بد دارد. او نام جدید کشور را نریمان اعلام کرد چون هم نر است هم ایمان دارد !
--------------------------------------------------------------
آخونده میره منبر، یه زنه میگه: حاج آقا، من توی خونه با چادر راه میرم. آخونده میگه: کلید بهشت را بدین به این خواهر. یه زنه دیگه میگه: من توی خونه با شرت راه میرم. آخونده میگه: تبارک الله، کلید منزل ما زو بدین به این خواهر !
--------------------------------------------------------------
سال 1350 : محمد رضا شاه، کنار مقبره کوروش: آسوده بخواب که ما بیداریم . . . . . سال 1386 : احمدی نژاد، کنار مقبره کوروش: کوروش پاشو من ریدم !!!
--------------------------------------------------------------
پیغامگیر تلفن بچه بسیجی ها: لطفاً بعد از شنیدن سوره ی بقره پیغام خود را بگذارید!!!
--------------------------------------------------------------
در زمان جنگهاي صليبي، جنگجويان براي جلوگيري از خيانت همسرانشان از نوعي شورت آهني (شكل زیر) استفاده مي كردند و به آن قفل مي زدند و كليد آن را به روحاني شهر مي دادند و پس از برگشتن از جنگ، كليد را پس مي گرفتند..
در همین رابطه:
يكي از جنگجويان صليبي بعد از قفل كردن شورت همسرش، كليد آن را به روحاني شهر ميده.. هنوز 500 متر دور نشده بود كه روحاني شهر نفس زنان خودشو به جنگجو مي رسونه و ميگه كليد اشتباهه!!!
--------------------------------------------------------------
زن دوم مثل انرژي هسته اي است با اينکه حق مسلم ماست ولي اجازه دستيابي به آن را نميدهند.
--------------------------------------------------------------
خدایا به من صفای دل و قلم شریعتی، نبوغ مارکس، خوشنامی کوروش، دانایی مصدق، منش خاتمی، دین کدیور، شجاعت بوتو، هوش رایس، دنیای رفسنجانی، عمر خامنه ای و اعتماد به نفس احمدی نژاد عطا کن!
--------------------------------------------------------------
فیروزآبادی سرما خورده بوده، صداش گرفته بوده، میره بیت رهبری زنگ میزنه. خجسته خانوم از پشت آیفون میگه کیه. فیروزآبادی با صدای خیلی آهسته ای میگه: آقا تشریف دارن…؟ خجسته میگه: نه، کسی نبیندت، بیا بالا …
--------------------------------------------------------------
به بچه آخونده ميگن بابات چيکارست؟ ميگه کمربند مشکي قرآن داره!
--------------------------------------------------------------
از یه بسیجی می پرسن : دو خط موازی چیه ؟ میگه : دو خط موازی دو خطی هستند که هیچ گاه بهم نمیرسن ، مگر به دستور مقام معظم رهبری!
--------------------------------------------------------------
از بسیجیه می پرسن آرزوت چیه؟میگه دکتر بشم از اتاق عمل بیام بیرون بگم: متاسفم…
--------------------------------------------------------------
مستضعفی بگفتا: صاحبدلان خدا را، ما انقلاب کردیم یا انقلاب ما را؟ هاتف بگفت از غیب، جانا که غافلی تو، آخوندهای این قوم، کردند هر دو تا را!
--------------------------------------------------------------
آشغالهای خود را به موقع جلوی در بگذارید با رفتگران به مهربانی و محبت رفتار کنید، اینجا ایران است ممکن است همین رفتگر روزی رئیس جمهور شود.
--------------------------------------------------------------
مادر کردان: اگه می دونستم یه روز وزیر میشی حتماً می فرستادمت مدرسه!
--------------------------------------------------------------
نهضت سواد آموزی اعلام کرد: ما هم به کردان مدرکی نداده ایم!
--------------------------------------------------------------
یه زنه میره هیات دولت میگه میشه دست به اونجای شوهرم بزنید؟ وزیرا میگن چرا؟ زنه میگه آخه دولت شما دست رو هر چی میذاره سه برابر میشه !!!
--------------------------------------------------------------
پنج صفتی که احمدی نژاد از پیامبران به ارث برده: از محمد، بی سوادی ـ از عیسی، بی پدری ـ از موسی، جادوگری ـ از نوح، عمر ـ از سلیمان، صحبت با حیوانان!
--------------------------------------------------------------
ابراز علاقه زن احمدی نژاد به همسرش: نگاهم با نگاهت کرد برخورد، خدا مرگت دهد حالم بهم خورد !!!
--------------------------------------------------------------
هم زشت و هم جوادم، بد تیپ و بد لباسم، گویم سخن فراوان با آنکه بی سوادم، تیغ و ژیلت ندارم، حموم رفته زیادم، پایم دهد کمی بو، من احمدی نژادم!
--------------------------------------------------------------
از آخونده میپرسن شما معیارهای شما برای انتخاب همسر چیه؟ میگه: صداقت خدیجه، عفاف زهرا، صبر زینب، فداکاری سمیه، اندام جنیفر لوپز!
--------------------------------------------------------------
به بسیجیه میگن : بهترین خاطره زندگیت چیه ؟ بسیجیه میگه : آمدم خونه دیدم زنم با یک مرد روتخته ! ، پریدم بُکُشَمِش تخت شکست ، اینقدر سه تایی خندیدیم !!!
--------------------------------------------------------------
دعای یک بسیجی : خدایا ، ماه رمضان را مانند المپیک هر 4 سال یک بار در یک کشور قرار بده و ما را در مرحله مقدماتی حذف بفرما ، الهی آمین !!!!!
--------------------------------------------------------------
حیف نان ميره برای عضو شدن تو بسيج مسئول ثبت نام ازش ميپرسه معنی قدس سره الشريف يعنی چه؟ حیف نان يه خورده فكر می كنه ميگه همون دمت گرم خودمونه ديگه!
--------------------------------------------------------------
می دونی تفاوت شهرداری با صدا و سیما چیه؟ اولی آشغال رو جمع می کنه دومی آشغال پخش می کنه
--------------------------------------------------------------
بسیجیه هر ۳تا بچش دیابت می گیرن. رو می کنه به آسمون داد میزنه: خداااااااااااااا... این ک... بود به ما دادی یا کله قند ؟؟!!!!!!!!!!
--------------------------------------------------------------
بسیجیه رو با فیلم سوپر می گیرن. میگن این چیه؟؟ از ترسش میگه : پشت صحنه عروسیمه
--------------------------------------------------------------
بسیجیه ميره بالای درخت چنار ميپرسند : چيكار ميكنی ميگه دارم توت ميخورم
ميگن الاغ اون درخت چناره ! بسیجیه ميگه الاغ خودتی توت تو جيبمه.
--------------------------------------------------------------
از بسیجیه ميپرسند نظرت راجع به قيمت بازار چای چيه؟ ؟ ؟
بسیجیه ميگه : شهرزاد كشيده پايين و احمد رفته روش!!!
--------------------------------------------------------------
بچه به باباش ميگه : بابا ، مامانا چه شكلی حامله ميشن ؟ بابا ميگه شب كه ميشه يه
فرشته مياد بچه رو ميزاره تو دامنشون . پسره ميگه : يعنی كردن تاثيری نداره.
--------------------------------------------------------------
بسیجیه زنگ ميزنه به دوستش، آهسته ميگه: من الان توي جلسه ام. بعدا باهات تماس ميگيرم!!
--------------------------------------------------------------
بسیجیه از كنار جن رد ميشه...جن ميگه بسم الله اين ديگه كي بود
--------------------------------------------------------------
ماشين پيكاني با شماره پلاك تهران ص از چراغ قرمز ردمي شه , پليس كه بسیجی بوده آژير كشان دنبالش مي افته و پشت سرهم داد مي زد : تهران صلي الله عليه و آله بزن كنار
--------------------------------------------------------------
بسیجیه مي ره امتحان گواهي نامه بده چند بار رد ميشه بعد تو راه پليس جلوش رو مي گيره مي گه گواهي نامه . بسیجیه هم ميگه دادين كه مي خواين؟
--------------------------------------------------------------
بسیجیه ميره مكه ميخواست گوسفند قرباني كنه ، چاقو پيدا نميكنه گوسفند رو خفه ميكنه
--------------------------------------------------------------
انجير رو به یک بسیجی نشون مي دن ، مي گن اين چيه ؟ مي گه آلو بوده چلوندن ، تو زعفرون خوابوندن ، بهش كنجد مالوندن ، تهش يه چوب چپوندن ، تازه شده گلابي!!!
--------------------------------------------------------------
بسیجیه ميره بنگاه معاملات ملكي. بهش ميگن ما يه خونه داريم كنار راه آهنه سر و صداش زياده ولي بعد از يه هفته عادت ميكنه.
ميگه ايرادي نداره! اين يه هفته رو ميرم خونه ي داداشم!!
--------------------------------------------------------------
از بسیجیه مي پرسن دوست داري چه جوري بميري؟ مي گه مثل پدربزرگم در خواب و آرامش. نه مثل مسافرهاي اتوبوسش در ترس و وحشت!
--------------------------------------------------------------
بسيجيه از حج برمي گرده ازش ميپرسند چه طوربود؟ ميگه والا باز خدا خونه نبودهمه تو حياط ولو بودند.
--------------------------------------------------------------
بسیجی داشت گريه مي کرد. باباش پرسيد چي شده؟ گفت: عاشق شدم! باباش گفت حالا عاشق کي هستي؟ گفت: هر کسي که شما صلاح بدوني.
--------------------------------------------------------------
محمود به البرادعي رئيس اژانس انرژي هسته اي ميگه: تو واقعا دكتر هستي؟ اونم با افتخار مي گه:بله من دكتر هستم… محمود ميگه:خوب بدبخت پس چرا تو آژانس كار ميكني؟
--------------------------------------------------------------
بسیجی ميره جلسه عزا ميخواسته دلداري بده ميگه: مرگ حقه! امام با اون عظمت مرد! آیات الله طالقانی با اون ابهتش مرد.. باباي نفهمت که هیچ گهی نبود.
--------------------------------------------------------------
به بسیجیه که از حج برگشته میگن سفر حج چطور بود. میگه: خیلی سنگ خورد تو سرو صورتم ولی آخرش بوسیدمش.
--------------------------------------------------------------
بسیجی کیست ؟ موجودیست که در برابر فهمیدن مقاومت می کند تا ساندیس بخورد!
--------------------------------------------------------------
بسیجیه در يخچال رو باز مي کنه و مي بينه: ژله هه داره مثل بيد مي لرزه، بهش ميگه: نترس ميخوام پنير بخورم.
--------------------------------------------------------------
بسیجیه از ماموریت برمیگرده. بهش میگن: از مسافرت چي آوردي؟ ميگه: تشريف!
--------------------------------------------------------------
بسیجیه رو از ولایت میارن تهران راهپیمایی. همه مسخره اش می کنن. میره بالای پل عابر پیاده داد میزنه : حالا من بسیجی، من نفهم، من ساندیس خور، شما این جا رود خونه میبینین که پل زدید؟
--------------------------------------------------------------
بسیجیه ميره تلويزيون رو روشن ميكنه ميبينه كانال يك قران داره، كانال 2 قران داره …. كانال 5 هم قران داره….سيم تلويزيون رو از برق در مياره بوسش ميكنه ميزاره بالا تاقچه…
--------------------------------------------------------------
به بسیجیه ميگن شيشه رو چه جوري مي سازن؟ مي گه کاري نداره:پشم شيشه رو ميندازن تو واجبي، پشماش مي ره شيشه اش ميمونه!
--------------------------------------------------------------
بسیجیه رو وادار می کنن به نماز خوندن،بعد از نماز می بینن داره دعا می کنه، میرن گوش می دن ، می بینن می گه خدایا،اینا منو وادار کردن نماز بخونم،تو خودت قبول نکن.
--------------------------------------------------------------
عجب چرخه عجيبي : زن از سوسک ميترسه _ سوسک از موش ميترسه _ موش از گربه ميترسه _ گربه از سگ ميترسه _سگ از مرد ميترسه _ مرد از زن ميترسه
--------------------------------------------------------------
يه نفر ميره بهشت شاه رو اونجا ميبينه ميگه جناب شاه
ما فکر ميکرديم جهنمي هستين ، شاه ميگه قرار بود برم جهنم
اما يه رژيم بعد از من اومد و اينقدر ظلم کرد که همه ملت گفتن
..
خدا شاه رو رحمت کنه منم عفو شدم ، شخص ميگه حالا چرا
عينک آفتابي زدین؟ شاه ميگه بس که گفتن نور به قبرش بباره
نور اينجا زياد شد مجبور شدم عينک آفتابی بزنم.
شخص ميگه جناب شاه حالا تو بهشت چرا ناراحت به نظر ميرسين؟
شاه ميگه دو تا حوريه بهم دادن هر چي ميگردم
یه آخوند نميبينم عقدشون کنم.
--------------------------------------------------------------
ز گهـــــــــــواره تا گــــــــــور سرویس شدیم :(
--------------------------------------------------------------
اولین باری که برای بچه ها خوراک جگر درست کردم هیچ وقت یادم نمی ره.
غذا رو کشیدم و بچه ها و شوهرم را برای خوردن شام صدا زدم.
پسر کوچکم غذا را بو کرد و اخمهایش رفت توی هم. دخترم هم با غذایش بازی بازی می کرد ولی حاضر نبود لب بزنه..
به بچه ها گفتم: "ممکنه بوی خوبی نده اما خیلی خوشمزه است، یه کوچولو امتحان کنید.... اصلاً می دونید اسم این غذا چیه؟ یه راهنمایی می کنم... باباتون گاهی منو به همین اسم صدا می زنه."
ناگهان چشمهای دخترم گشاد شد. به برادرش سقلمه زد و گفت:
"نخور! نخور! تاپاله است!"
--------------------------------------------------------------
یه روز یه خانوم حاجی بازاری خونه ش رو مرتب کرده بود و دیگه می خواست بره حمام که ترگل ورگل بشه . تازه لباس هاش رو در آورده بود و می خواست آب بریزه رو سرش که شنید زنگ در خونه رو می زنند.
تند و سریع لباسش رو می پوشه و میره دم در و می بینه که حاجی براش توسط یکی از شاگردهاش میوه فرستاده بوده. دوباره میره تو حمام و روز از نو روزی از نو که می بینه باز زنگ در رو زدند. باز لباس می پوشه میره دم در و می بینه اینبار پستچی اومده و نامه آورده.
بار سوم که می ره تو حمام، دستش رو که روی دوش می ذاره ، باز صدای زنگ در رو می شنوه. از پنجره ی حمام نگاه می کنه و می بینه حسن آقا کوره ست. بنابراین با خیال راحت همون جور لخت میره پشت در و در رو برای حسن آقا باز می کنه.
حاج خانوم هم خیالش راحت بوده که حسن آقا کوره، در رو باز می کنه که بیاد تو چون از راه دور اومده بوده و از آشناهای قدیمی حاج آقا و حاج خانوم بوده. درضمن حاج خانوم می بینه که حسن آقا با یه بسته شیرینی اومده بنده خدا.
تعارفش میکنه و راه میافته جلو و از پله ها میره بالا و حسن آقا هم به دنبالش.
همون طور لخت و عریون میشینه رو کاناپه و حسن آقا هم روبروش. میگه: خب خوش اومدی حسن آقا. صفا آوردی! این طرفا؟
حسن آقا سرخ و سفید میشه و جواب میده: والله حاج خانوم عرض کنم خدمتتون که چشمام رو تازه عمل کردم و اینم شیرینیشه که آوردم خدمتتون
--------------------------------------------------------------
خانومها در سن 18 سالگی همانند توپ فوتبال هستند که 22 نفر دنبالشون هستند.
خانومها در سن 28 سالگی همانند توپ هندبالن که 10 نفر دنبالشون هستند.
خانومها در سن 38 سالگی همانند توپ گلفن که فقط یک نفر دنبالشون است.
خانومها در سن 48 سالگی همانند توپ پینگ پونگ هستند که دو نفر می خواهند از خودشان دورشون کنند.
خانومها در سن 58 سالگی همانند توپ جنگ هستند و همه از دستشان فرار می کنند.
( صرفا برای خنده بود )
--------------------------------------------------------------
دخترها دنبال ۱ پسر هستند تا ۱۰۰۰ تا آرزوشون رو بر آورده کنه
پسرا هم دنبال ۱۰۰۰ تا دختر هستند تا ۱ آرزوشون رو بر آورده کنه !
--------------------------------------------------------------
پارسال سال همت مضاعف بود، همش تعطيل بود،
امسالم كه سال جهاد اقتصادي بود، همش اختلاس بود،
يه سال عفت و حجاب بذارن حال كنيم.
--------------------------------------------------------------
شماره ناشناس
ناشناس: سلام خوشگله، دوست پسر داری؟
- بله، شما؟
- من داداشتم، صبر کن بیام خونه به حسابت میرسم.
-------
... شماره ناشناس بعدی:
- دوست پسر داری؟
- نه نه اصلا
-من دوست پسرتم ......واقعا که ...
-عزیزم به خدا فکر کردم که تو داداشمی!!!
- خوب داداشتم دیگه، صبر کن خونه برسم من میدونم و تو...
--------------------------------------------------------------
میگن تو جهنم همش میگی
یادش بخیر....
ایرانم همینجوری بود
--------------------------------------------------------------
پدربزرگ و مادربزرگ رفته بودن خونه نوه شون شب بمونن که یهو چشم پدربزرگ میفته به قوطی "ویاگرا"
از نوه ش میپرسه: من میتونم یکی از اینارو استفاده کنم؟
نوه میگه: فکر نکنم پدربزرگ، آخه اینا هم برای شما خیلی قویه هم خیلی گرونه!
پدربزگ: قیمتش چنده؟
نوه: هر یه قرص ۱۰ دلار
پدربزرگ: پولش مهم نیست، میخوام امتحان کنم. صبح هم قبل از رفتن پولشو بهت میدم.
صبح روز بعد پسر میبینه پدربزرگش۱۱۰ دلار گذاشته روی میز
میگه: پدربزرگ، من که گفتم این قیمتش فقط ۱۰ دلاره!
پدربزرگ میگه: اون ۱۰۰ دلاری از طرف مادربزرگته!!
--------------------------------------------------------------
ملا دنبال دختر تهرانی افتاده بود، دختره برگشت گفت: دنبالم نیا اسیر میشی
ملا گفت به روح پدرم تا شهید نشم برنمی گردم.!!
--------------------------------------------------------------
این روزها ســـــــــایه ها هم خیانت می کنند !!! شما چطور؟؟
--------------------------------------------------------------
با آغاز طرح جداسازی خانمها از اقایون در دانشگاهها، بانکها و ... کارشناسان تنها راه تولید مثل در ایران را تا 10 سال آینده روش گرد افشانی اعلام کردند!
--------------------------------------------------------------
نگاه کردن به دختر نامحرم اصلا جایز نیست
مگر اینکه لامصب خیلی خوشگل باشه !
--------------------------------------------------------------
دیشب با دوستم داشتیم حکم بازی میکردیم ... بی بی انداختم ... میگه بی بی بازی کردی؟...........پَـــ نَ پَـــ انداختم وسط یه شوهر خوب واسش گیر بیاریم
--------------------------------------------------------------
وقتی میای فیسبوک همه از تنهایی و خیانت می نالن
وقتی می ری بیرون همه دوتا دوتا میان چقدرم رومانتیک
ما نفهمیدیم اونا نمیان فیسبوک
یا اینا نمیرن بیرون؟
--------------------------------------------------------------
واژه های سیاسی
سوسیالیسم : دو گاو دارید. یکی را نگه می دارید . دیگری را به همسایه می دهید .
کمونیسم : دو گاو دارید . دولت هر دوی آنها را می گیرد تا شما و همسایه تان را در شیرش شریک کند .
فاشیسم : دو گاو دارید . شیر را به دولت می دهید . دولت آن را به شما می فروشد .
کاپیتالیسم : دو گاو دارید . هر دوی آنها را می دوشید . شیرها را بر زمین می ریزید تا قیمتها همچنان بالا بماند .
نازیسم : دو گاو دارید . دولت به سوی شما تیر اندازی می کند و هر دو گاو را می گیرد .
آنارشیسم : دو گاو دارید . گاوها شما را می کشند و همدیگر را می دوشند .
سادیسم : دو گاو دارید . به هر دوی آنها تیراندازی می کنید و خودتان را در میان ظرف شیرها می اندازید .
آپارتاید : دو گاو دارید . شیر گاو سیاه را به گاو سفید می دهید ولی گاو سفید را نمی دوشید .
دولت مرفه : دو گاو دارید . آنها را می دوشید و بعد شیرشان را به خودشان می دهید تا بنوشند .
بوروکراسی : دو گاو دارید . برای تهیه شناسنامه آنها هفده فرم را در سه نسخه پر میکنید . ولی وقت ندارید شیر آنها را بدوشید .
سازمان ملل : دو گاو دارید . فرانسه شما را از دوشیدن آنها وتو می کند . آمریکا و انگلیس گاوها را از شیر دادن به شما وتو می کنند . نیوزلند رای ممتنع می دهد .
ایده آلیسم : دو گاو دارید . ازدواج می کنید . همسر شما آنها را میدوشد .
رئالیسم : دو گاو دارید . ازدواج می کنید . اما هنوز هم خودتان آنها را می دوشید .
متحجریسم : دو گاو دارید . زشت است شیر گاو ماده را بدوشید .
فمینیسم : دو گاو دارید . حق ندارید شیر گاو ماده را بدوشید .
پلورالیسم : دو گاو نر و ماده دارید . از هر کدام شیر بدوشید فرقی نمی کند .
لیبرالیسم : دو گاو دارید . آنها را نمی دوشید . چون آزادیشان محدود می شود .
دموکراسی مطلق : دو گاو دارید . از همسایه ها رای می گیرید که آنها را بدوشید یا نه .
سکولاریسم : دو گاو دارید . پس به خدا نیازی نیست
--------------------------------------------------------------
تو تاکسی یه آقایی میگفت :
زمان شاه شب یلدا کلی برف میومد ، همجا برف نشته بود ، تا زانو تو برف بودیم
یه آقای دیگه گفت : ما انقلاب کردیم تاریخ عوض شه ، جغرافی عوض شد.
--------------------------------------------------------------
وضعیت مردان در صبح جمعه:یکی تو اغوشه یکی زیر دوشه یکی بیهوشه یکی هنوز توشه یکی از خستگی اب مینوشه یکی واسه باردوم میکوشه یکی بهش ندادن بغض تو گلوشه
--------------------------------------------------------------
حاج آقارفت پشت بام ماه رابراي عيد رويت كنه.خشتكش پاره بود مردم ازپايين صدازدند حاجي معلومه حاجي گفت والا من كه نديدم هركي ديده بخوره
--------------------------------------------------------------
به بابام میگم به دوست دخترم چی هدیه بدم آخه تولدشـه؟
میگـه : دوست دخترت چه شکلیه ؟!!!
گفتم : ماه ، عسل ، پنجه آفتاب ، خوشگل ، زیبا ، عالی و البته دوست داشتنی ♥ ♥
...
میگه : شماره ی منو بهش بده :ا
--------------------------------------------------------------
ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﻪ ﺑﺎﺑﺎﻧﻮﺋﻞ ﻧﺎﻣﻪ ﻣﻴﻨﻮﻳﺴﻪ:ﺑﺮﺍﻡ ﻳﻪ
ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺑﻔﺮﺳﺖ.
ﺑﺎﺑﺎ ﻧﻮﺋﻞ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﻴﺪﻩ :
ﻣﺎﻣﺎﻧﺘﻮ ﺑﻔﺮﺳﺖ.
ﭼﺸﻢ
--------------------------------------------------------------
زن به شوهرش میگه:توهیچ وقت منو دوست نداشتی، مرد یه نگاهی به بچه هاش کرد وگفت: پس من اینارو از گوگل دانلود کردم!
--------------------------------------------------------------
بسیجیه نامزدشو ميبره پارک
اونجا بلال می بینه ...
یکی از بلالها رو برمیداره
نشون دختره میده میگه :
اینه می بینی !
قدرت خداست !
همین زمان پیغمبر اذون میگفته
--------------------------------------------------------------
روی سنگ قبرم بنویسید: عین نخودچی های ته اجیل بود!
وقتی هیچ چیز دیگه ای نبود، می اومدن سراغش...
--------------------------------------------------------------
از مرد فرانسوی پرسیدند: چرا دست زن رو میبوسی؟
پاسخ داد: چون زن محترم است و نیمه گمشده مرد را تکمیل میکند
مرد آلمانی به این سوال اینگونه پاسخ داد: زن مقدس است چون میزاید و ادامه زندگی در اوست
و پاسخ مرد ایرانی: بالاخره باید از یه جایی شروع کنم دیگه
--------------------------------------------------------------
یه توریست میاد ایران میپرسه چرا اینجا همه همدیگه را خواهر برادر صدا میکنن طرف میگه چون سال ۵۷ یکی مادر ملتو......
--------------------------------------------------------------
فيلم هاي دانشجويي
فيلم هاي دانشجويي
دوران قبل از دانشگاه = حسرت
قبول شدن در دانشگاه = صعود
كنكور = گذرگاه كاماندارا
دوران دانشجويي = سالهاي دور از خانه
خوابگاه دانشجويي = آپارتمان شماره 13
بي نصيبان از خوابگاه = اجاره نشين ها
امتحان رياضي = كشتار بيوجرسي
افتاده هاي رياضي۱ =بايکوت
امتحان ميان ترم = زنگ خطر
امتحان پايان ترم = آوار
ليست نمرات دانشجويي = ديدنيها
نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختي
مسئولين دانشگاه = گرگها
استادان = اين گروه خشن
اشپزخانه = خانه عنكبوت
رستوران دانشگاه = پايگاه جهنمي
پاسخ مسئولين = شايد وقتي ديگر
دانشجوي ا خراجي = مردي كه به زانو در امد
دانشجوي فارغ التحصيل = ديوانه از قفس پريد
دانشجوي سال اولي = هالوي خوش شانس
دانشجوي عاشق=آواز قو
ازدواج دانشجويي=کلاه قرمزي و سروناز
دانشجوي دودره باز=پاپيون
واحد گرفتن = جدال بر سر هيچ
مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشيانه فاخته
پاس كردن واحدها = آرزوهاي بزرگ
مرگ استادها = جلادها هم ميميرند
محوطه چمن دانشگاه =حريم مهرورزي
استاد راهنما = مرد نامرئي
كمك هزينه = بر باد رفته
درخواست دانشجويان = بگذار زندگي كنم
دانشجوي دانشگاه شهيد بهشتي = بينوايان
دانشکده علوم=آليس در سرزمين عجايب
برخورد استادان = زن بابا
اتاق رئيس دانشگاه = كلبه وحشت( جديد ترين قسمت)
شب امتحان = امشب اشكي ميريزم
تقلب در امتحان = راز بقا
يادگيري = قله قاف
دانشجوي معترض = پسر شجاع
تربيت بدني1 = راكي1
تربيت بدني2 = راكي2
خاطرات استادها = اعترافات يك خلافكار
انصراف = فرار از كولاك
تصييح ورقه امتحان = انتقام
نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ
شاگرد اول = مرد 6 مبليون دلاري
آرزوي دانشجويان = زلزله بزرگ
هيئت علمي = سامورا يي ها
رئيس دانشگاه = ديكتاتور بزرگ
رئيس دانشکده=دردسر هاي آقاي رئيس جمهور
مدير گروه= مردي که مي خندد
رفتن به خوابگاه دختران = عبور از ميدان مين
استاد دانشگاه = گاو
رئيس اموزش = سيندرلا " جيغ "
سرور=دختري با کفشهاي کتاني
برخورد مسئولين = كميسر متهم ميكند
از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راين
--------------------------------------------------------------
خدایا من خودم برات یه جعبه سیب میخرم ... دیگه زشته ، بسه دیگه ، بیا با هم دوس باشیم . روی همدیگرو ببوسیم ! حله ؟؟! بیایم بهشت ؟؟
--------------------------------------------------------------
غضنفر به دوست دخترش میگه میدونی فرق تو با بز چیه؟
دوست دخترش قهر میکنه میره...
غضنفر داد میزنه: بیا بابا ... فرقی ندارین...
:)
--------------------------------------------------------------
خدایا ما را به خاطر یک سیب از بهشت انداختی رو زمین به خاطر آب انگور میندازیمون جهنم!! با میوه ها مشکل داری؟؟؟
--------------------------------------------------------------
حاصل ازدواج یک چینی با یک ایرانی!!!!!!!!!!!!!!!
یک بچه چشم تنگ کون گشاد.
--------------------------------------------------------------
توی فرودگاه یکی بود که پشت سر هم سیگار میکشید . یکی دیگه رفت جلو گفت: - بخشید آقا...! شما روزی چند تا سیگار میکشین...؟! - طرف جواب داد: منظور؟ - منظور اینکه اگه پول این سیگارا رو جمع میکردین، به اضافهی پولی که به خاطر سلامتیتون خرج دوا و دکتر میکنین، الان اون هواپیمایی که اونجاست مال شما بود...! طرف با خونسردی جواب داد: - تو سیگار میکشی؟ - نه! - هواپیما داری؟ - نه! - به هر حال مرسی بابت نصیحتت...؛ ضمناً اون هواپیما که نشون دادی مال منه
--------------------------------------------------------------
وصیت خدا به جنتی:ما که رفتیم اگه راضی شدی که بمیری قربون دستت اون خورشیدم خاموش کن
--------------------------------------------------------------
طولاني ترين شب چه شبي است؟؟!
غضنفر : شبي كه با زنت قهري و دامن كوتاه پوشيده !!!!
--------------------------------------------------------------
يه بار يه بچه از باباش ميپرسه : بابائي وقتي شما با ماماني ميرفتين ماه عسل من هم بودم ، بابائه ميگه آره عزيزم تو هم بودي ... رفتني پيش من بودي ، برگشتني ....
--------------------------------------------------------------
من فقط عاشق اینم / عمری از خدا بگیرم
تا ابد زنده بمونم / میدونم که من میتونم
.
.
.
آلبوم جدید جنتی به نام
(دوباره میسازمت بدن)
--------------------------------------------------------------
مرد: چی بگم؟ خداکنه زودتر بشه !! مگه من چقدر طاقت دارم؟
زن: اگر از پيشت برم؟
مرد: فکرش هم ناراحتم می کنه !!
زن: منو دوست داري؟
مرد: البته ، مطمئن باش !! مگه شک داری ؟
زن: آيا تا حالا به من خيانت كردي ؟
مرد: نه ! به هیچ وجه در ضمن از سوالت هم خوشم نیومد
زن: منو مسافرت ميبري؟
مرد: اگر وقت کنم هر روز !!
زن: آيا منو ميزني؟
مرد: به هيچ وجه ! من از اين آدما نيستم !
زن: ميتونم بهت اعتماد كنم؟
مرد: چی ؟؟؟؟؟
بعد از ازدواج
همين متن را اين دفعه از پائين به بالا بخوانید
--------------------------------------------------------------
یه بار تو یه جمعی بودم دوستم زنگ زد گفت یه سؤال می پرسم
اونجا تابلو نکن فقط با آره یا نه جواب منو بده...
گفتم :بپرس
گفت: اوضاع اونجا چه جوریه ؟!!!!
--------------------------------------------------------------
................................
--------------------------------------------------------------
................................
--------------------------------------------------------------
................................






0 نظرات:
ارسال يک نظر